برگردان به زبان ساده
دوش آمد دلبرم با چهرهٔ افروخته
وز رخ افروخته جان جهانی سوخته
هوش مصنوعی: دیشب محبوبم با چهرهای درخشان و آتشین به سراغم آمد و از چهرهاش انرژی و حرارتی منتشر شد که جان جهانی را سوزانده بود.
از کمان غمزه اش تیری مرا بر دل رسید
شصت او نازم عجب تیرافکنی آموخته
هوش مصنوعی: از چشمان معشوقم تیر محبت به دلم رسید و من به شگفتی از این زیبایی او که چگونه این هنر را به دست آورده است، حیرت زدهام.
از نگاهی جامهٔ صبر مرا او پاره کرد
من چو حربا دیده بر خورشید رویش دوخته
هوش مصنوعی: او با یک نگاه از من صبر و تحمل را گرفت و من مانند حبابی که در مقابل خورشید میدرخشد، همه توجهام به زیبایی او معطوف شده است.
گفتمش جانا ز تاب عشق عالم سوز تو
صبر و تاب و جسم و جان وخانمانم سوخته
هوش مصنوعی: به او گفتم، ای عزیز، به خاطر عشق سوزان تو، صبر و حوصلهام، بدنم، روح و خانهام همه در آتش سوختند.
این وفاداری ز «ترکی» بس که با این مفلسی
یک سر موی تو را با عالمی نفروخته
هوش مصنوعی: وفاداری از نوع «ترکی» به قدری ارزشمند است که شخصی با این همه کمبود و ناچیزی، حاضر نیست حتی یک تار موی تو را با تمام دنیا عوض کند.