برگردان به زبان ساده
چشم تو و خط و خالت ای بت رعنا!
برده زمن عقل و صبر و هوش به یغما
هوش مصنوعی: چشم و زیبایی تو، ای محبوب دلربا! تمام عقل و صبر و درک مرا بهسرقت برده است.
مست و خراب است ترک چشمت و داری
خنجر مژگان به کف به قصد تن ما
هوش مصنوعی: مست و خراب به عشق توام و تو با چشمانت مانند خنجری در دست، به قصد آسیب زدن به من نزدیک میشویی.
چهر منیرت ز زیر زلف تو گویی
گشته عیان آفتاب، در شب یلدا
هوش مصنوعی: چهره درخشان و تابناک تو از زیر گیسوانت همچون آفتاب در شب یلدا به روشنی درآمده است.
در خم هر تار زلف سلسله سانت
صد دل دیوانه راست سلسله برپا
هوش مصنوعی: در هر پیچ و خم تارهای موی تو، صد دل دیوانه وجود دارد که در عشق تو به هم میپیوندند و گروهی را تشکیل میدهند.
سرو و صنوبر به پیش پای تو افتند
گر به چمی در چمن به عزم تماشا
هوش مصنوعی: سرو و صنوبر با افتادگی و ارادت به دنبالت میآیند، اگر تو با نگاهی در چمن قدم بگذاری و قصد تماشا داشته باشی.
صید درآید به پای خود به کمندت
گر تو خرامی به عزم صید به صحرا
هوش مصنوعی: اگر تو با ناز و دلربایی به سمت صحرا بروی، شکار به راحتی خودش را در دام تو خواهد انداخت.
غمزه صید افکنت به کشتن «ترکی»
خنجرا سکندر است و پهلوی دارا
هوش مصنوعی: نگاه ناز و دلربایت مانند نیستی که به شکار میآید، خنجر سکندر و قدرت داری را به یاد میآورد.