برگردان به زبان ساده
شنو تو این سخن ای زاهد مرقع پوش!
بیا به میکده همراه ما و، باده بنوش
هوش مصنوعی: ای زاهد که لباس ساده و زاهدانه به تن داری، به این سخن توجه کن! بیا به میخانه با ما و شراب بنوش.
سری بنه به ارادت به پای پیر مغان
غلام درگه او باش و، عبد حلقه به گوش
هوش مصنوعی: سر خود را به خاطر ارادت به پای پیر مغان بگذار و غلام درگاه او باش و عبد حلقه به گوش او گرد.
ز دوش خویش بینداز خرقهٔ پشمین
که تا نهند به میخانه ات صنوبر دوش
هوش مصنوعی: لباس پشمی را از روی دوش خود بردار تا در میخانهات درخت تنومندی بکارند.
تو را نصیحت رندانه می کنم امروز
مر این نصیحت رندانه را، ز من کن گوش
هوش مصنوعی: امروز میخواهم به تو به شکل زیرکی نصیحتی کنم. این نصیحت را از من بشنو و به آن توجه کن.
گرت هواست که باشی به دوست محرم راز
زما سوی به جز از دوست، چشم خویش بپوش
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در کنار دوست، به رازداری بپردازی، پس باید از دیگران چشمپوشی کنی و تنها به او توجه کنی.
مقیم کوی خرابات باش و، لیک آنجا
ز هر که هر چه ببینی ببین و، باش خموش
هوش مصنوعی: در گلیمی که پر از شور و شوق است، بگذار دل و جانت در آنجا بماند، اما هر آنچه که میبینی، حتی اگر زشت باشد، فقط تماشا کن و حرفی نزن.
بیا و خرقه تقوی و زهد چون «ترکی»
به رهن باده بنه، پیش پیر باده فروش
هوش مصنوعی: بیایید و لباس تقوا و زهد را کنار بگذارید و مانند «ترکی» باده را تماشا کنید، پیش فروشنده باده.