غزلیات
نیر تبریزی
»
غزلیات
شمارهٔ ۱ : زد ننگ عشق کوس ملامت به نام ما
شمارهٔ ۲ : چشمت به غمزه کشت دو صد بیگناه را
شمارهٔ ۳ : بستی برشته سر مو پای و دست ما
شمارهٔ ۴ : بجان دوست که از درمران گدائی را
شمارهٔ ۵ : چند در بند کشم این دلِ هرجایی را
شمارهٔ ۶ : نفس بازپسین است ز هجرت جان را
شمارهٔ ۷ : در کمالت چه دهم داد سخندانی را
شمارهٔ ۸ : صنما نه میل مسجد نه سر کنشت ما را
شمارهٔ ۹ : کس نزد پای بگویت که نه سر داد آنجا
شمارهٔ ۱۰ : از حد گذشت جلوه فروهل نقاب را
شمارهٔ ۱۱ : سالها گوشه غم بود دل ریش مرا
شمارهٔ ۱۲ : مده به باد سر زلف عنبرآسا را
شمارهٔ ۱۳ : بی می نتوان برد بهسر فصل خزان را
شمارهٔ ۱۴ : در پردهٔ حُسن روی تو شد پردهدر مرا
شمارهٔ ۱۵ : جدا از چشمِ او ، تن در تب و جان بر لب است امشب
شمارهٔ ۱۶ : گیرم اندر دل پر درد هزاران غم از اوست
شمارهٔ ۱۷ : چندم از کشمکش موی تو جان این همه نیست
شمارهٔ ۱۸ : در کار عشق حاجت تیغ و خدنگ نیست
شمارهٔ ۱۹ : امروز خرمن گل و نسرین و سوسن است
شمارهٔ ۲۰ : زینهار ایدل از آن غمزه که شمشیر بدست است
شمارهٔ ۲۱ : هر شکاری شود از چنگل شهباز گرفت
شمارهٔ ۲۲ : لوحش الله صنما این چه دهان است و لب است
شمارهٔ ۲۳ : گر باده کشانرا طرب از باده ناب است
شمارهٔ ۲۴ : زلف سرکش بین که پروای پریشانیش نیست
شمارهٔ ۲۵ : لب عذرا که دل وامق از آن خونین است
شمارهٔ ۲۶ : چند برد زاهد انتظار قیامت
شمارهٔ ۲۷ : هوسم کشد نگارا ز حلاوت عتیبت
شمارهٔ ۲۸ : مگر قدم به ره عشق هشتن آسان است
شمارهٔ ۲۹ : همه را چشم عنایت زتو شیرین پسر است
شمارهٔ ۳۰ : آن نه زلفیست که پیچیده به دور ذقن است
شمارهٔ ۳۱ : نوش لب یار نیم خند است
شمارهٔ ۳۲ : ما را به در میکده دادند اقامت
شمارهٔ ۳۳ : بهای قند چه داند که در جهان چند است
شمارهٔ ۳۴ : ز غمت خون دلی نیست که در جامم نیست
شمارهٔ ۳۵ : خبر ما که برد باز بدان لعبت مست
شمارهٔ ۳۶ : کدام آیت رحمت که در جبین تو نیست
شمارهٔ ۳۷ : صنما زخم دل از چاره اغیار گذشت
شمارهٔ ۳۸ : جانا حیوه من زلب می پرست تست
شمارهٔ ۳۹ : آنرا که بپای تو سهی سرو سری نیست
شمارهٔ ۴۰ : جنبش کبک بزیبائی رفتار تو نیست
شمارهٔ ۴۱ : تا دل من ریش و لعل و نمکین است
شمارهٔ ۴۲ : چند عمر اندر پی آب سکندر بگذرد
شمارهٔ ۴۳ : مگو جان بی سبب بر گردن از مویت رسن دارد
شمارهٔ ۴۴ : آن نه مست است که می خورد و ببازار افتاد
شمارهٔ ۴۵ : حسن از آنپایه گذشته است که در وصف من آید
شمارهٔ ۴۶ : چه بود با سر زلف تو کار جان بسر آید
شمارهٔ ۴۷ : سرخوشانی که شراب لب مستانه زدند
شمارهٔ ۴۸ : همچو نی وصل تو هر دم که مرا یاد آید
شمارهٔ ۴۹ : دودی ز آهم ار بدرون نی اوفتد
شمارهٔ ۵۰ : خون من جای می ار خورد لبش نوشش باد
شمارهٔ ۵۱ : نسزد چنین جمالی به حجاب ناز باشد
شمارهٔ ۵۲ : ساقی مجلس گشود زلف سمن سود
شمارهٔ ۵۳ : رنجه مباش ، ار دل ، از تو در گله باشد
شمارهٔ ۵۴ : ترک چشمت چو کمین از پی نخجیر کند
شمارهٔ ۵۵ : مرغی شکسته درخور تیر ستم نبود
شمارهٔ ۵۶ : یاد موی توام از دیده به در مینرود
شمارهٔ ۵۷ : زلف به ملک حسن به سر تا کله نهاد
شمارهٔ ۵۸ : نظرم دوش بدیدار مهی زیبا بود
شمارهٔ ۵۹ : خیل خیال تست که بر چشم ما رود
شمارهٔ ۶۰ : مهل آن روی که از پرده پدیدار آید
شمارهٔ ۶۱ : ای قدت سرو، اگر سرو به رفتار آید
شمارهٔ ۶۲ : هر صباحم که ره از خانۀ خمار افتد
شمارهٔ ۶۳ : از تو نتابم رخ ای نگار بمعبود
شمارهٔ ۶۴ : گر چونتو در آفاق جفار کار نباشد
شمارهٔ ۶۵ : جز دل ما که ز یاد تو به پرواز آید
شمارهٔ ۶۶ : چه شدی کار من دلشده یکسر میشد
شمارهٔ ۶۷ : عنبرینموی تو ، بر طرف جبین میگذرد
شمارهٔ ۶۸ : زلف جانان سحر از باد صبا در هم شد
شمارهٔ ۶۹ : نگار من چو بتاراج عقل و دین خیزد
شمارهٔ ۷۰ : نه من از تنگی دام است که در فریادم
شمارهٔ ۷۱ : خیز تا معتکف خانۀ خمار شویم
شمارهٔ ۷۲ : تیشه بر پا زدی ار داغ منش در دل بود
شمارهٔ ۷۳ : دلبر من به چهره چون زلف معنبر آورد
شمارهٔ ۷۴ : اگر بلبل به دل داغی ز جور باغبان دارد
شمارهٔ ۷۵ : افسرده دلان شورت نادیده بسر دارد
شمارهٔ ۷۶ : جان در خور خدنگ تو ابرو کمان نبود
شمارهٔ ۷۷ : گر نه چشمان تو در قصد گرفتارانند
شمارهٔ ۷۸ : بتان چو زلف مسلسل به تاب میسازند
شمارهٔ ۷۹ : در قیامت اگرم زلف تو زنجیر شود
شمارهٔ ۸۰ : شانه هر دم که بر آن کاکل مشکین گذرد
شمارهٔ ۸۱ : عمری که بیتو ای مه نوشاد میرود
شمارهٔ ۸۲ : این خودسری که زلف تو ای دلربا کند
شمارهٔ ۸۳ : تا سر کار تو با خانۀ خمار افتاد
شمارهٔ ۸۴ : انس من ایشیخ با می است و دف و عود
شمارهٔ ۸۵ : یارب آنخال که ما را شد از او روز سیاه
شمارهٔ ۸۶ : محتسب با ساغر می گر مرا سر بشکند
شمارهٔ ۸۷ : بکش ای دوست نداریم ز حکم تو گزیر
شمارهٔ ۸۸ : ز تاب زلف تو نارسته خط دمید آخر
شمارهٔ ۸۹ : نه در آزردن دلها چو تو خودرای دگر
شمارهٔ ۹۰ : هندوی چشم و خال و خط و زلف مشکبیز
شمارهٔ ۹۱ : شد روی یار جلوهگر از زلف مشکبیز
شمارهٔ ۹۲ : ای جوان کاین همه آتش زنیم بر دل و ریش
شمارهٔ ۹۳ : گه به مسجد کشدم گه به کلیسای کشیش
شمارهٔ ۹۴ : نه سر سیحۀ زاهد نه چلیپای کشیش
شمارهٔ ۹۵ : کجا به گوش رسد نالههای زار منش
شمارهٔ ۹۶ : عاشق که رنج عشق نداند ز راحتش
شمارهٔ ۹۷ : جهان دریای خوناب است و ناپیداست پایانش
شمارهٔ ۹۸ : دل من کنعان است و چاه سینهٔ زندانش
شمارهٔ ۹۹ : چشم بر صیدم نیفکند آنشکار افکن دریغ
شمارهٔ ۱۰۰ : گفتم رقم کنم به تو حال دل ملول
شمارهٔ ۱۰۱ : من آن نیم که دل آزرده از جفای تو باشم
شمارهٔ ۱۰۲ : هر دم از یاد تو با چشم جدا گریم و مویم
شمارهٔ ۱۰۳ : با تو نخواهم رخ حور ای صنم
شمارهٔ ۱۰۴ : گر مساعد شود آن طرۀ عنبر شکنم
شمارهٔ ۱۰۵ : خم ابروی تو تا با مژه پیوست به هم
شمارهٔ ۱۰۶ : که برگذشت که خون میرود ز چشم ترم
شمارهٔ ۱۰۷ : بپای دار کشد محتسب ز میکده مستم
شمارهٔ ۱۰۸ : می بنالم که بسر وقت رسد صیادم
شمارهٔ ۱۰۹ : خیز تا معتکف خانه خمار شویم
شمارهٔ ۱۱۰ : زنی چو آتش می ساقیا بخر من هوشم
شمارهٔ ۱۱۱ : به سرم فتاده شوری که ز خود خبر ندارم
شمارهٔ ۱۱۲ : دل به دریا زدن از چشم تر آموختهام
شمارهٔ ۱۱۳ : دل گسست از من و با چشم تو پیوست به هم
شمارهٔ ۱۱۴ : سر گران تا کی ز من ساقی بده رطلی گرانم
شمارهٔ ۱۱۵ : عهدها شد که نکردی به نگاهی شادم
شمارهٔ ۱۱۶ : من ای حریف نه مرد شراب گلگونم
شمارهٔ ۱۱۷ : خون شد دل از علایق ناسوت کثرتم
شمارهٔ ۱۱۸ : ای صنم کز چشم کافر کیش بردی دین من
شمارهٔ ۱۱۹ : ای غلام بر سیمین تو زرین کمران
شمارهٔ ۱۲۰ : ساقی کناف بوالهوسان از پیاله کن
شمارهٔ ۱۲۱ : ای ساقی جان آبی بر آتشم از می زن
شمارهٔ ۱۲۲ : به خطا میرمد آن نرگسِ فتّان از من
شمارهٔ ۱۲۳ : بگذار تا بماند چشمم به رهگذاران
شمارهٔ ۱۲۴ : عمر این گردش ایام چه خواهد بودن
شمارهٔ ۱۲۵ : دلا گر گوهر مقصود خواهی دیده دریا کن
شمارهٔ ۱۲۶ : من و وصال تو از خواب عجب خیالست این
شمارهٔ ۱۲۷ : چند بیهوده دلا اینهمه افغان از من
شمارهٔ ۱۲۸ : ای که با لشکر مژگان دراز آمدهای
شمارهٔ ۱۲۹ : بر جو فلک ز شعلۀ آهم کرانهای
شمارهٔ ۱۳۰ : طوقی ز خط بدور زنخدان کشیدهای
شمارهٔ ۱۳۱ : سخت ای لعبت شیرین همه جا رو شدهای
شمارهٔ ۱۳۲ : از هر طرف که پای به پیچم ز کوی تو
شمارهٔ ۱۳۳ : سوزنده آتشی که شود پخته خام از او
شمارهٔ ۱۳۴ : ای صورت زیبای تو مرآت معانی
شمارهٔ ۱۳۵ : امشب اگر ای نائی آهنگ دگر داری
شمارهٔ ۱۳۶ : دلم بخستی و در خون گذاشتی و گذشتی
شمارهٔ ۱۳۷ : چمنی دیدم و کردم قدمی چند خرامی
شمارهٔ ۱۳۸ : ز کمان ابروی دلنشین، چو خدنگ غمزه رها کنی
شمارهٔ ۱۳۹ : نکرد از لابه ای بیمهر اگر خوی تو تغییری
شمارهٔ ۱۴۰ : خنک آن شبی که او رخ بفروزد از شرابی
شمارهٔ ۱۴۱ : در خاطر منی و به دل تیغ میزنی
شمارهٔ ۱۴۲ : شبی پرسیدم از خلوت نشینی
شمارهٔ ۱۴۳ : بر آن سری که بگیری ز لعل او کامی
شمارهٔ ۱۴۴ : من خود مجرّد از همه نام و نشانمی