برگردان به زبان ساده
جان در خور خدنگ تو ابرو کمان نبود
ورنه دل رقیق تو نامهربان نبود
هوش مصنوعی: اگر جانم در تیر تو نبود، قلب نرم و مهربان تو هم نمیتوانست بیرحم باشد.
صد بار کشته بود ز جورم نهیب هجر
گر بوسۀ وداع مر احرز جان نبود
هوش مصنوعی: بارها به خاطر درد و distanza ی جدایی به شدت آسیب دیدهام. حتی اگر وداعی با بوسه باشد، باز هم نمیتواند جانم را حفظ کند.
دیدم بخواب دوش که هم بستر منی
هر گر به بخت خفته مرا اینگمان نبود
هوش مصنوعی: شب گذشته در خواب تو را دیدم که در کنارم بودی. هر چند بر این باور نبودم که شانس من به اینجا رسیده باشد.
گفتم ببوسه جان دهمت سر کشیدو گفت
در ملک حسن بوسه چنان رایگان نبود
هوش مصنوعی: به او گفتم که برایت جان میدهم اگر مرا ببوسی، اما او سر به زیر انداخت و گفت: در سرزمین زیبایی، بوسههای اینچنینی ارزش زیادی دارند و نمیتوان به سادگی آنها را داد.
هر صبحدم که بی تو به بستم بناقه باز
فریاد من کم از جرس کاروان نبود
هوش مصنوعی: هر صبح که بدون تو به روز جدیدی پا میگذارم، صدای نالهام کم از صدای زنگ کاروان نیست.