برگردان به زبان ساده
دل گسست از من و با چشم تو پیوست به هم
دشمن و دوست به خونم شد و همدست به هم
هوش مصنوعی: دل من از من جدا شد و به چشمان تو پیوست. حالا دشمن و دوست با هم یکی شدهاند، و هر دو در آغوش هم به خون من تبدیل شدهاند.
رشتهٔ مهر چنان میگسل از هم که چو خط
ز در صلح در آید بتوان بست به هم
هوش مصنوعی: محبت و دوستی گاهی به قدری آسیب میبیند که اگر از در صلح و آشتی وارد شویم، میتوانیم دوباره آن را به هم وصل کنیم.
به کدامین طرف ای موج روانی که دگر
زورقی نیست درین بحر که نشکست به هم
هوش مصنوعی: ای موج ناپایدار، به کدام سو میروی؟ دیگر قایقی در این دریا نیست که از هم نپاشد.
تیر مژگان تو تا در دل خونبار نشست
شستم از دیده به یک چشم زدن دست به هم
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و نافذ تو به قدری بر دل من تاثیر گذاشت که به یک چشم به هم زدن، اشکهایم را جاری کرد.
چشم صیدافکن آن ترک کمانکش نازم
که کند تعبیه صد تبر بیک شست به هم
هوش مصنوعی: چشمان آن ترک که تیر به کمان میزند، زیبا و دلانگیز است. من به این زیبایی افتخار میکنم، چرا که میتواند با یک اشاره، صد تبر را به هم چسباند.
گر زرهپوش شود عارضت از خط چه عجب
که کشیده است بر او تیغ دو بد مست به هم
هوش مصنوعی: اگر چهرهات به خاطر خطی که بر آن افتاده، زرهپوش شود، چه شگفتی دارد که شمشیری بیرحم بر آن فرود آمده است.