برگردان به زبان ساده
همه را چشم عنایت زتو شیرین پسر است
من تعنت نکنم هرچه تو باری شکر است
هوش مصنوعی: همه به محبت و توجه تو محتاجند، پسر عزیز. من هم از تو خواستهای ندارم، چون هرچه که از تو به من برسد، شکر و نعمت است.
دی برویم نظری کرد و دوایم فرمود
می ندانست که بیماری من از نظر است
هوش مصنوعی: او از دور به من نگاهی انداخت و درمانی را تجویز کرد، غافل از اینکه مشکل من ناشی از همین نگاه اوست.
گل بصد ناز شکفته است تو در خواب هنوز
خیز ای بلبل شوریده که وقت سحر است
هوش مصنوعی: گل با تمام زیباییاش شکفته و به تماشا درآمده است، اما تو هنوز در خواب به سر میبری. ای بلبل پرشور، بیدار شو که وقت صبح است.
خواهم از بخت که با من همه بیداد کنی
تا نه بندد بتو کس مهر که بیدادگر است
هوش مصنوعی: میخواهم از سرنوشت خواستهای داشته باشم که با من ظلم و ستم کند، تا دیگر هیچکس به تو عشق بورزد چرا که تو ظالم هستی.
شمع را با پر پروانه سر و کار نبود
گنهه از آتش سوداست که در زیر پر است
هوش مصنوعی: شمع و پروانه هیچ ارتباطی با هم ندارند. زیبایی و ویرانی ناشی از آتش، نتیجه هر چیزی است که در زیر پر پروانه قرار دارد.
بست در بر رخم اغیار بخندد سهل است
گر بزخمم نمکی هست ز جای دگر است
هوش مصنوعی: خوشرو و شاداب بودن دیگران در برابر من آسان است، اما اگر به زخم من نمک بزنند، این از جای دیگری است و نشاندهنده درد و رنج خاصی است.
گر بدی گفت رقیبی تو به نیکی بگذر
می نه بینی که بدو نیک جهان در گذر است
هوش مصنوعی: اگر رقیبات حرف بدی بزند، با نیکی از آن بگذر. چون میدانی که در زندگی، بدیها در حال گذر و نابودی هستند.