برگردان به زبان ساده
بهای قند چه داند که در جهان چند است
کسی که همدم آن پسته شکر خند است
هوش مصنوعی: قیمت قند را چه کسی میفهمد در حالی که در دنیا کسانی هستند که در کنار پسته شیرین، شاداب و خوشحال زندگی میکنند.
بیا که جای تو خالی است در حوالی چشم
اگر بگریه من خاطر تو خورسند است
هوش مصنوعی: بیا که در اینجا به حضورت نیاز داریم و دل من از غم دوریات میسوزد. اگر تو گریه کنی، دل من را شادی خواهد گرفت.
زمن بدلبر پرخاشجو که گوید باز
بیا که دل بعتاب تو آرزومند است
هوش مصنوعی: کسی که از من فرار کرده و در پاسخ میگوید برگرد، باید بداند که دل من همچنان خواهان اوست و از جدایی رنج میکشد.
دل اربنوش دهانت طمع برد چه عجب
که بنده را همه جا چشم بر خداوند است
هوش مصنوعی: دل عاشق تو، به هر کجا که بری، آرزوی لبهای تو را دارد. چه شگفتانگیز است که بنده همیشه به خداوند امید دارد و چشم به راه اوست.
اگر نه باورت آید قسم بان سر زلف
که نقض عهد ارادت نه شرط و گنداست
هوش مصنوعی: اگر به صداقت من شک نداری، به موهای مجعدش قسم میخورم که نقض عهد و بیوفایی در عشق، نشانهی ناپاکی است.
روان مریم اگر غیرت آورد چه عجب
بر آنعقیله که حوّای چونتو فرزند است
هوش مصنوعی: اگر مریم با غیرت شود، جای تعجب ندارد، چون حوا، مادری همچون تو دارد.
اگر بفصل خزان میل بوستان داری
بیا که دامن مابی رخت گل آکنداست
هوش مصنوعی: اگر در این فصل پاییز خواهان بوی خوش گلها هستی، بیا که دامن طبیعت پر از گلها و زیباییهاست.
فدای عشق که درهم شکست شیشه ما
شکستنی که به از صد هزار پیوند است
هوش مصنوعی: عشق باعث شد که ما دچار بحران و شکست شویم، اما این شکست از هزار پیوندی که داریم، ارزشمندتر است.
خمید قامتم از بار التیام رقیب
نگفت کاین تن گاهی نه کوه الوند است
هوش مصنوعی: تنم از درد عشق خم شده است، اما رقیب نمیگوید که این بدن گاه در برابر مشکلات همچون کوه الوند محکم و استوار است.
مرا بحسن وفا و ترا بخوی جفا
بر آن نیم که بدور زمانه مانند است
هوش مصنوعی: من به خاطر خوبی و وفای تو احساس خوشبختی میکنم، و تو به خاطر بدرفتاریات نگران نیستی. اما برای من مهم نیست که دنیا چگونه تغییر میکند، چون وفا و جفا هر دو همیشه وجود دارند.
دلا بیا که بخوان لب نگار امروز
صلای پسته و بادام و شکر و قند است
هوش مصنوعی: عزیزم، بیا که امروز صدای دلانگیز و شیرین لب زیبای معشوقه در فضا پیچیده و بوی خوش پسته، بادام، شکر و قند به مشام میرسد.
ضرورتست که در دام جان دهد نیّر
چنین که حلقه موی تو بند در بند است
هوش مصنوعی: برای آزاد شدن از قید و بند زندگی، لازم است که جان خود را فدای عشق تو کنم، چون موهای تو همچون حلقهای است که مرا به خود جذب کرده و در بند نگاه داشته است.