برگردان به زبان ساده
بر جو فلک ز شعلۀ آهم کرانهای
ترسم فتد به خرمن ماهت زبانهای
هوش مصنوعی: من از این میترسم که آتش اندوه و غمم، بر آسمانها بفتند و تا خاکی که تو در آن هستی برسد و خرمن زیباییات را بسوزاند.
دارم بدل دو دست که آنچشم جانشکار
جز من بتیر خویش نیاید نشانهای
هوش مصنوعی: من دو دست دارم که تنها آن چشم جاننما میتواند از آنها نشانهای ببیند و جز من، هیچ کس دیگری قادر به دیدن این نشانه نیست.
تنها نه من ز جور تو بیخانمان شدم
نگذاشت آتش تو در این شهر خانهای
هوش مصنوعی: تنها من نیستم که به خاطر ظلم و ناراحتی تو بیخانمان شدم، بلکه آتش احساسات تو باعث شده که در این شهر هیچخانهای نداشته باشم.
بر بوی زلف خم بخمت با گلاب اشگ
چشمم کند ترا زمژه هر لحظه شانهای
هوش مصنوعی: بوی زلف و زیبایی تو چنان است که اشک چشمم با هر لحظه به مانند گلاب در میآید و تسلیم محبت تو میشود.
گویی بهانه ریزد خونم بمزد شست
چشمت اگر بدست نیارد بهانهای
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که چشمان تو بهانهای برای گریهام میسازند و اگر نتوانند بهانهای پیدا کنند، خون دل من را میفشارند.
آنروز داد مژدۀ ویرانگی مرا
بوم غمت که ساخت بدل آشیانهای
هوش مصنوعی: آن روز، هوای غمگین تو به من خبر داد که خاطرۀ ویرانیام را با خود آورد.
هر سو که بنگرم همه تیریست بر کمان
حیران دل رسیدۀ من در میانهای
هوش مصنوعی: هر جا که نگاه میکنم، همه جا پر از چالش و مشکلات است. در این وضعیت، دل من در حالت سردرگمی و تردید قرار دارد و احساس میکنم که در میان این مشکلات گیر کردهام.
زاهد مرا بسبحۀ صد دانه پانه بست
خال لبت کشید بدامم ز دانهای
هوش مصنوعی: زاهد با ذکر و عبادت خود مرا به دام انداخت، اما لبخند زیبای تو مرا بیشتر به دام خود کشید.
مطرب بر اهواره ز من بر به بزم شاه
امشب از این چکامۀ نیرّ ترانهای
هوش مصنوعی: امشب در حضور شاه، ای مطرب، از این موزیک زیبا و دلنشین برای من یک آهنگ بزن.