برگردان به زبان ساده
تا سر کار تو با خانۀ خمار افتاد
راز سر بستۀ ما بر سر بازار افتاد
هوش مصنوعی: زمانی که ماجراهای مربوط به تو در خانهی میخانه رخ داد، راز پنهان ما به جایی افشا شد که در انظار عمومی قرار گرفت.
بسر زلف تو آویخت دل ازچاه زنخ
کار زندانی عشقت بسر دار افتاد
هوش مصنوعی: دل به زلف تو آویخته و به خاطر عشق تو خود را در چاه گرفتار کرده است. عشق تو مانند زندانی، دل را به بند کشیده و به او سختی میدهد.
دل ز سر حلقۀ زلفت نبرد راه بجای
همچو آن نقطه که اندر کف پرکار افتاد
هوش مصنوعی: دل از حلقۀ زلف تو راهی نمییابد، مانند آن نقطهای که در دست کارگر افتاده و بیحرکت مانده است.
ای پسر تا به کِی آن روی ، نهان در خَمِ زلف،
پرده بگشا که مرا پرده ز اسرار افتاد
هوش مصنوعی: ای پسر، تا کی میخواهی چهرهات را در لابلای موهایت پنهان کنی؟ پرده را کنار بزن و خود را نشان بده، زیرا رازها و اسرار از پرده بیرون آمدهاند.
غالباً ره نبرد عاشق صادق سوی وصل
اندرین کار مرا تجربه بسیار افتاد
هوش مصنوعی: عاشق واقعی معمولاً به سختی میتواند به وصال معشوق برسد و در این مسیر من تجربیات زیادی داشتهام.
دل دیوانه که شد واله آن نرگس مست
هوشیاریست که با مردم خمار افتاد
هوش مصنوعی: دل دیوانهای که عاشق نرگس مست شده، در حقیقت به حالتی از هوشیاری رسیده که با افرادی که حالت مستی دارند، همدردی میکند.
سخنت گرچه لطیف است سرا پا نیرّ
لب فروبند که در قافیه تکرار افتاد
هوش مصنوعی: اگرچه کلام تو زیبا و دلنشین است، بهتر است سکوت کنی زیرا تکرار در قافیه ممکن است به زیبایی آن آسیب بزند.