برگردان به زبان ساده
ای صورت زیبای تو مرآت معانی
سرگشته چو پرگار به تصویر تو مانی
هوش مصنوعی: ای زیبایی تو، تجلی معانی هستی که مانند پرگار در دایرهی وجود تو میچرخد و به تصویر زندگیات مینگرد.
در جنس ملک گر بشری هست تو اویی
در نوع بشر گر ملکی هست تو آنی
هوش مصنوعی: اگر در عالم ملک، انسانها وجود دارند، تو همان شخص هستی. و اگر در نوع بشر، فرشتگان وجود داشته باشند، تو نیز همان فرشته هستی.
جسمی اگر ای مایهٔ جان جسم بهشتی
جانی اگر ای قوّت تن جان جهانی
هوش مصنوعی: اگر بدن تو باعث حیات توست، مانند یک پدیدهٔ بهشتی است و اگر جان تو نیروی زندگیات باشد، پس روح تو جهانی است.
سهو است به جد تنگ کشیدن به کنارت
زین سان که تو نازکتن و باریکمیانی
هوش مصنوعی: اشتباه است که در کنار تو اینقدر نزدیک و تنگ بنشینم، زیرا تو انسان حساسی هستی و زیبایی خاصی داری.
آرش نه ای ترک توزۀ سست کن از تبر
بر ساعد سیمین نسزد سخت کمانی
هوش مصنوعی: آرش به تو نرسیده است که با تبر بر بازوی نقرهای ضربه بزنی. این کار به هیچ وجه شایستهی کمانداری نیست.
نامی ز دهان تو شنیدیم در افواه
جستیم و ندیدیم از آن نام نشانی
هوش مصنوعی: ما سخنی از نام تو شنیدیم و در هر جا به دنبالش گشتیم، اما هیچ نشانی از آن پیدا نکردیم.
گر وصل دهانت طلبد دل مکنش منع
نبود عجب از پیر تمنای جوانی
هوش مصنوعی: اگر دهانت خواهان وصلی باشد، دل خود را از این خواسته محروم نکن. جالب نیست که جوانی در پی خواسته های قدیمی باشد.
گویم که شب از نالۀ دل سخت تو شد نرم
چون روز شود باز ببینم که همانی
هوش مصنوعی: میگویم که شب به خاطر نالههای دل، به شدت نرم و آرام شده است، اما وقتی روز دوباره میشود، میبینم که هنوز همان حال و هوا برقرار است.
گفتند به دور زنخش آب حیات است
خود را به چه انداختم از راه ندانی
هوش مصنوعی: گفتند که دور زن خویشتن زندگی و حیات وجود دارد، چرا باید خود را به بیراهه بیفکنم و از آن دور شوم؟
جرم از دل ما نیست که امکان سلامت
از تیر نظر نیست که تیریست نهانی
هوش مصنوعی: اشکال از دل ما نیست، بلکه خطر در کمین است و این خطر به طور پنهانی وجود دارد.
ای جان به ترازیّ بهای تو سبکسنگ
درّی چو تو کس یاد ندارد به گرانی
هوش مصنوعی: ای جان، تو به اندازهای ارزشمندی که هیچ کس به گرانی تو توجهی ندارد و تو مانند دُر با ارزشی هستی که کسی جز تو را نمیشناسد.