برگردان به زبان ساده
خنک آن شبی که او رخ بفروزد از شرابی
چکد از جگر مرا خون چو بر آتشی کبابی
هوش مصنوعی: خنک شبی که او با زیباییاش دل مرا به طوری از شراب پرکند که مانند خون از وجودم بریزد، مانند کبابی که روی آتش میپزد.
تو خود ای غزال رعنا چه بلا شدی خدا را
که به دور چشم مست تو ندیده فتنه خوابی
هوش مصنوعی: ای غزال زیبا، چه بلا به سرت آمده که در اطراف چشمان مسحورت، فتنهای را نمیبینی و در خواب غفلت به سر میبری؟
چه شب است یا رب امشب که در انتظار روزش
همه اختران شمردیم و نیامد آفتابی
هوش مصنوعی: امشب شب عجیبی است؛ ما به امید رسیدن صبح، همه ستارهها را شمردیم، اما هنوز آفتابی طلوع نکرده است.
به گرشمهٔ نهانی بکنی هر آنچه دانی
نه مرا دل سؤالی نه تو را سر جوابی
هوش مصنوعی: اگر در دل نهانی خود هر چیزی را که میدانی بگویی، دیگر نه من سؤالی دارم و نه تو پاسخی برای گفتن.
اگر از لب تو بوسی بزدم مکن تُرُش رو
که کش آشنای دیرین نکشد به شکّر آبی
هوش مصنوعی: اگر از لب تو بوسهای بزنم، لطفا ناراحت نشو. چرا که کسی که با او آشنا هستم، این بوسه را شیرین میداند.