برگردان به زبان ساده
ز تاب زلف تو نارسته خط دمید آخر
بغیر روز سیاه از تو دل ندید آخر
هوش مصنوعی: از زلف زیبای تو، ناراحتی عمیقی به وجود آمد و در نهایت جز روزی سیاه و غمگین، چیزی از تو به دل من نمانده است.
فلک بر ابروی من خم نداد و غمزۀ تو
بیک اشاره کمان مرا کشید آخر
هوش مصنوعی: آسمان بر ابروی من توجهی نکرد، اما یک نگاه کج تو باعث شد که قلبم به شدت تحت تاثیر قرار بگیرد و متوجه عشق شوم.
دلم ز شوق دهانش میان خون میگشت
بنقد بوسه لبش خون من خرید آخر
هوش مصنوعی: دل من از شوق دیدار او به شدت میتپید و به خاطر بوسه لبانش، جانم را با خون خود به او تقدیم کردم.
قدیکه سر بسر آن خم نکرد در همه عمر
بپای بوس سهی قامتی خمید آخر
هوش مصنوعی: در طول زندگی، هرگز سر به زیر نیاوردم، اما در نهایت به خاطر بوسهای بر پای کسی با قامت زیبا، مجبور شدم خم شوم.
خیال افعی زلفت بدیده دید مگر
که مرغدل بفغان زاشیان پرید آخر
هوش مصنوعی: تصور چگونگی زیبایی زلفهای تو در چشمانم نقش بسته، اما آیا این تصور سبب نمیشود که دلباخته از شدت احساس، به فریاد و ناله درآید و از آن حالت فرار کند؟
دم از دهان تو زد غنچه گوئیا که صبا
ز رشک پردۀ ناموس او درید آخر
هوش مصنوعی: غنچه به گویا دم از لبان تو زد، انگار که نسیم به خاطر حسادت به پردهی زیبایی او آسیب رسانده است.
قبای روز سیه راست شد بقامت ما
مشاطه تا سر آنزلف کچ برید آخر
هوش مصنوعی: در روز تاریک و سخت، بر تن ما جامه زیبایی پوشیده شد، و آرایشگر تا سر آن موی بلند، به کار خود مشغول شد و آن را کوتاه کرد.
ز مهر ورزی پنهان دلم بجان آمد
جنون عشق بفریاد من رسید آخر
هوش مصنوعی: به خاطر محبتهای پنهانی، دلم به شدت گرفتار شده و دیوانگی عشق به کمک من آمد.
قرار و صبر ز دل جوبدار نشان نیرّ
بگو که خونشدو از دیدگان چکید آخر
هوش مصنوعی: دل جویبار به آرامش و تحمل نیاز دارد، اما از عمق وجودش نشان نمیدهد. سرانجام اشکهایش به خاطر رنجی که میکشد از چشمانش سرازیر میشود.