برگردان به زبان ساده
محتسب با ساغر می گر مرا سر بشکند
با کم از سر نیست ز آن ترسم که ساغر بشکند
هوش مصنوعی: محتسب با جام مرا میبیند و میترسم که سرم بشکند، اما از این نمیترسم که خود سرم بشکند، بلکه نگرانم که جام بشکند.
تا شنیدستم که دل بشکسته دارد دوست دوست
من بموئی بسته ام دل تا مکرر بشکند
هوش مصنوعی: تا زمانی که شنیدم دل دوست غمگین است، من هم دلم را به او سپردم تا دوباره و دوباره شکسته شود.
ای مساعد کوکب آن جانی که جانانش ستد
وی همایون روزگار آن دل که دلبر بشکند
هوش مصنوعی: ای ستاره خوشبخت، آن کسی که جانش را به محبوبش داده است، همانند روزگار خوشی است که دلی را که معشوقش میشکند، توانایی جبران دارد.
چون بصیدم سر دهی شاهین چشم آهسته ده
تیز پرواز است ترسم ناگهش پر بشکند
هوش مصنوعی: زمانی که به دنبال شکار میروم و شاهین را با دقت مینگرم، میترسم که ناگهان پروازش را از دست بدهد و پرهایش بشکند.
شیخ را گردن شکست از بار دستار گران
بار وی یا رب گران کن بار دیگر بشکند
هوش مصنوعی: شیخ به خاطر سنگینی دستار خود گردنش شکست. ای خدا، دوباره این بار را سنگینتر کن تا او دوباره دچار مشکل شود.
شانه در آئینه مرگ ما مصوّر میکند
تا ترا بر رخ یکی زلف معنبر بشکند
هوش مصنوعی: شانه در آئینه تصویر مرگ ما را به نمایش میگذارد، تا بتواند زلفی خوشبو و زیبا را بر چهره تو بشکند.