برگردان به زبان ساده
سر گران تا کی ز من ساقی بده رطلی گرانم
کز سبک مغزی ز پای افکند دور آسمانم
هوش مصنوعی: سر سنگین من تا چه زمانی باید در دست من بماند؟ ای ساقی، از تو خواهش میکنم که جرعهای سنگین به من بدهی، زیرا از روی سبکی روح و کمبود عقل، احساس میکنم که دور آسمان را میچرخم و به زمین میافتم.
شیشۀ صبرم شکست از سنگ عبرت چرخ گردون
خُم به دست آرَم یکی ، در سایهٔ خُم دِه امانم
هوش مصنوعی: صبر من با تجربیات تلخ زندگی که شبیه سنگ است، تَرک برداشت. میخواهم یکی از خُمها را به دست بگیرم تا بتوانم در سایهاش به آرامش برسیم و در امان بمانم.
بر جبین از من میفکن عقده چون ناخوانده مهمان
کز کهن دردی کشان صفۀ ابن آستانم
هوش مصنوعی: بر پیشانی من از غم نریزید چون کسی که به مهمانی ناشناخته آمده، از دردهای قدیمی که بر جانم سنگینی میکند، از اینجا نرود.
طرۀ پرچین بدستم ده که از باد مخالف
اندرین بحر معلق سرنگون شد باد بانم
هوش مصنوعی: دست من را به پرچین زیبایی بزن تا در این دریا که تحت تأثیر باد مخالف است، دچار مشکل نشوم و کشتیام نغلطد.
چوندل شب تیره روزم دیده از چشمم میفکن
کاب حیوان است در جوبارۀ طبع روانم
هوش مصنوعی: در دل شب تار، روز من را نمیبینم و هنگامیکه به آن فکر میکنم، احساس میکنم که در حال زیر پا گذاشتن عواطف و احساسات واقعیام هستم.
مام دهرم خم نشین غصه کرد از چشم بد چون
دید کاندر مهد عهد اینک فلاطون زمانم
هوش مصنوعی: من در دوران خودم که شبیه به فلسفی بزرگ مثل فلاطون هستم، در برابر بدبینی و غمها نشستهام و از آسیبها و چشمبدها پرهیز میکنم.