برگردان به زبان ساده
عاشق که رنج عشق نداند ز راحتش
گو باز گیر رحل اقامت ز ساعتش
هوش مصنوعی: عاشقی که درد و رنج عشق را درک نکند، نمیتواند از آرامش و راحتی زندگیاش حرف بزند. بهتر است از او خواسته شود که دیگر در آنجا نماند و به زندگی عادی خود بازگردد.
گفتم قیامت است چو برخاست قامتش
غافل که تن بر این ندهد استقامتش
هوش مصنوعی: گفتم که حالا روز قیامت است وقتی قامت او بلند شد، غافل بودم که بدنش نمیتواند این همه استقامت را داشته باشد.
انصاف بر چنین قد دلجوی نازنین
زیبد که بار ناز کشی تا قیامتش
هوش مصنوعی: عدالت و انصاف با چنین قامت زیبای دلربا سازگار است، که تو تا ابد باری از ناز و زیبایی او را بر دوش بکشی.
ای باد کاشیانۀ زلفش بهم زدی
باری خبر ده از دل ما و سلامتش
هوش مصنوعی: ای باد، زلفهای زیبا و خرابی که پخش کردی، لطفاً از حال دل ما خبر بده و برای او سلامتی ببر.
زاهد که بیگناه رود بر در کریم
ترسم بحشر سود نه بخشد ندامتش
هوش مصنوعی: زاهدی که بدون گناه به درگاه شخصی بزرگ و کریم میرود، میترسم که در روز قیامت ندامت و پشیمانیاش به او فایدهای ندهد.
ایدل بیا که خون تو کز وی نشان نبود
در چشم او معاینه بینم علامتش
هوش مصنوعی: ای دل، بیا که تو با نگاه کردن به چشم او، نشانی از خونت نمیبینی، اما من در چشمان او نشانههای آن را به وضوح میبینم.
مجنون که رو بجانب دشت جنون نهاد
چون ما نبود طاقت سنگ ملامتش
هوش مصنوعی: مجنون وقتی که به سوی دشت جنون رفت، طاقت شنیدن سنگینی حرفهای ملامتگر را نداشت، در حالی که ما چنین قدرتی نداشتیم.
گو آسمان نواله بدون همتان دهد
ما را نیاز نیست بخوان کرامتش
هوش مصنوعی: اگر آسمان هم به ما رحم کند و غذایی به ما بدهد، نیاز نیست تا از کرامت او صحبت کنیم.
نیرّ ملول شد دل تنگ از هوای ری
آمد بناله بختی صبر از اقامتش
هوش مصنوعی: دل پر از اضطراب و دلتنگی به خاطر هوای ری، به شکوایهای دلنشین درباره بخت خود پرداخته و از طولانی شدن این وضعیت نالان است.
هین رو ببارگاه شهنشاه طوس نه
و اهل بخاک ری همه سود و غرامتش
هوش مصنوعی: برو به درگاه پادشاه طوس و به مردم ری بگو که همگی از سود و زیان او خبر دارند.
آنشاه تاجدار که شاهان روزگار
سایند سر بپای سریر اقامتش
هوش مصنوعی: آن پادشاهی که تاج بر سر دارد و دیگر پادشاهان برای او احترام قائلند، بر تخت سلطنتش نشسته است.
تا سرو قامتش بسرت سایه میکند
سرباز سایپای و بکش بار قامتش
هوش مصنوعی: تا زمانی که قامت زیبای او بر سرت سایه میافکند، تو نیز چون سرباز آمادهای که او را تماشا کنی و از وجودش لذت ببری.