برگردان به زبان ساده
سخت ای لعبت شیرین همه جا رو شدهای
عهد دیرینه نپای و گله نشنو شدهای
هوش مصنوعی: ای معشوقهی شیرینزبان، در همه جا معروف شدهای. عهد و پیمانهای گذشته را فراموش کردهای و دیگر به نالهها و گلایهها توجهی نداری.
کام فرهاد چه سان تلخ نگردد که بهشر
همه شور است که همخوابۀ خسرو شدهای
هوش مصنوعی: اگر فرهاد به آرزوهایش نرسد، تلخی آن چقدر بیشتر خواهد شد، وقتی که میبیند همه شادیها و خوشیها به این دلیل است که تو همسر خسرو شدهای.
کس چو خورشید تر اسیر نیارستی دید
حالی انگشت نما همچو مه نو شدهای
هوش مصنوعی: هیچکس را همچون تو که مانند خورشید درخشان و بینظیری، نخواهی دید. تو بهطور خاص و برجسته مانند ماه در شب نو شدهای و توجه همه را جلب کردهای.
گندم خال ترا جان به بها میدادند
خبرت هست که بیقدر ترا ز جو شدهای
هوش مصنوعی: گندمخال تو را به قیمت جان میدانستند. آیا میدانی که اکنون بیارزش شدهای و مانند جو شدهای؟
پی صید تو بهر گوشه دو صد دام فریب
تو چو آهو بچه هر سو بتک و دو شدهای
هوش مصنوعی: به دنبال تو، در هر گوشه، دامهای زیادی با فریبهای گوناگون گسترده شده است. مثل آهویی که به هر سمتی میدود و به تله میافتد، تو نیز در تب و تاب این جاذبهها هستی.
مدعی روی تو شب خواب نمیدید و کنون
جلوه گر در همه آفاق چو پرتو شدهای
هوش مصنوعی: کسی که در مورد زیبایی تو ادعایی داشت هرگز شبها خواب آرامی نداشت، حالا تو به شکلی در همه جا نمایان شدهای که مانند پرتو نور درخشانی.