برگردان به زبان ساده
کس نزد پای بگویت که نه سر داد آنجا
روید از خاک مگر خنجر بیداد آنجا
هوش مصنوعی: هرگز کسی به پای تو نمیافتد که اگر سر به زمین بگذارد، آنجا ممکن است از خاک سر برون آورد که نشانهای از ظلم و بیداد آنجا باشد.
زلفت ار گرد برانگیخت زشهری چه عجب
خاک یکسلسله دل آمده بر باد آنجا
هوش مصنوعی: اگر زلف تو بر هم خورده باشد، چه تعجبی دارد که دلی از یک سلسله ویران شده، در آنجا به باد رفته باشد.
بهوای گل رویت چمنی باز نماند
که نیامد دل شوریده بفریاد آنجا
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و زیبایی تو، چمنزارها دیگر جایی برای رشد ندارند، چون دل عاشق و بیتاب به آنجا نیامده و فریاد نمیزند.
چه فتاده است در آنکوی که نگذشت بر او
باری از قافله دل که نیفتاد آنجا
هوش مصنوعی: در این کوچه، چه اتفاقی افتاده که هیچ بار و باری از بارهای دل به آنجا نرسیده و بر آن سایه نیفکنده است.
خوشمقامیست فرح بخش خرابات مغان
بود از مغبچه کان تا ابدآباد آنجا
هوش مصنوعی: خرابات مغان، جایی است شاداب و با نشاط که همیشه خوشبختی و خوشحالی به ارمغان میآورد. از آنجا، خوشی و سرور به صورت همیشگی جریان دارد.
گر بصحرای جنون بگذری ای باد صبا
می بیار از دل زنجیری ما باد آنجا
هوش مصنوعی: اگر به دشت جنون میروی، ای باد صبا، دل زنجیری ما را به آنجا ببر.
نیرا بادیه عشق عجب دامگهی است
که رود سر زده صید از پی صیاد آنجا
هوش مصنوعی: دریچهای از عشق وجود دارد که در آن، صید هوش و دل از دام یک شکارچی سر میزند. این مکان عجیبی است که در آن عشق و علاقه به طور ناگهانی ظهور میکند.