برگردان به زبان ساده
جز دل ما که ز یاد تو به پرواز آید
کس ندیده است کبوتر پی شهباز آید
هوش مصنوعی: فقط دل ماست که به یاد تو پرواز میکند و هیچکس دیگر چنین حالتی را ندیده است، مانند کبوتر که دنبال شهباز میرود.
غم معشوقهٔ ما شاهد هرجایی نیست
بر سر عاشق دلداده به صد ناز آید
هوش مصنوعی: غم و اندوه معشوق ما در هر جا مشاهده نمیشود، بلکه فقط بر سر عاشق دلدادهای میآید که با ناز و غم خودش را تسلیم کرده است.
ره دراز است اگر ره ندهم بار سفر
دل ز چین سر زلف تو اگر باز آید
هوش مصنوعی: اگر من در این سفر را برای تو هموار نکنم، این راه طولانی و دشوار خواهد بود. دل من همچنان درگیر زلفهای پیچیده و زیبای تو است و اگر فرصتی دوباره پیدا کنم، قطعا به سمت تو باز میگردم.
خال در پیش و سپاه و خط مشکین از پی
حبشیزاده نگر تا به چه اعزاز آید
هوش مصنوعی: در جلو چشمها، زیبایی و صفا وجود دارد و موجهای تیرهفام از دوشسپاه به عشق یک جوان سیاهپوست توجه کن که چقدر به او عزت و احترام میآورد.
به نگاهی همه خود باختی ای دل هیهات
باش کز پی حشم غمزۀ غماز آید
هوش مصنوعی: ای دل، مواظب باش که با یک نگاه همه چیزت را از دست ندهی، زیرا ممکن است از طرف کسی که به دنبال سو استفاده است، فریب بخوری.
چو زنی تیر بنه مرهمش از بوسۀ نرم
مگذار این دل پردرد به آواز آید
هوش مصنوعی: وقتی که زخم میزنی، با بوسهای ملایم آن را درمان کن. نگذار این دل پر از درد، به صدا درآید.
رخ بپوشان که حذر بایدش از عین کمال
آنکه در حسن و جمال از همه ممتاز آید
هوش مصنوعی: صورت خود را بپوشان، زیرا باید از نگاه زیبا و کامل خود دور بمانی. آن کسی که در زیبایی و جذابیت بر دیگران پیشی میگیرد، باید حذر کند.
یکدلی خسته و صد تیر چنان کن باری
که دگر مرغ غریبی به چمن باز آید
هوش مصنوعی: دستهای از افراد با دلهای خسته و رنجیده، این بار را به گونهای تحمل کنند که دیگر پرندهای غریب و تنها نتواند دوباره به این باغ بازگردد.
گر به مژگان کشد از دیده دل ما چه عجب
هرچه گویند از آن چشم فسونساز آید
هوش مصنوعی: اگر او با مژههایش اشک را از چشمان ما بیرون بکشد، چه تعجبی دارد؟ زیرا هر آنچه در مورد آن چشم سحرآلود بگویند، حقیقت دارد.
گفتی ور عمر بود میکنم آغاز وفا
ترسم این عمر به انجام در آغاز آید
هوش مصنوعی: گفتی اگر زندگی ادامه داشته باشد، وفاداریام را شروع میکنم. اما میترسم که این زندگی در همان آغاز به پایان برسد.
نه نوازد لب شوخم نه کشد چشم سیاه
این چه روزی است که کارم همه از ناز آید
هوش مصنوعی: نه لبخند کسی مرا نوازش میکند و نه چشم سیاهی به من نگاه میکند. این چه روزی است که همه کارهایم از ناز و غم و اندوه به وجود میآید؟
سر یک موی دو صد رشتهٔ جان داد به یاد
هیچ معشوق ندیدیم که جانباز آید
هوش مصنوعی: برای یک تار موی محبوب، جان را فدای او میکنیم، اما هیچ معشوقی را ندیدیم که این طور با فداکاری حاضر به جانبازی باشد.
دم به دم آن دل سختم کشد و زنده کند
نیرّ از سنگ ندیدیم که اعجاز آید
هوش مصنوعی: هر لحظه دل سخت و ناچیز من به زحمت میافتد و زنده میشود، اما تاکنون از سنگ معجزهای ندیدهام.
ای امیر عرب از خاک درت نیرّ را
گر برانی نرود ور برود باز آید
هوش مصنوعی: ای امیر عرب، اگر کسی را از درِ خانهات براندی، مثل نور میباشد که اگر برود، باز هم باز خواهد گشت.
سزد ار پای نهد بر سر شاهان جهان
گر گدایی به غلامیت سرافراز آید
هوش مصنوعی: اگر کسی با ناز و کرامت بر سر بزرگان این دنیا پا بگذارد، سزاوار است، چون اگر مستحق باشد، گدایی نیز میتواند با افتخار در خدمتش باشد.
شعر من گر به سر تربت سعدی گذرد
کاروان شکر از مصر به شیراز آید
یعنی لب شوخ من