برگردان به زبان ساده
من آن نیم که دل آزرده از جفای تو باشم
گرم ز پیش نظر رانی از قفای تو باشم
هوش مصنوعی: من آن شخصی نیستم که از بیوفایی تو دلگیر شوم، حتی اگر از نزدیکیام تو را دور کنی و از پشت سر به من پشت کنید.
تو کز برای منی اعتبارم از تو همین بس
من ارنه درخور آنم که از برای تو باشم
هوش مصنوعی: تو که به خاطر من هستی، اعتبارم از وجود توست. همین برای من کافی است، چرا که من شایستگی آن را ندارم که برای تو باشم.
علی الصباح بهر سو که رهگذار تو باشد
بسر روم که ز پا خستگان پای تو باشم
هوش مصنوعی: صبحگاه، به هر سمتی که تو بروی، من هم به دنبال تو میروم، چون من از خستگان راه هستم و فقط میخواهم پای تو را دنبال کنم.
اگر تو چون سگ بیگانه ام ز خویش برانی
شوم رفیق و سگ کوی آشنای تو باشم
هوش مصنوعی: اگر تو مرا مانند یک سگ بیگانه از خود دور کنی، من به دوستی با آن سگ آشنا در خیابان تو تبدیل میشوم.
هزار باز اگر عهد بستی ار بشکستی
بیا که با همه بدعهدیت فدای تو باشم
هوش مصنوعی: اگر بارها هم که عهدی بستهای و آن را شکستهای، باز هم بیا تا بگویم که با وجود همه بدعهدیهایت، من برای تو فدای تو هستم.
اگر جفا و اگر مهر با همین ز تو شادم
که مطمح نظر چشم دلربای تو باشم
هوش مصنوعی: اگر با من بیوفایی کنی یا با محبت رفتار کنی، من همواره خوشحالم که مورد توجه تو هستم و چشمهایم به سوی تو دوخته شده است.
ضرورتست گدا را خیال سلطنت از چه
مرا خیال نباشد شها گدای تو باشم
هوش مصنوعی: برای گدا لازم است که به فکر سلطنت باشد، اما من چرا به فکر این موضوع نباشم؟ من هم گدای تو هستم.
چو نیست پا که بیایم به رهگذار تو نالم
که سوی صید دل خسته رهنمای تو باشم
هوش مصنوعی: وقتی که پای رفتن به راه تو را ندارم، تنها میتوانم شکایت کنم که به خاطر تو به جستجوی دل شکستهام بروم.
بهشت اگر همه از من بود بدین رخ زیبا
کنم مصالحه نیرّ من ار بجای تو باشم
هوش مصنوعی: اگر بهشت کاملاً در اختیار من بود، به خاطر این چهره زیبا، آن را تغییر میدادم. اگر من به جای تو بودم، قدرت خود را به کار میبردم.