برگردان به زبان ساده
در قیامت اگرم زلف تو زنجیر شود
دل ز دوزخ میر اندیشه که دلگیر شود
هوش مصنوعی: در روز قیامت، حتی اگر زلفهای تو به زنجیر تبدیل شوند، دل من از آتش دوزخ نگران نخواهد بود؛ تنها به این فکر میکنم که آیا دل من ناراحت خواهد شد یا نه.
جان شیرین من است آن لب میگون جانا
حاش لله که کس از جان چنین سیر شود
هوش مصنوعی: جگرگوشهام آن لب زیبا و دلانگیز توست. بههیچوجه نمیتوان از زندگی و عشق به تو سیر شد.
تا نظر میرود از موی تو سر پیدا نیست
وای بر دل اگر این رشته گرهگیر شود
هوش مصنوعی: تا وقتی که موهای تو از نظر پنهان است، سر و طرحی پیدا نیست. وای به حال دل اگر این رشتهای که به تو مرتبط است، محکمتر و گرهخورده شود.
زود میری تو و من تشنهٔ دیرین به لبت
صلح و جنگ من و تو تا بچه تدبیر شود
هوش مصنوعی: تو زود میروی و من همچنان منتظر روزهای گذشتهام. بین ما صلح و جنگی وجود دارد تا زمانی که بچهام بزرگ و به تدبیر و فهم برسد.
ترسم از نرمی آن غبغب سیمین و لطیف
پای دل لغزد و در چاه سرازیر شود
هوش مصنوعی: نگرانیام از زیبایی و نرمی چانهات است که مبادا دل من را به سمت خود بکشاند و در عمق عاشقی غرق کند.
تیغ ابروی تو در دست دو چشم تو خطاست
کاین دو گر مست شود فتنه جهانگیر شود
هوش مصنوعی: ابروی تو همچون تیغی در دستان چشمانت است و اگر این دو در حالت مستی قرار گیرند، میتوانند دنیا را دستخوش فتنه کنند.
سخن از نقطۀ موهوم تو سر بست عجیب
کاین توّهم نه خیالی است که تصویر شود
هوش مصنوعی: این گفته درباره موضوعی است که به نظر میرسد واقعی نیست، ولی در حقیقت جنبهای از واقعیت دارد و نمیتوان آن را صرفاً یک خیال یا تصویر دانست.
خون من لوث شد این غمزهٔ مستانه مترس
این نه خونی است که تنها به تو پاگیر شود
هوش مصنوعی: غمزهٔ زیبا و فریبای تو باعث شده که قلب من از عشق تحمل درد کند. نگران نباش، این احساسات و جراحات فقط مختص تو نیست و بر دل همه اثر میگذارد.
مست دیدار تو از سنگ گریزد؛ هیهات!
روبه ار زین می مستانه خورد شیر شود
هوش مصنوعی: اثر دیدار تو آنچنان است که حتی چیزی سخت و غیرقابل نفوذ مانند سنگ نیز از مستی فرار میکند. بعید است که کسی با وجود چنین حالتی، به شیر تبدیل نشود.
خون دل پاک در اول نظرم خورد چو شیر
نیرّ این طفل نیاسود که خون شیر شود
هوش مصنوعی: در آغاز، از درد دل و رنجی که داشتم، به اندازهای غمگین شدم که شبیه به خونی شیرین و قوی به نظر میرسید. این کودک که آرام نمیگرفت، نشان از این داشت که این تلخی و اندوهی که در من است، به زودی به شادی و خوشحالی تبدیل نخواهد شد.
گفتی این جان به چه کار آیدت ای عاشق پیر
دارم این جان که نثار قدم میر شود
هوش مصنوعی: عزیزم، میگویی این زندگی به چه دردی میخورد؟ من، ای عاشق پیر، این زندگی را برای خدمت به قدمهای محبوب میگذارم.
آن امیر عرب و سیف جهانگیر نبی
کارد اگر نیست جهان گو همه شمشیر شود
هوش مصنوعی: اگر آن امیر عرب و شمشیر جهانگیر نباشد، در این صورت اگر کارد هم باشد، جهان به همه شمشیر تبدیل میشود.
نعت ذات تو شها خواهم اگر شرح دهم
ترسم عالم همه پر نعرۀ تکفیر شود
هوش مصنوعی: اگر بخواهم توصیف و ستایش تو را بگویم، میترسم که این کار باعث شود همه جا به سر و صدا و فتنه بیفتد و مرا تکفیر کنند.
نی همان به که ز اوصاف تو لب بربندم
خواب از آن پایه گذشته است که تعبیر شود
هوش مصنوعی: بهتر است از ویژگیهای تو صحبت نکنم، زیرا خواب و خیالها از آن مرحله گذشتهاند که بخواهند تعبیر و معنی پیدا کنند.