برگردان به زبان ساده
عمری که بیتو ای مه نوشاد میرود
سر داده خرمنی است که بر باد میرود
هوش مصنوعی: عمر من که بدون تو سپری میشود، مانند خوشهای از گندم است که در معرض باد قرار گرفته و به سرعت از بین میرود.
دور از کنار یار ز دریای چشم من
رودیست دجلهٔ که به بغداد میرود
هوش مصنوعی: از دوری محبوبم، اشکهای من همچون رودخانهای است که به رودی شبیه دجله در بغداد میرسد.
شیرین به کامجویی و پرویز در نشاط
غافل ز خون که از دل فرهاد میرود
هوش مصنوعی: شیرین در لذت و خوشی خود غرق است و پرویز نیز در شادی و سرخوشی به سر میبرد، در حالی که غافل از آنند که خون دل فرهاد، عشق و رنجی که او به خاطر شیرین کشیده است، در حال جاری شدن است.
جز من بهر که مینگری در حضور تو
افسردهخاطر آمد و دلشاد میرود
هوش مصنوعی: همه کسانی که در کنار تو هستند، به جز من، در حضور تو ناراحت و غمگین به نظر میرسند، اما من با دل شاد و خوشحال میروم.
مستانه میخرامد و دل از پیش دوان
آهو نگر که از پی صیاد میرود
هوش مصنوعی: دخترک شاداب و با طراوتی میرقصد و دل انسان را به سمت خود میکشاند، مانند آهو که برای فرار از صیاد به سرعت میدود.
خلقی به دام بسته و خود همچو سروناز
بنگر چگونه سر خوش و آزاد میرود
هوش مصنوعی: مردمی در قید و بند گرفتار شدهاند، اما تو همچون پرندهای زیبا و آزاد، با خوشحالی و بیخیالی در دنیا حرکت میکنی.