برگردان به زبان ساده
کجا به گوش رسد نالههای زار منش
هزار بلبل دستانسراست در چمنش
هوش مصنوعی: نالههای دردناک من کجا به گوش کسی میرسد در حالی که هزار بلبل عاشق در باغش با آوازهای دلانگیز میخوانند؟
ضرورتست مرا بی تو رو به صحرا کرد
که بوی موی تو آید ز سنبل و سمنش
هوش مصنوعی: بی تابی من ایجاب میکند که به دشت بروم، زیرا که بوی مویت از میان گلهای سنبل و سمن به مشامم میرسد.
مگر که پای تو بست ای نسیم گلشن مصر
نه یوسفی نه بشیری نه موی پیرهنش
هوش مصنوعی: آیا جز این است که فقط وقتی تو به گلستان مصر میرسی، زیباییهایش را به خاطر میآوری؟ نه یوسف را میبینی و نه بشیری را، حتی موهای پیراهنش هم به ذهنت نمیآید.
کس التفات ندارد به خویش از او چه عجب
گر التفات نباشد به کس ز خویشتنش
هوش مصنوعی: کسی به خود توجهی ندارد، برای چه جای تعجب است اگر به دیگران نیز توجهی نداشته باشد؟ این نشاندهنده این است که انسانها معمولاً غرق در خودشان هستند و کمتر به دیگران اهمیت میدهند.
هزار خار ز مژگان به دیده رفت مرا
گلی نچیده هنوز از نهال نسترنش
هوش مصنوعی: چشمهایم با هزاران درد و رنج پر شده و با این حال هنوز از جوانههای عشق و زیبایی، گلی نچیدهام.
تبارک الله از این گلشن بهشت مثال
که بار نیشکر آرد درخت نارونش
هوش مصنوعی: خداوند را بر این باغ بهشتی میستایم، که درخت نارونش مانند درخت نیشکر میوه میدهد.
چنان گرفته به من کار تنگ چشم رقیب
که اختیار ندارم به بوسه از دهنش
هوش مصنوعی: رقیب چنان بر من تسلط دارد و کارم را سخت کرده است که حتی نمیتوانم به راحتی به او نزدیک شوم و لبخندش را ببوسم.
کمال حسن و لطافت نگر که چشم دقیق
به جهد فرق نیارد میان جان و تنش
هوش مصنوعی: به زیبایی و ظرافت دقت کن که چشم تیزبین نمیتواند بین روح و جسم او تفاوت قائل شود.
قیاس روی تو سهو است جز به باغ بهشت
که دیده سیر کند ارغوان و یاسمنش
هوش مصنوعی: تشبیه کردن زیبایی تو به چیزهای دیگر اشتباه است، مگر به باغ بهشتی که در آن چشم میتواند از دیدن گلهای ارغوانی و یاسمن سیر شود.
من ارزو جد کنم پیرهن قبا چه عجب
قرین روی تو تنگست پوست بر بدنش
هوش مصنوعی: اگر من آرزوی جدایی از پیرهن قبا را داشته باشم، چه عجب که پوست بر روی بدنش تنگ شده و به روی تو چسبیده است.
خوشا نواحی بغداد خاصه فصل بهار
که مرده در طرب آید زو جد در کفنش
هوش مصنوعی: بغداد در بهار زیباست و خوشایند، جایی که حتی مردگان نیز با شادی و سرور از نعمتهای آن بهرهمند میشوند و از آنجا که در دل خاک خوابیدهاند، احساس شادابی میکنند.
کنار دجله و بوی بهار و روی نگار
ولی دریغ که نگذاشت آسمان به منش
هوش مصنوعی: کنار رود دجله و در هوای خوش بهار و چهره زیبای محبوبم هستم، اما افسوس که آسمان اجازه نمیدهد به آنچه میخواهم دست یابم.
مرا هوای وطن جز صداع غم نفزود
اگر دل همه عالم خوشست با وطنش
هوش مصنوعی: عشق به وطن برای من چیزی جز درد و غم نیافزوده است، حتی اگر همه افراد در جهان با سرزمین خود شاد باشند.
کمال صورت منظور عاشقان نیر
توان قیاس گرفت از حلاوت و سخنش
هوش مصنوعی: زیبایی و کمال ظاهری که دلهای عاشق را به خود جذب میکند، میتوان به خوبی با شیرینی و دلنشینی کلامش مقایسه کرد.