مقطعات
قطران تبریزی
»
دیوان اشعار
»
مقطعات
شمارهٔ ۱ : بتی بروی چو لاله شکفته بر دیبا
شمارهٔ ۲ : دلا تا کی همی جوئی منی را
شمارهٔ ۳ : مرا بی وفا خواند آن بی وفا
شمارهٔ ۴ : ای همیشه جان بدخواهان فکنده در بلا
شمارهٔ ۵ : ای مایه شده دیدن تو روزبهی را
شمارهٔ ۶ : نبود صعبتر از هجر بتان هیچ عذاب
شمارهٔ ۷ : اگر به بستان آسیب دید نار از سیب
شمارهٔ ۸ : سر و بالایی که دارد بر سر گل مشک ناب
شمارهٔ ۹ : ز اول اردی بهشت گشت جهان چون بهشت
شمارهٔ ۱۰ : بسرای سپنج مهمان را
شمارهٔ ۱۱ : ای آنکه چون تو زیر فلک شهریار نیست
شمارهٔ ۱۲ : ای آنکه مر ترا بجهان در نظیر نیست
شمارهٔ ۱۳ : چو باد خزان بگذرد بر درخت
شمارهٔ ۱۴ : شهریارا خرمی کن کاول شهریور است
شمارهٔ ۱۵ : تا نگارین من سرائی گشت
شمارهٔ ۱۶ : مرغ وفا برون ز جهان آشیان گرفت
شمارهٔ ۱۷ : همیشه شاه شدادی ز بخت خویشتن شاد است
شمارهٔ ۱۸ : این جهان را سایه تو باد بر سر جاودان
شمارهٔ ۱۹ : گوشی که در حلقه او بود لفظ تو
شمارهٔ ۲۰ : ای شهی کز مهر تو چون بهرمان گردد چمست
شمارهٔ ۲۱ : بهشت من بدو گیتی بجز سرای تو نیست
شمارهٔ ۲۲ : تا ماه مرا رفتن با خیل و سپاه است
شمارهٔ ۲۳ : ای با خدای و با همه خلق خدای راست
شمارهٔ ۲۴ : بدست تو ملکا ملک خسروانی هست
شمارهٔ ۲۵ : بار خدایا ز مرگ منت چه آید
شمارهٔ ۲۶ : ملکان را ز آسمان کبود
شمارهٔ ۲۷ : فراق دیدن جانان دل و جانم دژم دارد
شمارهٔ ۲۸ : اسب طرب و عیش تو ای شاه بزین باد
شمارهٔ ۲۹ : خدایگان جهان را طبیب دارو داد
شمارهٔ ۳۰ : ماهی دل من بر دو دل خویش بمن داد
شمارهٔ ۳۱ : دل مسکین مرا کژدم دوری بگزید
شمارهٔ ۳۲ : رنگ زمین زرد گشت و طبع هوا سرد
شمارهٔ ۳۳ : خدایگانا با تو زمانه ساخته باد
شمارهٔ ۳۴ : خدایگانا چشم دلت فروخته باد
شمارهٔ ۳۵ : چو باد خزان بر درختان وزید
شمارهٔ ۳۶ : تا جهان باشد بکام و نام شاهنشاه باد
شمارهٔ ۳۷ : شاه شدادی همیشه تندرست و شاد باد
شمارهٔ ۳۸ : یاد نیاری ز قندهار وز نو شاد
شمارهٔ ۳۹ : جان بدخواهان تاج خسروی رنجور باد
شمارهٔ ۴۰ : دولت خورشید شاهان جاودان بر پای باد
شمارهٔ ۴۱ : آنچه ایزد خواست کرد و آنچه مردم خواست داد
شمارهٔ ۴۲ : کمان برم که درین روزگار تیره چو شب
شمارهٔ ۴۳ : خدایگانا دائم ترا سلامت باد
شمارهٔ ۴۴ : همیشه چشم دل و جان شاه روشن باد
شمارهٔ ۴۵ : جایگاه شاه یا برگاه یا بر تخت باد
شمارهٔ ۴۶ : از بلای دهر جان شاه گیتی فرد باد
شمارهٔ ۴۷ : چو چرخ باد خزان را بباغ راه دهد
شمارهٔ ۴۸ : بجز نشاط و طرب طبع تو طلب نکند
شمارهٔ ۴۹ : خسروا طبع تو روز و شب نشاط آلود باد
شمارهٔ ۵۰ : خسروا گر دون بتاج و تخت تو محتاج باد
شمارهٔ ۵۱ : خدایگان جهان را ز بخت یاری باد
شمارهٔ ۵۲ : بر سبزه همی آب روان آب دواند
شمارهٔ ۵۳ : دولت شاه جهان پاینده چون خورشید باد
شمارهٔ ۵۴ : بباغ برگ بدینار جعفری ماند
شمارهٔ ۵۵ : این چه بند است که بر من غم آن ماه نهاد
شمارهٔ ۵۶ : اگر بمهر من آن ماه را نیاز آید
شمارهٔ ۵۷ : آن را که همی جست و دلم بخت بمن داد
شمارهٔ ۵۸ : تا آفریدگار مرا رای و هوش داد
شمارهٔ ۵۹ : هرگه که مرا ز آمدن تو خبر آید
شمارهٔ ۶۰ : شد اسیر آن بت کو دلبر و جنگ آور بود
شمارهٔ ۶۱ : ای آنکه همیشه دل تو رادی جوید
شمارهٔ ۶۲ : ملکا کار تو بسامان باد
شمارهٔ ۶۳ : خدایگانا چرخ برین زمین تو باد
شمارهٔ ۶۴ : مخالفان ترا گردن ای ملک زده باد
شمارهٔ ۶۵ : هرکه را دهر از عمادالدین بدل دوری دهد
شمارهٔ ۶۶ : مرا رنج بسیار و کم روزگار
شمارهٔ ۶۷ : آذر فرو زو می خور شاها بماه آذر
شمارهٔ ۶۸ : ای مکان سعد و کان جاه و ارکان ظفر
شمارهٔ ۶۹ : ایا ز عز و شرف تاج برنهاده بسر
شمارهٔ ۷۰ : تا هست جان مؤمن بدخواه جان کافر
شمارهٔ ۷۱ : برخیز و بمیخانه خرام ای بت کشمیر
شمارهٔ ۷۲ : ای وصل تو آب و هجر تو آذر
شمارهٔ ۷۳ : ای چون بهشت مجلس و چون آسمان حصار
شمارهٔ ۷۴ : ای افسر زمانه و ای شاه روزگار
شمارهٔ ۷۵ : ای بسته جفا با دل و گشته ز وفا دور
شمارهٔ ۷۶ : منم ز حسرت دیدار یار زار و نزار
شمارهٔ ۷۷ : ای توئی بیچارگان را چاره و فریادرس
شمارهٔ ۷۸ : بوصل اندرون یافتم کام خویش
شمارهٔ ۷۹ : دلشاد نشستم بمقام پدر خویش
شمارهٔ ۸۰ : رهی سوار و جوان و توانگر از ره دور
شمارهٔ ۸۱ : خزان ببرد بهاء همه بهار ز باغ
شمارهٔ ۸۲ : دیر پیوند بتی زود کسل
شمارهٔ ۸۳ : ایا چراغ شهان جهان امیر اجل
شمارهٔ ۸۴ : به اورمزد و مه تیر ای امید کرام
شمارهٔ ۸۵ : ای بکریمی چو ابر دختر شاه کریم
شمارهٔ ۸۶ : هرگه که من از طلعت تو دور بمانم
شمارهٔ ۸۷ : زان زرد شد از داغ و درد رویم
شمارهٔ ۸۸ : آرزومند روی جانانم
شمارهٔ ۸۹ : هرگه که من به زلف وی اندر نگه کنم
شمارهٔ ۹۰ : از دوست بمن دوش نشان آمد و پیغام
شمارهٔ ۹۱ : نهادم بر جدائی دل نهادم
شمارهٔ ۹۲ : خدای داند کز غم چگونه رنجورم
شمارهٔ ۹۳ : هان صائم نواله این سفله میزبان
شمارهٔ ۹۴ : سرنگون مانده است جانم زان دو زلف سرنگون
شمارهٔ ۹۵ : فراز و نشیب است روی زمین
شمارهٔ ۹۶ : به تبریز خانه برین بر زمین؟
شمارهٔ ۹۷ : آن کس که بیک چشم زدن برد دل من
شمارهٔ ۹۸ : ای زدوده دل و زدوده سخن
شمارهٔ ۹۹ : بوستان زرد شد ز باد خزان
شمارهٔ ۱۰۰ : گر ندیدی بهشت و حورالعین
شمارهٔ ۱۰۱ : آرامش جان من آرام روان من
شمارهٔ ۱۰۲ : آواره شد از مسکن و مأوا صنم من
شمارهٔ ۱۰۳ : از یار بریدن بسزا وار گزیدن
شمارهٔ ۱۰۴ : ای دل تو را بگفتم کز عاشقی حذر کن
شمارهٔ ۱۰۵ : بر گرد مه ز عنبر ما هم زده سماطین
شمارهٔ ۱۰۶ : ایا شده ز تو مدحت گران و زر ارزان
شمارهٔ ۱۰۷ : ای آفتاب روشن تابان میان گلشن
شمارهٔ ۱۰۸ : آن کس که گشت ایران ویران بدست او
شمارهٔ ۱۰۹ : خداوندا به پیروزی همه گیتی گشادی تو
شمارهٔ ۱۱۰ : اکنون دهند خصمان ای شاه کام تو
شمارهٔ ۱۱۱ : امیرا بر همه میران خداوند و امیری تو
شمارهٔ ۱۱۲ : ای شهریار یار تو بس کردگار تو
شمارهٔ ۱۱۳ : ای خسرو جوان و جوانبخت گاه نو
شمارهٔ ۱۱۴ : ایا خسرو راد آزاده خو
شمارهٔ ۱۱۵ : شد سرشگم ز آرزوی روی تو چون روی تو
شمارهٔ ۱۱۶ : امیرا بر تو فروردین فرخ باد و فرخنده
شمارهٔ ۱۱۷ : شد از بهار خجسته سپاه برد شکسته
شمارهٔ ۱۱۸ : ای بند بلا دیده و از بند بجسته
شمارهٔ ۱۱۹ : ای نیزه تو گوی و دل دشمن انگله
شمارهٔ ۱۲۰ : ای جان بدسگالان جفت گداز کرده
شمارهٔ ۱۲۱ : دلی دیدم بسی تیمار دیده
شمارهٔ ۱۲۲ : شد پیر جهان و شد جوان باده
شمارهٔ ۱۲۳ : ای نیکخوی مردم ای نیک خوی شاه
شمارهٔ ۱۲۴ : شادی ز دلم دور شد و خواب ز دیده
شمارهٔ ۱۲۵ : ای بگرد روز از شب قمر آورده
شمارهٔ ۱۲۶ : بر وی تو بروشنی از مهر و ماه به
شمارهٔ ۱۲۷ : مشوش است دلم از کرشمه سلمی
شمارهٔ ۱۲۸ : مرا ز منصب تحقیق انبیاست نصیب
شمارهٔ ۱۲۹ : ای درم یافته از دست تو ارزانی
شمارهٔ ۱۳۰ : ای همه از رادی و از راستی
شمارهٔ ۱۳۱ : ای گشته یادگار ز کردار تو شهی
شمارهٔ ۱۳۲ : ای شاه جهانگیر جهاندار جهانجوی
شمارهٔ ۱۳۳ : خدایا بر جهانم کام و فرمان روان دادی
شمارهٔ ۱۳۴ : ای همه رادی و راستی و درستی
شمارهٔ ۱۳۵ : ای پادشاه عالم بایسته پادشائی
شمارهٔ ۱۳۶ : شاه زمینی و پادشاه زمانی
شمارهٔ ۱۳۷ : خدایگانا کار جهان شناختهای
شمارهٔ ۱۳۸ : به پیروزی شدی شاها که بازآیی به پیروزی
شمارهٔ ۱۳۹ : خداوندا تن خصمان برنج اندر بفرسودی
شمارهٔ ۱۴۰ : ای پیشه تو رامش و پیروزی و بهی
شمارهٔ ۱۴۱ : ای طبع تو سرشته ز رادی و راستی
شمارهٔ ۱۴۲ : ای سر رادان و راستان بدرستی
شمارهٔ ۱۴۳ : همی گذشت بکوی اندرون بت مشکوی
شمارهٔ ۱۴۴ : دلم بدیگر جای و تنم بدیگر جای
شمارهٔ ۱۴۵ : ای آفتاب شاهان شاهی و بی قرینی
شمارهٔ ۱۴۶ : کجائی تو این راحت جان کجائی
شمارهٔ ۱۴۷ : چونان شدم از شادی زین نامه که گفتی
شمارهٔ ۱۴۸ : آن ماه سرو بالا آن سرو ماه روی
شمارهٔ ۱۴۹ : ای میر اگر تو قصد بخان حرم کنی