مشوش است دلم از کرشمه سلمی
چنانکه خاطر مجنون ز طره لیلی
چو گل شکر دهیم در دل شود تسکین
چو ترش روی شوی وارهانی از صفری
بغنچه تو شکر خنده نشئه باده
بسنبل تو در گوش مهره افعی
ببرده نرگس تو آب جادوی بابل
گشاده غنچه تو باب معجز موسی
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
مشوش است دلم از کرشمه سلمی
چنانکه خاطر مجنون ز طره لیلی
هوش مصنوعی: دل من به خاطر ناز و عشوههای سلمی به شدت پریشان و بیقرار است، درست مانند حال مجنون که از زیباییهای لیلی دلش پر از آشفتگی و شیدایی است.