برگردان به زبان ساده
دلم بدیگر جای و تنم بدیگر جای
تنم بغربت و دل با تو مانده اندر وای
هوش مصنوعی: دل من در جایی دیگر است و بدنم در جایی دیگر. بدنم در غربت به سر میبرد و دل من همچنان با تو مانده و در این شرایط به شدت ناراحت و غمگین است.
بلای تن ز دلم هست کاشکی همه سال
تنم بنزد تو بودی و دل بدیگر جای
هوش مصنوعی: درد و رنج من از دل است، کاش هر سال جسمم پیش تو بود و دل من جای دیگری.
دعا کنم بخدای جهان همه شب و روز
مگر رسد بمن آن روی و موی شهر آرای
هوش مصنوعی: هر شب و روز برای خداوند جهان دعا میکنم، امید دارم که آن چهره زیبا و موهای دلانگیز به من برسد.
ز دود و تف دلم روی آسمان بنهفت
دعای من نرود زین سپس همی بخدای
هوش مصنوعی: از درد و رنجی که دارم، دلام را به آسمان میسپرمو از خدا میخواهم که دعاهایم بیجواب نماند.
مکوش بار خدایا بخون بنده خویش
که بندگان بفزایند جاه بار خدای
هوش مصنوعی: ای خدا، برای بندگانت تلاش نکن و به خاطر خون آنها فساد به بار نیاور، چرا که اگر چنین کنی، بندگان بیشتری به عذاب میافتند.
سرای من بتو آراسته است مالامال
که سرو کبک خرامی و ماه جنگ سرای
هوش مصنوعی: خانه من به زیبایی تزیین شده و پر از نعمت است، چرا که مانند سرو بلند و زیبای گلادیوس و ماه در شگفتی در آن جا پایکوبی میکند.
اگر تو نیز نیائی همی چه کمتر از آن
که چون پیام فرستی بمن که خیز و بیای
هوش مصنوعی: اگر تو هم به من نیایی، پس چه تفاوتی دارد با این که پیام بدهی که بیایم و تو را ببینم؟
بجان بخرم پیوند مهر تو نه بدل
بسر بیایم نزدیک تو همی نه بپای
هوش مصنوعی: من برای حفظ پیوند عشق تو جانم را فدای تو میکنم، نه اینکه به خاطر نفعی به تو نزدیک شوم، بلکه به خاطر عشق و محبت حقیقیام به توست که میخواهم نزدیکت باشم.
اگر ببینی بخشودنی ز من بجهان
اگر کسی را بخشودئی مرا بخشای
هوش مصنوعی: اگر کسی در دنیا به خاطر من ببخشد، پس تو هم مرا ببخش.