برگردان به زبان ساده
ای زدوده دل و زدوده سخن
تازه گشت از تو روزگار کهن
هوش مصنوعی: ای کسی که دل و سخن را از خود دور کردهای، زمانهی قدیمی به خاطر تو نو و تازه شده است.
زائران سر نهاده اند بتو
مال تو زین قبل نگیرد تن
هوش مصنوعی: زائران سر به درگاه تو نهادهاند و مال و ثروت تو از این قبل (این دنیا) به تن تو تعلق نمیگیرد.
بگشائی دل یکی به سخا
بزدائی دل یکی بسخن
هوش مصنوعی: اگر کسی با بزرگواری دل دیگری را شاد کند، به وسیله سخن دل او را از غم و اندوه آزاد میسازد.
بی تو رادی چو دیده بی دیدار
بی تو شادی چو دست بی ناخن
هوش مصنوعی: بدون تو، چشم مانند چشمی است که نمیتواند ببیند و شادی هم مانند دستی است که ناخن ندارد و نمیتواند چیزی را بگیرد.
وعده کردی مرا بزیر نخو
وعده خویش را خلاف مکن
هوش مصنوعی: به من وعده دادی که زیر نخی بیاوری، پس قول خودت را نقض نکن.
آی آفت شهر و فتنه برزن
از روی تو خیره ماند مرد و زن
هوش مصنوعی: ای نور خیرهکننده شهر و آشوبساز محله، از زیبایی تو هم مردان و هم زنان شگفتزده و مبهوت ماندهاند.
ماهی و که دید ماه سنگین دل
سروی و که دید سر و سیمین تن
هوش مصنوعی: ماهی به سروی نگاه میکند که قامت بلند و تن زیبایی دارد، و سروی هم به ماهی نگریسته که سنگین دل است و زیبایی خاصی دارد.
ای من رهی آن دو چشم زوبین دار
ای من رهی آن دو دست زوبین زن
هوش مصنوعی: ای محبوب من، تو آن چشمان تیزبین و نافذی داری که میتوانند هر چیزی را ببینند و درک کنند. همچنین، آن دستان قوی و کارآمدت میتوانند کارهای بزرگ و شگفتانگیزی انجام دهند.
زان دستان بسته دل شده عاشق
زین زوبین خسته تن شده دشمن
هوش مصنوعی: دستهای بستهای که دل را عاشق کرده، به خاطر این تیر بیرحم، بدن را خسته و پر از دشمنی کرده است.
گر من ز غم بمیرم سزد تا تو
با میر همی روی سوی ار من
هوش مصنوعی: اگر من از غم بمیرم، سزاوار است که تو با رویی خندان به سمت من بیایی.
چون جوشن پوشیدی گه رفتن
شد تیر علم را دلم بند جوشن
هوش مصنوعی: وقتی که زره به تن کردی و آماده رفتن شدی، دلم به زره علم وابسته است.
پیراهن آهن آن دلت بس باد
ز آهن چکنی تو نیز پیراهن
هوش مصنوعی: پیراهنی که از آهن ساخته شده، به دل تو نیز آسیب میزند. تو هم باید مانند آن پیراهن مقاوم باشی و فشارها را تحمل کنی.
نه در خور جنگ و در خور رزمی
ای در خور بزم و در خور گلشن
هوش مصنوعی: تو چه درگیر جنگ و نبرد نیستی، بلکه به زیبایی مجالس و لذتهای گلشن اختصاص داری.
یارب تو بگردان نیت خسرو
زین عزم درست کردن و رفتن
هوش مصنوعی: ای خدای من، خواهش میکنم که نیت شاه را از تصمیم به این سفر و رفتن تغییر بده.
گر میر مرا رها کند زنده
به آید مرا زین غزا کردن
هوش مصنوعی: اگر کسی که مرا به قتل میرساند، مرا رها کند، زندگی دوبارهای به من باز خواهد گشت و این جنگ و نزاع پایان خواهد یافت.