برگردان به زبان ساده
شادی ز دلم دور شد و خواب ز دیده
تا من نیم آن روی دلارام تو دیده
هوش مصنوعی: شادی از دل من دور شده و خواب از چشمانم رفته است؛ تا زمانی که من نیمهای از آن چهره زیبا و دلنشین تو را نبینم.
گر تو به تن و جان و دل و دیده نیائی
سوی تو فرستم دل و جان و تن و دیده
هوش مصنوعی: اگر تو با جسم و جان و دل و چشمانت نزد من نیایی، من دل و جان و جسم و چشمانم را به سوی تو میفرستم.
از من به جز آواز و حدیث ایچ نمانده است
تا من نیم آواز و حدیث تو شنیده
هوش مصنوعی: از من چیزی جز آواز و داستان باقی نمانده است، چون من نیز در حال شنیدن آواز و داستان تو هستم.
تا بی سببی خویشتن از من بکشیدی
گشتم ز غم حجر تو چون زر کشیده
هوش مصنوعی: بدون هیچ دلیلی، از من دور شدی و من به خاطر دوریات، دلم به اندازهی زر خالص پر از اندوه شد.
تا هست میان من و تو پرده جدائی
من برده دلم روز و شب و پرده دریده
هوش مصنوعی: تا زمانی که فاصلهای میان من و تو وجود دارد، دل من در غم و اندوهی دائمی است و این جدایی را تحمل نمیکنم.
تا تو بگسستی شدم از خواب گسسته
تا تو ببریدی شدم از خود ببریده
هوش مصنوعی: وقتی تو از خواب بیدار شدی، من هم از خواب غفلت بیدار شدم. وقتی تو ارتباطت را قطع کردی، من نیز از خودم فاصله گرفتم.
گوئی نبدم رنج فراق تو فرخته
گوئی نبدم ناز وصال تو خریده
هوش مصنوعی: انگار که من در عذاب جدایی تو هیچ چیزی را از دست ندادهام، و انگار که ناز و نعمتم از وصال تو خریده شده است.