برگردان به زبان ساده
نبود صعبتر از هجر بتان هیچ عذاب
که شب و روز جدا دارد از من خور و خواب
هوش مصنوعی: هیچ عذابی سختتر از دوری معشوق نیست، زیرا که شب و روز من بدون آرامش و خواب میگذرد.
اندرین گیتی کس یاد نکردی ز گنه
گر بدان گیتی چون هجر بدی هیچ عذاب
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچکس به خاطر گناهش اشارهای نکرده است، اگر در این جهان جدایی و دوری وجود داشته باشد، هیچ عذابی هم وجود نخواهد داشت.
تا غم فرقت آن ماه بمن باز نخورد
ظن نبردم که ببد خلق چنین دارد تاب
هوش مصنوعی: تا زمانی که غم دوری آن ماه زیبا به من آسیب نرسانده بود، هرگز گمان نمیبردم که انسانها به این اندازه میتوانند زجرآور و سختدل باشند.
شد خمیده قدم از فرقت آن زلف بخم
تافته شد دلم از حسرت آن جعد بتاب
هوش مصنوعی: به خاطر دوری آن زلفی که به شکل خمیده است، قدمهایم خمیده شده و دلم به خاطر حسرت آن موهای مجعد، تنگ و ناراحت است.
ای سفر کرده و برده ز من آرام و قرار
ز آتش و آب دل و دیده مرا کرده کباب
هوش مصنوعی: ای مسافری که آرامش و قرار را از من گرفتهای، آتش و آب دل و چشمانم را به آتش کشیدهای.
اشک من سرختر از روی تو و پر تذرو
بخت من تیره تر از موی تو و پر غراب
هوش مصنوعی: اشکهای من رنگی به شدت قرمزتر از چهره تو دارند و تقدیر من به اندازهای تاریک است که از موهای سیاه تو نیز تیرهتر است.