برگردان به زبان ساده
بر سبزه همی آب روان آب دواند
وز شاخ همی باد خزان برگ فشاند
هوش مصنوعی: آب در حال حرکت بر روی سبزهها جاری است و باد خزان از شاخهها برگها را میریزد.
این هیچ کس از آئینه چین نشناسد
وان هیچ کس از زر ورق باز نداند
هوش مصنوعی: هیچکس قادر نیست کسی را که خود را در آینه نشان میدهد بشناسد و هیچکس نمیتواند ارزش واقعی طلا را از روی ظاهر آن تشخیص دهد.
همچون تن دل رفته ز تیمار جدائی
باد سحری شاخ سمنرا بنواند
هوش مصنوعی: مانند بدنی که از مراقبت و توجه دور مانده، دل نیز به خاطر جدایی رنج میبرد. مانند نسیم سحری که شاخهی گل سمان را نوازش میکند.
از بسکه ببارد شب و روز ابر خزانی
از کوه سوی دشت همی سیل براند
هوش مصنوعی: به خاطر بارش مداوم باران در روز و شب، ابرهای پاییزی از کوه به سمت دشت سیل جاری میکنند.
گه شد که بماند بکف میر و لیکن
گر گوهر بارد بکف میر بماند
هوش مصنوعی: زمانی ممکن است که چیز با ارزشی به دستان کسی بماند، اما اگر گوهری واقعی به دستانش برسد، آن چیز ارزشمند مؤثر خواهد بود و در دستان او باقی خواهد ماند.
شاه ملکان لشگری آن شاه دلیران
کو ملک جهان همچو سکندر بستاند
هوش مصنوعی: پادشاهی که فرمانروایان را گرد هم میآورد، همچنین دلیری که مانند اسکندر، جهان را فتح میکند.
چندانش بقا باد بشادی و بشاهی
گز مهر تو مهره خوی و خون بچکاند
هوش مصنوعی: نیکو باد زندگیاش پر از شادی و کامیابی، و مهر تو آنقدر در دلش جا بگیرد که به روح و خونش نفوذ کند.