برگردان به زبان ساده
زان زرد شد از داغ و درد رویم
زیرا که بوصل تو نیست رویم
هوش مصنوعی: چهرهام از شدت ناراحتی و غم زرد شده است، چون به وصال تو دسترسی ندارم و نمیتوانم به تو نزدیک شوم.
من راه نیابم سوی تو دانی
هرچند بسوی تو راه جویم
هوش مصنوعی: من هرچقدر که به دنبال تو باشم، نمیتوانم راهی به سمت تو پیدا کنم.
زان پس که همه روز با تو بودم
پوشیده نبود از تو روی و مویم
هوش مصنوعی: پس از آن که تمام روز را در کنار تو بودم، چهره و موهایم از تو پنهان نبوده است.
چو نان نگسستی ز من که روزی
آرد بر تو باد تند بویم
هوش مصنوعی: وقتی که تو از من جدا نشدی و از روزی که به تو میرسد، بادی تند خبر میدهد.
تا روی بشوراب چشم شوئی
من روی به آب دیده شویم
هوش مصنوعی: تا وقتی که بر روی آب چشمم را بشورم، میخواهم چهرهام را به آبی که در آینهی آب است نشان دهم.
چون بر گذری نام تو بگویم
از دور کند بر خروش رویم
هوش مصنوعی: زمانی که به تو نزدیک میشوم و نامت را بر زبان میآورم، از دور صدایم بلندتر میشود و حرکت رو به جلویم شدت میگیرد.
در دیده شود سرشگ رویم
چون دور کند پیک تو بگویم
هوش مصنوعی: زمانی که پیک تو از من دور میشود، اشکهایم بر روی صورتم آشکار میشود و چهرهام غمگین میشود.
با کس نتوانم حدیث گفتن
گه گاه بخلوت غم مویم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم با کسی دربارهام صحبت کنم، چرا که تنها در تنهایی و غم خودم زندگی میکنم.
رازم بجهان کس نگه ندارد
من راز تو جز با تو با که گویم
هوش مصنوعی: راز من را هیچکس در جهان حفظ نخواهد کرد. من چگونه میتوانم راز تو را با کسی غیر از خودت در میان بگذارم؟