قصاید
انوری
»
دیوان اشعار
»
قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - در مدح علاء الدین ابوعلی الحسن الشریف : سپهر رفعت و کوه وقار و بحر سخا
قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - در مدح امیر اجل ابو علی علاء الدین حسن : سپهر رفعت و کوه وقار و بحر سخا
قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - در مدح شاهزاده عمادالدین : ای داده به دست هجر ما را
قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در مدح وزیر : ای قاعدهٔ تازه ز دست تو کرم را
قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - در مدح امیر سید مجدالدین ابوطالب : زان پس که قضا شکل دگر کرد جهان را
قصیدهٔ شمارهٔ ۶ - در مدح عمادالدین فیروز شاه : باز این چه جوانی و جمالست جهان را
قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در مدح خواجه ناصرالدین طاهر : نصر فزاینده باد ناصر دین را
قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - در مدح ناصرالدین ابوالفتح : صبا به سبزه بیاراست دار دنیی را
قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در مدح صاحب مجدالدین ابوالحسن عمرانی : اینکه میبینم به بیداریست یا رب یا به خواب
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - در مدح ناصرالدین طاهر : چون وقت صبح چشم جهان سیر شد ز خواب
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ - در مدح صاحب ناصرالدین طاهر : گشت از دل من قرار غایب
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ : ای سخا را مسببالاسباب
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی : ای جهان عدل را انصاف تو مالکرقاب
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - در مدح ابوالمعالی مجدالدین بن احمد : ای از کمال حسن تو جزوی در آفتاب
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - در مدح خاقان اعظم کمالالدین : ای از رخت فکنده سپر ماه و آفتاب
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در مدح خاقان اعظم عمادالدین پیروزشاه : ای زمان شهریاری روزگارت
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷ - در مدح ضیاء الدین اکفی الکفاة مودودبن احمدالعصمی : آخر ای خاک خراسان داد یزدانت نجات
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - در مدح ناصرالملة والدین ابوالفتح طاهر : اگر محول حال جهانیان نه قضاست
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ - در مرثیهٔ سیدالسادات مجدالدین ابیطالببن نعمه : شهر پرفتنه و پر مشغله و پر غوغاست
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ - در مدح سلطان سنجر : ملک مصونست و حصن ملک حصین است
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ - در صفت خزان و مدح ناصرالدین ابوالفتح طاهر : روز می خوردن و شادی و نشاط و طرب است
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ - در مدح قاضی حمیدالدین بلخی : صدری که ازو دولت و دین جفت ثباتست
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳ - در مدح خاقان اعظم پیروزشاه : شاها زمانه بندهٔ درگاه جاه تست
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ - در مدح مجدالدین محمدبن نصر احمد : گرچرخ را در این حرکت هیچ مقصدست
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در مدح ملکان غور شهابالدین و ناصرالدین حسن محمود : عرصهٔ مملکت غور چه نامحدودست
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - در مدح امام اجل عالم صفیالدین عمر گحجواری : زمانهٔ گذران بس حقیر و مختصرست
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - در مدح صاحب ناصرالدین و تهنیت منصب : منصب از منصبت رفیعترست
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸ - در مدح صدر سعید خواجه سعدالدین اسعد و عرض اخلاص : منت از کردگار دادگرست
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ - در مدح ناصرالدین طاهر و توصیف عمارت وی : می بیاور که جشن دستورست
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ - ایضا در وصف عمارت ممدوح : یارب این بارگاه دستورست
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - در مدح دستور معظم ناصرالدین طاهربن المظفر گوید : ای ملک بهین رکن ترا کلک وزیرست
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ - در مدح خاقان اعدل ابوالمظفر عمادالدین پیروز شاه : نوش لب لعل تو قیمت شکر شکست
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳ - در شکایت فلک و مدح صدر سعدالدین : تیر ستم فلک خدنگست
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - در مدح کمالالدین محمود خال : اگر در حیز گیتی کمالست
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ - در مدح خاتون معظم صفوةالدین مریم گوید : هرچه زاب و آتش و خاک و هوای عالمست
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - در مدح جلالالدین احمد : ای ترک می بیار که عیدست و بهمنست
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۷ - در وصف ربیع و مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی : روز عیش و طرب و بستانست
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - در مدح مودود شاه زنگی : بازآمد آنکه دولت و دین در پناه اوست
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ - در مدح امیر نصیرالدین تاجالملوک ابوالفوارس : ملک هم بر ملک قرار گرفت
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ - در مدح خاقان اعظم سلطان سنجر : ملک اکنون شرف و مرتبه و نام گرفت
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۱ - در مدح ملک عادل یوسف : ملک یوسف ای حاتم طی غلامت
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۲ - در مدح ملکالامرا طغرل تگین : طغرل تگین به تیغ جهان را نظام داد
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۳ - در مدح صاحب صدر طاهربن مظفر : باغ سرمایهٔ دگر دارد
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴ - در مدح ملک بدرالدین سنقر : عید بر بدر دین مبارک باد
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ - در مدح ابوالفتح ناصرالدین طاهر : آفرین بر حضرت دستور و بر دستور باد
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۶ - در وصف عمارت ممدوح : این همایون مقصد دنیا و دین معمور باد
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۷ - در مدح امیرالامرا عزالدین طغرل تگین : ایام زیر رایت رای امیر باد
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸ - در تهنیت نوروز و مدح عمادالدین پیروزشاه : خسروا روزت همه نوروز باد
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۹ - در مدح علاء الدین : صاحبا عید بر تو خرم باد
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۰ - در مدح سلطانالخواتین عصمةالدین مریم : هزار سال زیادت بقای خاتون باد
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۱ - در مدح عمادالدین فیروز شاه امیر خراسان : خدایگانا سال نوت همایون باد
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ - در مدح صاحب ناصرالدین طاهر : صاحبا جنبشت همایون باد
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۳ - در مدح سلطان سلیمان شاه : ملکا مملکت به کام تو باد
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۴ - در مدح سلطان سنجر : خسروا بخت همنشین تو باد
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در تهنیت عید و مدح پیروزشاه : ای عید دین و دولت عیدت خجسته باد
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۶ - در مدح ابوالحسن مجدالدین علی عمرانی : اکنون که ماه روزه به نقصان در اوفتاد
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۷ - در مدح ملک معظم پیروزشاه : ای به شاهی ز همه شاهان فرد
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۸ - در تعریف قصر و عمارتی که ناصرالدین در باغ ساخته بود : ای نمودار سپهر لاجورد
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۹ - در مدح سلطان سنجر : تا ملک جهان را مدار باشد
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۰ - ایضا در مدح سلطان سنجر : گر دل و دست بحر و کان باشد
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ - تقاضای تشریف از مخدوم : ای خداوندی که هرکه از طاعتت سربرکشد
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۲ - در مدح جلالالوزراء احمدبن مخلص : خیزید که هنگام صبوح دگر آمد
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۳ - در مدح اکفی الکفات امیر ضیاء الدین احمد عصمی : خدای جل جلاله ز من چنین داند
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۴ - در مدح رکنالدین مفتی گفته در وقتی که حکیم با تاج عمزاد نزاع و دعوایی داشته و مایل بوده که آن مرافعه پیش او برند و تاج عمزاد به مفتی دیگر میل داشته است : در دین چو اعتصام به حبل متین کنند
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۵ - در مدح امیر عزالدین طوطی بک : خراب کرد به یکبار بخل کشور جود
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۶ - در مدح امیر علاء الدین محمد : هرکرا در دور گردون ذکر مقصد میرود
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۷ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی : طبعم به عرضه کردن دریا و کان رسید
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۸ - در مدح نظامالملک صدرالدین محمد میراب مرو : شبی گذاشتهام دوش در غم دلبر
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۹ - در مدح یکی از فرزندان نظامالملک است : ای به رفعت ز آسمان برتر
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ - از زبان اهل خراسان به خاقان سمرقند رکنالدین قلج طمغاج خان پسرخواندهٔ سلطان سنجر : به سمرقند اگر بگذری ای باد سحر
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۱ - در مدح ناصرالدین ابوالفتح طاهر : مست شبانه بودم افتاده بیخبر
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۲ - در مدح میرآب مرو صاحب سعید صدر الدین نظامالملک : نماز شام چو کردم بسیج راه سفر
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۳ - در صفت بغداد و مدح ملک الامرا قطب الدین مودود شاه : خوشا نواحی بغداد جای فضل و هنر
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۴ - در مدح صاحب ناصرالدین نصرة الاسلام ابو المناقب : چو از دوران این نیلی دوایر
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۵ - در مدح وزیر علاء الدین بوبویه : چو زیر مرکز چرخ مدور
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۶ : ای در ضمان عدل تو معمور بحر و بر
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۷ : زهی بقای تو دوران ملک را مفخر
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۸ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی : دی چون بشکست شهنشاه فلک نوبت بار
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۹ - در مدح امیرکبیر ضیاء الدین مودود احمد عصمی : دوش از درم درآمد سرمست و بیقرار
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۰ - در مدح صدرالزمان علاء الدین محمود خراسانی : باد شبگیری نسیم آورد باز از جویبار
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۱ - در مدح صاحب سعید جلالالوزرا عمربن مخلص : هندویی کز مژگان کرد مرا لاله قطار
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۲ - در تهنیت عید و مدح ناصرالدین ابوالفتح طاهر : دی بامداد عید که بر صدر روزگار
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۳ - در تعریف عمارت و مدح صاحب ناصرالدین طاهر : ای به خوبی و خرمی چو بهار
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۴ - در مدح امیر ناصرالدین قتلغ شاه : شب و شمع و شکر و بوی گل و باد بهار
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۵ - در مدح سلطان اعظم سنجر : آب چشمم گشت پر خون زاتش هجران یار
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۶ - در مدح شمسالدین اغل بیک : دوش در هجر آن بت عیار
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۷ - (گویا در ادامهٔ قصیدهٔ دی بامداد عید که بر صدر روزگار ...) : کای کاینات رابه وجود تو افتخار
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۸ : ای روزگار دولت تو روز روزگار
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۹ - در مدح خاقان اعظم پیروزشاه عادل : حبل متین ملک دو تا کرد روزگار
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۰ - در مدح امیر اسفهسالار نصرةالدین تاجالملوک ابوالفوارس : ای در نبرد حیدر کرار روزگار
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۱ - در مدح یکی دیگر از بزرگان : ای در هنر مقدم اعیان روزگار
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۲ - در مدح دستور ناصرالدین طاهر : زهی دست وزارت از تو معمور
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۳ - در مدح صدر اجل ضیاء الدین منصور : رییس مشرق و مغرب ضیاء الدین منصور
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۴ - در مدح صاحب ناصرالملة والدین ابوالفتح طاهر : ای ز رای تو ملک و دین معمور
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۵ : بضیاء دولت و دین خواجهٔ جهان منصور
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۶ - در مدح سلطان فیروز شاه : ای بهمت برتر از چرخ اثیر
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۷ - در مدح امیر شمسالدین اغلبک : ای بهمت ورای چرخ اثیر
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۸ - در صفت جشن و مدح صاحب ناصرالدین طاهربن مظفر هنگام معاودت به نیشابور : ابشروا یا اهل نیشابور اذا جاء البشیر
قصیدهٔ شمارهٔ ۹۹ - در مدح صدر معظم کمالالدین مسعود عارض : زهی ز بارگه ملک تو سفیر سفیر
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۰ - در مدح ناصرالدین ابوالفتح طاهر : ای به نسبت با تو هرچه اندر ضمیر آمد حقیر
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۱ - در صفت معشوق و مدح امیر ضیاء الدین مودود احمد عصمی : بر من آمد خورشید نیکوان شبگیر
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۲ - در مدح امیر فخرالدین محمد میر آب مرو : به فال نیک درآمد به شهر موکب میر
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۳ - در مدح و تهنیت خدام صاحب ناصرالدین طاهربن المظفر هنگام باز آمدن از زمین غور به جانب هراة : موکب عالی دستور جهان آمد باز
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۴ - در عذر کمخدمتی ومدح امیر مودود احمد عصمی : زندگانی ولی نعمت من باد دراز
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۵ - در مدح شمسالدین بهروز : ای بر اعدا و اولیا پیروز
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۶ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی : چون مراد خویش را با ملک ری کردم قیاس
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۷ - در مدح ناصرالدین طاهربن مظفر : زهی دست تو بر سر آفرینش
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۸ - در مدح امام بزرگ شیخ قطب الدین ابوالمظفر العبادی : ای شادی جان آفرینش
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۹ - در مدح صفوةالدین مریم خاتون : ای نهان گشته در بزرگی خویش
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۰ - در مدح صاحب اوحدالدین اسحق : دوش سرمست آمدم به وثاق
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۱ - در مناجات باری تعالی : مقدری نه به آلت به قدرت مطلق
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۲ - در مدح امیر اسفهسالار فخرالدین اینانج بلکا خاصبک : ای سپاهت را ظفر لشکرکش و نصرت یزک
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۳ - در مدح جلالالدین محمد : ای گشته نوک کلک تو صورتنگار ملک
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۴ - در وصف کوشک صدر سعید ابوالحسن عمرانی : حبذا کارنامهٔ ارتنگ
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۵ - در مدح مخدرةالکبری عصمة الدین مریم خاتون : مرحبا موکب خاتون اجل
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۶ - مدح شیخ امام جمالالاسلام : ای کرده درد عشق تو اشکم به خون بدل
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۷ - در مدح ناصرالدین طاهر و وصف ربیع : جرم خورشید چو از حوت درآید به حمل
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۸ - در مدح دستور نظامالملک صدرالدین محمد : به نیک طالع و فرخنده روز و فرخ فال
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۹ - دشمنان از وی دروغی گفته بودند خلوص خود و عذر مخدوم را گوید : ای ترا کرده خداوند خدای متعال
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۰ - در مدح کمالالدین ابیسعد مسعود بن احمدالمستوفی : خدای خواست که گیرد زمانه جاه و جلال
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۱ - در مدح صدرالامم کمالالدین محمود : ای به هستی داده گیتی را کمال
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۲ - در مدح ناصرالدین طاهر و تهنیت رمضان و تحویل حمل : سایه افکند مه روزه و روز تحویل
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۳ - در مدح متمن الحضرة سعدالدین اسعد بن اسماعیل : مؤتمن اسعد بن اسماعیل
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۴ - در مدح امیر ضیاء الدین مودود احمد عصمی و تهنیت او به تشریف سلطان : مبارک باد و میمون باد و خرم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۵ - در ستایش اسب صاحب ناصر الدین و تخلص به مدح او : ای زرین نعل آهنین سم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۶ - در مدح سلطان غیاث الدین ابوشجاع سلیمان شاهبن محمد : ای خنجر مظفر تو پشت ملک عالم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۷ - در مدح عمادالدین پیروزشاه و خواجه جلالالوزرا : ای رایت رفیعت بنیاد نظم عالم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۸ - در مدح مفخرالسادة مجدالدین ابوطالب نعمه : ای کلک تو پشت ملک عالم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۹ - در مدح رضیةالدین مریم : ای فخر همه نژاد آدم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۰ - در صفت افلاک و بروج و مدح ناصرالدین طاهربن المظفر : جرم خورشید دوش چون گه شام
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۱ - در مدح ابوالمظفر ناصرالدین طاهربن مظفر : شرف گوهر اولاد نظام
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۲ - در مدح صاحب نظامالدین محمد : ای گرفته عالم از عدلت نظام
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۳ - در مدح ضیاء الدین مودودبن احمد عصمی : مملکت را به کلک داد نظام
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۴ - در صفت افلاک و بروج و مدح صاحب ناصرالدین : دوش سلطان چرخ آینه فام
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۵ - در مدح صاحب جلالالدین احمدبن مخلص : ای به استحقاق شاه شرق را قایم مقام
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۶ - در تهنیت ماه رمضان و مدح مجد الدین ابوالحسن عمرانی : مرحبا نو شدن و آمدن عید صیام
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۷ - قال فیالتفاخر و شکایة الزمان : تا آمد از عدم به وجود اصل پیکرم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۸ - در شکر مجلس صاحب ناصرالدین : ای بارگاه صاحب عادل خود این منم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۹ - در صفت بارگاه ملک الوزرا مخلصالدین از زبان صفه : من که این صفهٔ همایونم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۰ - مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی : آفرین باد بر چو تو مخدوم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۱ - مدح صدر تاجالدین ابراهیم : اختیار ملوک هفت اقلیم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۲ - در مدح ابوالفتح طاهربن مظفر وزیر : به حکم دعوی زیج و گواهی تقویم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۳ - در مدح سیداجل عمادالدین ابوالفضل طورانی : چو شاه زنگ برآورد لشکر از ممکن
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۴ - در مدح امیر عادل ضیاء الدین مودود احمد عصمی : نماز شام چو خورشید گنبد گردان
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۵ - چون صدراعظم مجدالدین ابوالحسن عمرانی از سمرقند بازآمد و سلطان تشریفش فرمود اعدا بر او افتریها کردند در دفع آن افتریها انوری این قصیدهٔ بگفت : سه ماهه فراقت بر اهل خراسان
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۶ - در مدح یکی از امیران : چون شمع روز روشن از ایوان آسمان
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۷ - مدح یکی از اقوام پادشاه کند : ای به نیک اختر شده هم سلف سلطان جهان
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۸ - در مدح یکی از بزرگان : ای ز کلک توراست کار جهان
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۹ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی : درآمد موکب عید همایون
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۰ - در مدح فیروزشاه گفته و التزام آنچه حضرت سلیمان داشته از مراتب جاه و نعمت نموده : کو آصف جم گو بیا ببین
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۱ - در مدح فخرالسادات مجدالدین ابوطالب نعمه : آیت مجد آیتی است مبین
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۲ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی : ای جهان را جمال و جاه تو زین
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۳ - فخرالدین خالد قطعهای به مطلع زیر به انوری نوشته و او را مدح گفته انوری در جواب فخرالدین قصیدهٔ ذیل را گفته و پسر او را که طفل بوده ستوده : و علیک السلام فخر الدین
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۴ - مدح ملکالاسخیا ابوالمفاخر امیر فخرالدین : افتخار زمان و فخر زمین
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۵ - در مدح جلالالوزرا مجدالدین علی : ای جهان خاتم جانبخش ترا زیر نگین
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۶ - در مدح ناصرالدین طاهربن مظفر : صاحب روزگار و صدر زمین
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۷ - در مدح ملک عضدالدین طغرل تکین : ای جهان را ایمنی از دولت طغرلتکین
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۸ - در مدح امیر طغرل تکین : از در شاهی در طغرل تکین
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۹ - در مدح ملک معظم عمادالدین فیروزشاه : ای باد خاک مرکب گردون شتاب تو
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۰ - در مدح امیر اسفهسالار فخرالدین اینانج بلکا خاصبک : ای فخر کرده دین خدای از مکان تو
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۱ - در مدح پیروزشاه عادل : ای شمس دین و شمس فلک آسمان تو
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۲ - در مدح ضیاء الدین مودود احمد عصمی بعد از حبس : سپاس ایزد کاندر ضمان دولت و جاه
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۳ - در مدح ملکالعادل ابوالفتح ملکشاه : آمد به سلامت بر من ترک من از راه
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۴ - مدح کمالالدین ابوالمحاسن نصر : کمال کل ممالک جمال حضرت شاه
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۵ - در مدح صدر کمالالدین محمد : جلال صدر وزارت جمال حضرت شاه
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۶ - در مدح فیروزشاه عادل و وصف الحال رفتن به ترمد و ستایش سلطانالسادة سید ترمد : حبذا بخت مساعد که سوی حضرت شاه
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۷ - در مدح صدراعظم زینالدین عبد الله و شکر صحت یافتن او از بیماری : از محاق قضا برون شد ماه
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۸ - در مدح امیر علاء الدین اسحاق : خاص سلطان علاء دین اله
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۹ - در تهنیت عید و مدح صاحب ناصرالدین طاهر : ای سراپردهٔ سپید و سیاه
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۰ - مدح سلطان سنجر : ای ممالک را مبارک پادشاه
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۱ - در مدح سیدةالخواتین عصمة الدنیا والدین ترکان خاتون : ای به گوهر تا به آدم پادشاه
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۲ - مدح خاقانالمعظم طفقاج خان : شاها صبوح فتح و ظفر کن شراب خواه
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۳ - از دوستی قدری ارزن برای فاخته خواسته : ای همای همتت سر بر سپهر افراخته
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۴ - مدح سلطان سنجر انارالله برهانه : ای جهان را عدل تو آراسته
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۵ - در مدح سلطان سنجر : ای نهال مملکت از عدل تو بر یافته
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۶ - مدح سلطان سعید سنجربن ملکشاه : ای ز یزدان تا ابد ملک سلیمان یافته
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۷ : زهی کارت از چرخ بالا گرفته
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۸ - در مدح عمادالدین فیروز شاه عادل : ای تیغ تو ملک عجم گرفته
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۹ - در مدح ملک معظم فیروشاه عادل : زهی ز عدل تو خلق خدای آسوده
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۰ - در مدح صاحب جلال الدین احمد مخلص : ای رایت دولت ز تو بر چرخ رسیده
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۱ - در مدح امیر اجل فخرالدین ابوالمفاخر معروف به آبی : دو عیدست ما را ز روی دو معنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۲ - در مدح سیدالسادات جعفر علوی : ای به درگاه تو بر قصهرسان صاحب ری
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۳ : زهی ز روی بزرگی خلاصهٔ دنیی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۴ - در صفت قصر و باغ منصوریه و مدح ناصرالدین طاهر : ویحک ای صورت منصوریه باغی و سرای
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۵ - در مدح فخرالسادة مجدالدین ابوطالب نعمه : آخر ای قوم نه از بهر من از بهر خدای
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۶ - در تهنیت عید و مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی : جشن عید اندرین همایون جای
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۷ - مدح ابوالمفاخر امیر فخرالدین میرآب مرو معروف به آبی : ای قبلهٔ کوی خاکی و آبی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۸ - در مذمت شعر و شاعری و فضیلت علم و حکمت : ای برادر بشنوی رمزی ز شعر و شاعری
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۹ - در مدح دستور جلالالدین عمر : ای چو عقل اول از آلایش نقصان بری
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۰ - در مدح صدر معظم فخرالدین محمدبن ابراهیم سری : حکم یزدان اقتضا آن کرده بودست از سری
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۱ - در صفت بزم و مدح ملک اعظم عماد الدین فیروزشاه و دستور بزرگ : حبذا بزمی کزو هردم دگرگون زیوری
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۲ - مدح خاقان اعظم رکنالدین قلج طفغاج خان : ای ترا گشته مسخر حشم دیو و پری
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۳ - سوگندنامهای که انوری در نفی هجو قبة اسلام بلخ گفته و اکابر بلخ را مدح کرده : ای مسلمانان فغان از دور چرخ چنبری
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۴ - در مدح صدر اجل خواجه مجیرالدین محمد : زهی کلک تو اندر چشم دولت کحل بیداری
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۵ - در مدح سلطان اعظم سنجربن ملکشاه : ای ز تیغ تو در سرافرازی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۶ - در مدح ناصرالدین طوطیبک : ای رفته به فرخی و فیروزی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۷ : ای کرده ز تیغت فلک تحاشی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸ - مدح ناصرالدین طوطیبیک و عضدالدین کندکز : یافت احوال جهان رونق جاویدانی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۹ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی : دلم ای دوست تو داری دانی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۰ - در مدح مجدالدین ابوالحسنالعمرانی اذا شرفه السطان بالتشریف : اختیار سکندر ثانی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۱ - در مدح صدر کمالالدین عارض : ای عاقلهٔ چرخ به نام تو مباهی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۲ - در عذر نارفتن عیادت و مدح صدر معظم مجدالدین ابوالحسن عمرانی : ای بر سر کتاب ترا منصب شاهی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۳ - در مدح عمادالدین پیروزشاه عادل : زهی بگرفته از مه تا به ماهی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۴ - در مدح عمادالدین پیروزشاه عادل : ای برده ز شاهان سبق شاهی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۵ - در مدح سید سادات : با خاک در تو آشنایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۶ - در مدح عزیزالدین طغرائی : خرد را دوش میگفتم که ای اکسیر دانایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۷ - در مدح سلیمان شاه : ای ملک ترا عرصهٔ عالم سرکویی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۸ : ای خداوندی که مقصود بنیآدم تویی