برگردان به زبان ساده
اختیار سکندر ثانی
زبدهٔ خاندان عمرانی
هوش مصنوعی: اختیارات و توانمندیهای سکندر دوم، از بهترین و برجستهترین افراد خاندان عمرانی هستند.
مجد دین خواجهٔ جهان که سزاست
اگرش خواجهٔ جهان خوانی
هوش مصنوعی: شایسته است که اگر به کسی که بزرگ و محترم است، عنوان خواجهٔ جهان بدهی، در حقیقت شایستگی و عظمت او در دین و مقامش نمایان است.
کار دولت چنان بساخت که نیست
جز که در زلف شب پریشانی
هوش مصنوعی: دولت به گونهای عمل کرد که جز در زلف شب، همگی در حیرت و پریشانی هستند.
بیخ بدعت چنان بکند که دیو
ملکی میکند نه شیطانی
هوش مصنوعی: کسی به شیوهای ناپسند و گمراهکننده عمل میکند که هیچگاه انتظار نمیرفت، گویی که دیو در کارهای خوب و مثبت دخالت میکند، نه شیطان در کارهای بد.
آنکه از رای کرد خورشیدی
وانکه از قدر کرد کیوانی
هوش مصنوعی: کسی که به درستی و حکمت عمل کند، مانند خورشید درخشان و تابناک است و کسی که با تقدیر و سرنوشت خود برخورد کند، مانند سیاره زحل قوی و باوقار است.
آنکه فیض ترحم عامش
بر جهان رحمتیست یزدانی
هوش مصنوعی: کسی که رحمت عمومی او بر جهانیان به عنوان نعمت و بخشش الهی به حساب میآید.
نوبهار نظام عالم را
دست او ابرهای نیسانی
هوش مصنوعی: بهار فرحبخش و منظم جهان به وسیله اوست، مانند ابرهای بارانی در ماه نیسان.
کشتزار بقای دشمن را
قهر او ژالهای طوفانی
هوش مصنوعی: کشتی که بهدست قهر و غضب او دچار طوفان میشود، باعث نابودی و بیثباتی حریفان میگردد.
آنکه زندان پاس او دارد
چون حوادث هزار زندانی
هوش مصنوعی: کسی که نگهبان زندان است، خود مانند زندانیانی است که دچار حوادث مختلف شدهاند.
رسم او کرده روی باطل و حق
سوی پوشیدگی و عریانی
هوش مصنوعی: او به طور عجیبی راه و رفتار خود را بر ناموزون و متضاد بنا کرده، به گونهای که حق و باطل در هم آمیختهاند و هر کدام در پنهانی و نمایانی خود را نشان میدهند.
تا نه بس روزگار خواهی دید
فتنه در عهدهٔ جهانبانی
هوش مصنوعی: در زندگی خود همیشه چالشها و فتنههای زیادی را خواهی دید که به عهده و مسئولیت رهبران و سرپرستان جهان است.
نکند آسمان به دشواری
آنچه عزمش کند بسانی
هوش مصنوعی: آسمان شاید در مواجهه با سختیها، آنچه را که در نظر دارد به خوبی به انجام نرساند.
نامهای نفاذ حکمش را
حکم تقدیر کرده عنوانی
هوش مصنوعی: حکمت و تأثیرات تصمیمات او به گونهای است که تقدیر و سرنوشت، نامهایی به آن اختصاص دادهاند.
در چنان کف عجب مدار که چوب
از عصایی رسد به ثعبانی
هوش مصنوعی: در چنین دست عجیبی انتظار نداشته باش که چوبی از عصا به دست یک مار بزرگ برسد.
قلمش معجزیست حادثه خوار
خاصه در کارهای دیوانی
هوش مصنوعی: قلم او توانایی شگفتانگیزی دارد و در کارهای دولتی به طور خاص تأثیرگذار است.
نکند مست طافح کینش
جرعه از دردی پشیمانی
هوش مصنوعی: شاید او به شدت تحت تأثیر احساسات و دردهایش قرار گرفته و به نوعی دردی را تجربه کند که باعث پشیمانیاش شود.
بدسگالش ز حرص مرگ بمرد
چون طفیلی ز حرص مهمانی
هوش مصنوعی: به خاطر حرص و طمع زیاد، بدسگال از دنیا رفت، درست مثل کسی که به خاطر زیادهخواهی برای مهمانی، از خود بیخود میشود.
مرگ جانش همی به جو نخرد
از چه از غایت گرانجانی
هوش مصنوعی: مرگ جانش را نمیفروشد، زیرا از شدت محبت و ارزشمندی آن میترسد.
ای جهان از عنایت تو چنانک
جغد را یاد نیست ویرانی
هوش مصنوعی: ای جهان، تو به من لطفی کردهای که مانند جغدی که ویرانی را فراموش کرده، از خراب بودن اوضاع بیخبرم.
عدل تو راعی مسلمانان
جاه تو حامی مسلمانی
هوش مصنوعی: عدالت تو نگهبان مسلمانان است و مقام تو نیز حامی اسلام میباشد.
بارگاه تو کرده فردوسی
پردهدار تو کرده رضوانی
هوش مصنوعی: درگاه تو را مانند بارگاهی بزرگ و زیبا قرار دادهاند و به نوعی از آن مراقبت میکنند که شایسته مقام تو باشد.
تو در آن منصبی که گر خواهی
روز بگذشته باز گردانی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی، میتوانی در همان مقام و موقعیتی که هستی، روزهای گذشته را دوباره به عقب برگردانی.
تو در آن پایهای که گر به مثل
کار بر وفق کبریا رانی
هوش مصنوعی: تو در جایگاهی قرار داری که اگر مانند خداوند رفتار کنی، میتوانی به دیگران تأثیر بگذاری.
نایبی را بجای هر کوکب
بر سپهری بری و بنشانی
هوش مصنوعی: به هر ستارهای در آسمان یک نماینده قرار بده و او را در جای خود بنشان.
چون بجنبی ز گوشهٔ مسند
مسند ملکها بجنبانی
هوش مصنوعی: وقتی از جایگاه خود حرکت کنی، میتوانی سلطنتها را به حرکت درآوری.
محسنی لاجرم ز قربت شاه
دایمالدهر غرق احسانی
هوش مصنوعی: محسنی بیتردید به خاطر نزدیکی به شاه همیشه مورد لطف و حمایت قرار دارد.
گرچه ارکان ملک یافتهاند
عز تشریفهای سلطانی
هوش مصنوعی: با وجود اینکه پایههای سلطنت مقام و عزتی پیدا کردهاند،
آن نه آنست با تو گویم چیست
آصف و کسوت سلیمانی
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به تو بگویم که آن چیزی که وجود دارد، چیست؛ مانند آصف که در علم و حکمت برتر است و همچون لباسی که سلیمان بر تن دارد.
ای چهل سال یک زمان کرده
مصطفی معجز و تو حسانی
هوش مصنوعی: ای کسی که چهل سال به شهادت و اعجاز پیامبر در کنار او بودهای، تو همانند حسان، شاعر پیامبر هستی.
وانکه من بنده خواستم که کشم
اندرین عقد گوهر کانی
هوش مصنوعی: کسی که من خواستم در این زنجیر گرانبها به عنوان بندهاش قرار بگیرم.
بیتکی چند حسب و در هریک
رمزکی شاعرانه پنهانی
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که شاعر در چندین شعر به بیان خصوصیات و ویژگیهای مختلف پرداخته و در هر یک از آنها معناها و پیامهای عمیق و پنهانی نهفته است.
از تو وز پادشاه و از تشریف
عقل درهم کشیده پیشانی
هوش مصنوعی: تو از همه بالاتر و مهمتر هستی، حتی از پادشاه و احترام عقل که بر پیشانی حکمت به چشم میخورد.
گفت تشریف پادشا وانگه
تو به وصفش رسی و بتوانی
هوش مصنوعی: گفتند که پادشاه را احترام بگذار و سپس به وصف او بپرداز و بتوانی آن را توصیف کنی.
هان و هان تا ترا عمادیوار
از سر ابلهی و نادانی
هوش مصنوعی: به خود بیا و مراقب باش تا مانند عماد، بخاطر حماقت و نادانیات دچار اشتباه نشوی.
درنیفتد حدیث مصحف و بند
کان مثل نیست نیک تا دانی
هوش مصنوعی: در اینجا به این موضوع اشاره شده که صحبت کردن دربارهٔ کتاب یا متنی خاص، بدون در نظر گرفتن context یا زمینهی آن، اصلاً درست و مناسب نیست. باید با دقت و نگرش صحیح، به قضاوت و تحلیل مطالب بپردازیم تا به درک بهتری برسیم.
این همی گوی کای ز کنه ثنات
خاطرم در مضیق حیرانی
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که شخصی به احساسات عمیق خود اشاره میکند و میگوید که این احساسات از عمق لذت و زیبایی سخن میگویند و او را در وضعیتی سخت و گیجکننده قرار دادهاند.
وی ز لطف خدایگان و خدا
به چنین صد لطیفه ارزانی
هوش مصنوعی: به لطف خداوند و مهربانی او، چنین صدای زیبا و دلنشینی به من بخشیده شده است.
وی در این تهنیت بجای نثار
از در جان که بر تو افشانی
هوش مصنوعی: او به جای اینکه با نثار جانش به تو تبریک بگوید، از عمق دلش محبت و احترامش را به تو ابراز میکند.
بنده از جاننثاری آوردست
همه گوهر ولیک روحانی
هوش مصنوعی: من با فدا کردن جانم، بسیار از گوهرها را به دست آوردهام، اما روحانیت را نمیتوانم به دست آورم.
او چو از جان ترا ثنا گوید
جانفشانی بود ثناخوانی
هوش مصنوعی: وقتی او به تو احترام و محبت میکند، این در واقع نشانهای از فداکاری و عشق او به توست.
تا که در منیزید دور بود
روی نرخ امل به ارزانی
هوش مصنوعی: زندگی در دوری از زیبایی و خوشبختی به گرانقیمت بودنش شبیه است.
دور تو عمر باد و چندان باد
کز امل داد بخت بستانی
هوش مصنوعی: حیات و طول عمر تو تا زمانی ادامه دارد که شانس و بخت خوب را از دست ندهی.
بلکه از بینهایتی چو ابد
که نگنجد درو دو چندانی
هوش مصنوعی: از بینهایت که فراتر از زمان و مکان است، چیزی نمیتواند دو برابر شود یا افزایش یابد.