برگردان به زبان ساده
ای به درگاه تو بر قصهرسان صاحب ری
رهنشین سر کوی کرمت حاتم طی
هوش مصنوعی: ای کسی که درگاه تو محل قصهگویی و داستانسرایی است، من به خاطر مقام تو به سراغ آن کسی میروم که در شهر ری زندگی میکند و در خیابان کرامت تو است، همانند حاتم طائی، که به سخاوت و generosity معروف است.
اختران در هوس پایهٔ اعلای سپهر
سوی ایوان تو آورده به علیین پی
هوش مصنوعی: ستارهها در آرزوی رسیدن به اوج آسمان، به سمت ایوان تو که در نهایت بلندای جلال قرار دارد، روانه شدهاند.
و آسمان در طلب واسطهٔ عقد نجوم
روی در رای تو آورده که وی شاهد وی
هوش مصنوعی: آسمان برای برقراری ارتباط با ستارهها، به خاطر تو و زیباییهای تو، نظرش به سوی تو جلب شده و تو را به عنوان گواه و واسطهای در این ارتباط قرار داده است.
فلک جاه ترا خارج عالم داخل
قطب تدبیر تو را عروهٔ تقدیر جدی
هوش مصنوعی: آسمان، مقام تو را خارج از عالم و در مرکز تدبیر قرار داده و تقدیر تو را به جدیت وصل کرده است.
جاه تست ای ز جهان بیش جهانی که درو
وهم را پر ببرد حیرت و فکرت را پی
هوش مصنوعی: ای عزیز، تو در دنیا به مقام و مرتبهای رسیدهای که فراتر از آنچه در آن هست از جمله خیال و تفکر، حیرتآور است.
چه نبی چون تو کنی یاد پیمبر چه ابی
باز اگر او کند این لطف چه جعفر چه نبی
هوش مصنوعی: چه پیامبری مانند تو میتواند یاد پیامبر را زنده کند؟ اگر ابوالفضل هم لطفی به من کند، چه فرقی خواهد داشت؟ چه جعفر که نباشد، چه پیامبر عزیز.
صاحب و صدر جهانی و جهان زنده به تست
عقل داند که به جان زنده بود قالب حی
هوش مصنوعی: تو مالک و سرآمد دنیا هستی و جهان به وجود تو زنده است. عقل میداند که آنچه جان دارد، در حقیقت به واسطهی قالب و شکل زندگیاش وجود دارد.
ملک را رای تو معمور چنان میدارد
که به تدبیر برون برد خرابی از می
هوش مصنوعی: فرمانروایی تو را به گونهای اداره میکند که با تدبیر خود، مشکلات را از سر راه برمیدارد.
صبح را رای تو گر پردهٔ کتمان بدرد
نیز کس چهرهٔ خورشید نبیند بی خوی
هوش مصنوعی: اگر صبح را تو به پردهای از راز بپوشانی، هیچکس چهرهٔ خورشید را نخواهد دید، حتی خودت.
نیل خواهد رخ خورشید مگر وقت زوال
قصر میمون ترا ناقص از آن گردد فی
هوش مصنوعی: رنگ آبی نیل مانند رنگ صورت خورشید خواهد شد، مگر در زمان غروب که قصر زیبا و انس جانبخش تو را ناقص و از هم گسیخته کند.
اندر آن معرکه گر حملهٔ شبگیر قضا
عالم عافیت از دست حوادث شد طی
هوش مصنوعی: در آن نبرد، اگر شبهایی از سرنوشت بر ما حملهآور شوند، دنیا و آرامش ما به خاطر رویدادها و حوادث تهدید میشود و فرو میپاشد.
چرخ میگفت که برکیست تلافی وجود
همتت دست ببر بر زد و گفتا که علی
هوش مصنوعی: در اینجا شخصی به نیرویی که در زندگیاش دارد اشاره میکند و به نوعی عبور از مشکلات و چالشها را بیان میکند. او بر این باور است که تلاش و همت میتواند باعث غلبه بر مشکلات شود و در نهایت به اوج برسد. از طرفی، اشاره به علی به عنوان نمونهای از قدرت و اراده در مواجهه با سختیهاست.
خویشتن بر نظرت جلوه همی کرد جهان
آسمان گفت که خود را چکنی رسواهی
هوش مصنوعی: خودت را به نمایش میگذاری و دنیا به تو نگاه میکند، اما آسمان میگوید که اگر خودت را پایین بیاوری، باعث رسواییات میشوید.
التفات تو عنان چست از آن کرد که بود
در ازای نظرت نسیه و نقدش لاشئی
هوش مصنوعی: شما با توجه به زیبایی و جذابیت خود، مرا به سمت خود کشاندهاید. در عوض این توجه و محبت، هیچ چیز برای من ارزشش را ندارد و به چشم نمیآید.
به خلافت پدرت سر چو نیاورد فرود
به وزارت که کند رای ترا قانع کی
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانی در مقام وزارت برآیی، اگر پدرت نتواند در خلافت خود را به دیگران تحمیل کند؛ چون برای تو نیز راضی کردن دیگران کار آسانی نخواهد بود.
وحدت نوع تو بر شخص تو مقصور کند
عقل صرفی که نظیرت ندهد مطلب ای
هوش مصنوعی: عقل محض تو را به نوعیت محدود میکند و نمیتواند مشابهت دیگری برای تو پیدا کند.
بر حواشی کمالات تو آید پیدا
گرچه در اصل کشیدند طراز بیدی
هوش مصنوعی: در اطراف زیباییها و کمالات تو چیزهای زیادی نمایان میشود، هرچند در اصل و بنیاد، شبیه به پرچم بید است که به آرامی در باد حرکت میکند.
بر نکوخواه تو مشکل نشود وحی از خواب
بر بداندیش تو ظاهر نشود رشد از غی
هوش مصنوعی: اگر کسی به خوبی و نیکی فکر کند، برای او به راحتی الهام و راهنمایی میشود، اما افرادی که ذهنی بد دارند، هرگز موفق به دریافت این الهام نمیشوند و در رشد و پیشرفت خود با مشکل مواجه خواهند بود.
قطره در چشم حسودت نشگفت ار بفسرد
زانکه غم در نفسش تعبیه دارد مه دی
هوش مصنوعی: اگر قطرهای اشک در چشمان حسود تو بریزد، ناراحت نباش، زیرا او خود در درونش غم و اندوهی دارد که او را میآزارد.
دشمنت کرمک پیله است که بر خود همه سال
کفن خود تند این را به دهان آن از قی
هوش مصنوعی: دشمن تو همچون یک کرم در پیله است که هر سال خود را در کفنی تازه میپیچد و سعی دارد تا خود را از نگاه دیگران پنهان کند.
تا زبان زخمه بود چون به حدیث آید عود
تا دهان نغمه بود چون به خروش آید نی
هوش مصنوعی: هرگاه که زبان زخمهزنی داشته باشد، در گفتوگو مانند عود صدا میدهد، و وقتی که دهان به نغمه میآید، مانند نی به صدا درمیآید.
سرو وش در چمن باغ معالی میبال
تا جهانی کمر امر تو بندند چو نی
هوش مصنوعی: در باغ معالی، سرو و گلها با زیبایی میبالند و به جلوهگری میپردازند، تا اینکه جهانیان به خاطر امر تو همچون نی به خود خم شوند و تسلیم شوند.
در هر آن دل که ز اقبال تو درد حسدست
داروی بازپسین باد برو یعنی کی
هوش مصنوعی: در هر لحظهای که دل به خاطر خوشبختی تو حسادت میورزد، داروی نجات آن نیز با تو بازخواهد گشت. یعنی این حسادت چه زمانی به پایان میرسد؟