برگردان به زبان ساده
ای تیغ تو ملک عجم گرفته
انصاف تو جای ستم گرفته
هوش مصنوعی: ای تیغ تو، کشور عجم (بیگانه) را به تسخیر درآورده و انصاف تو جای ظلم را گرفته است.
اقبال جناب ترا گزیده
باقی جهان جمله کم گرفته
هوش مصنوعی: تویی که از بین همه افراد، مورد توجه و انتخاب قرار گرفتهای و سایر انسانها کمتر به اهمیت تو پی بردهاند.
پشتی شده در نیک و بد جهان را
هر پشت که پیش تو خم گرفته
هوش مصنوعی: هر کسی که در زندگی با خوبیها و بدیهای جهان مواجه شده، باید بداند که آنچه در برابر تو خم شده، به خاطر تلاش و پشتکار توست.
از نام خدای و رسول نامت
ترکیب حروف و رقم گرفته
هوش مصنوعی: از نام خداوند و پیامبرش، نام تو از ترکیب حروف و اعداد به وجود آمده است.
وآنگه ز زبان بیعناء سکه
در چهره زر و درم گرفته
هوش مصنوعی: سپس از زبان بیدغدغه، سکهای به نمایش گذاشته میشود که هم شکل چهرهاش زرین است و هم به اندازه درم ارزش دارد.
اطراف بساط عریض جاهت
آفاق حدوث و قدم گرفته
هوش مصنوعی: در اطراف محفل و مجالست تو، نو و کهنه بودن جهان نمایان است.
اسرار فلک مشرف وقوفت
تا شام ابد در قلم گرفته
هوش مصنوعی: رازهای آسمان تحت تسلط و قدرت توست و تا ابد در نوشتهات ثبت شده است.
گه سقف سپهر از خیال بزمت
آرایش باغ ارم گرفته
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، آسمان بر افراز زیبایی باغ ارم در تخیلات تو، مینشیند و به تماشا مینشیند.
گه قطر زمین از ثبات رزمت
تا پشت سمک رنگ و نم گرفته
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، چنین به نظر میرسد که درختان و زمین از شدت بدی و سختی ماجراهای جنگی و نبرد، به رنگ و شکلهای تیره و غمناک درآمدهاند.
فرمان تو آن مستحق طاعت
بیعنف رقاب امم گرفته
هوش مصنوعی: فرمان تو به حدی مورد احترام است که بدون نیاز به زور و قدرت، ملتها خود را به پیروی از آن ملزم میدانند.
انصاف تو در ماجرای شیران
آهو بچگان را حکم گرفته
هوش مصنوعی: شما در بررسی و قضاوت دربارهٔ رفتار شیران و آهوها به خوبی عمل کردهاید و به طور عادلانه به بچهها رسیدگی کردهاید.
عفو تو قبول شفا شکسته
خشم تو مزاج الم گرفته
هوش مصنوعی: بخشش تو باعث بهبود و درمان درد من شده و خشم تو حال و روز مرا دچار مشکل کرده است.
بذلت در و دیوار آرزو را
در نقش و نگار نعم گرفته
هوش مصنوعی: من تمام تلاش خود را برای به تحقق رساندن آرزوهایم به کار گرفتم و زیباییهای آن را در شکل و تصویر احساس کردهام.
هر هفتهای از جنبش سپاهت
گیتی همه کوس و علم گرفته
هوش مصنوعی: هر هفته که لشکر تو به حرکت در میآید، تمام دنیا به صدا و آواز درآمده و پرچمها برافراشته میشود.
در موکب تو اژدهای رایت
شیران عرین را به دم گرفته
هوش مصنوعی: در جمع تو، اژدهای پرچمدار، شیران را به دم خود گرفته و تحت تاثیر قرار داده است.
هرجا که سپاه تو پی فشرده
در سنگ نشان قدم گرفته
هوش مصنوعی: هر جایی که نیروهای تو در کنار هم جمع شدهاند، ردپای تو مشخص و نمایان است.
حفظ تو جهان را چو بر باری
در سایهٔ فضل و کرم گرفته
هوش مصنوعی: وجود تو مانند سایهای است که بر جهان افتاده و برکت و رحمت به ارمغان میآورد.
شام و شفق از آفتاب رایت
دوکان ز بر صبحدم گرفته
هوش مصنوعی: شب و فجر از نور خورشید، مانند پرچمهایی هستند که از صبح زود با خود به همراه دارند.
در لوح زبان جای خاکپایت
اندازهٔ واو قسم گرفته
هوش مصنوعی: در کلامی که بر زبان آمده است، جایگاه وجود تو به اندازهای با اهمیت و با ارزش است که میتوان به آن قسم یاد کرد.
عدل تو به احداث عشقبازی
بس تیهو و شاهین به هم گرفته
هوش مصنوعی: عدل تو به اندازهای است که عشق و بازیهای عاشقانه را ایجاد کرده است؛ مانند تیهو و شاهین که به هم پیوستهاند.
از تخت تو وقت سؤال سائل
تا عرش صداء نعم گرفته
هوش مصنوعی: زمانی که کسی از تو سوال میکند، صدای نعمتی که از تخت تو برخاسته تا عرش میرسد.
آز از کرب امتلاء دایم
ویرانهٔ کتم عدم گرفته
هوش مصنوعی: آز و اشتیاق از کرب و بلا همیشه در حال ویرانی عدم و نبودن را به همراه دارد.
در عرض سپاه تو مرغ و ماهی
یکسر همه حکم حشم گرفته
هوش مصنوعی: در میان سپاه تو، پرنده و ماهی همه به یک شکل تحت فرمان هستند.
در پیکر دیو از شهاب رمحت
خون صورت شاخ بقم گرفته
هوش مصنوعی: در بدن دیو، از نور شهاب، خون صورتی مانند گل سرخ جریان دارد.
بدخواه تو را خاک مادرآسا
از پشت پدر در شکم گرفته
هوش مصنوعی: دوست نداشتن تو با لطافت و محبت مانند خاک مادر، از طرف پدر در دل خود جای داده است.
از نالهٔ خصم تو گوش گردون
خاصیت جذر اصم گرفته
هوش مصنوعی: از زاری و شکایت دشمن تو، آسمان هم مثل زمین بیصدا و خاموش شده است.
چشمش که زباست به وقت خوابش
از نم صفت لاتنم گرفته
هوش مصنوعی: چشمهایش که زیباست، در هنگام خوابش، به خاطر رطوبت، مانند کسی که خوابش نمیبرد، حالت خاصی به خود میگیرد.
او آمده و فتنه را به عمیا
در دزدی آن متهم گرفته
هوش مصنوعی: او آمده و آشفتگی را به کسی نسبت داده که در دزدی متهم شده است.
ای تو ز ثنا بیش و خسروان را
دامن خسک مدح و ذم گرفته
هوش مصنوعی: ای تو که بیش از ستایش میدرخشی و مانند پادشاهان، لباس تو چنان است که در جستجوی مدح و نکوهش هستی.
حاسد به کمالت کند تشبه
لیکن چو به فربه ورم گرفته
هوش مصنوعی: حسود به زیباییها و ویژگیهای مثبت تو حسد میورزد، اما وقتی که خودش دچار مشکلات و نواقص است، نمیتواند به آن زیباییها نزدیک شود.
تا در حرم آسمان نگردد
بر کس در شادی و غم گرفته
هوش مصنوعی: تا وقتی که احوال آسمان بر کسی تأثیر نگذارد و شادی و غم را تجربه کند، در حرم آسمان نمیتواند آرامش پیدا کند.
شادی تو باد ای حریم گیتی
از عدال تو امن حرم گرفته
هوش مصنوعی: شادی تو باد، ای مکانی که به خاطر عدالت تو، دنیا به امنیتی دست یافته است.
در سلک سماطین روز بارت
کیوان سر صف خدم گرفته
هوش مصنوعی: در روز شادیات، چون ستارهای در صف خدمت قرار گرفتهای و در کنار دیگران به خدمتگزاری مشغول هستی.
در حلقهٔ خنیاگران بزمت
خاتون فلک زیر و بم گرفته
هوش مصنوعی: در دورانی که خنیاگران (آوازهخوانان) به شادی و سرور مشغولند، آسمان و زمین در وضعیت خاصی قرار دارند و همه چیز تحت تاثیر این جشن و شادی است.
عمر تو مقامات نوح دیده
جاه تو ولایات جم گرفته
هوش مصنوعی: عمر تو به اندازه مقامهای نوح است و جایگاه تو مانند فرمانرواییهای جم میباشد.
هر عید عرب تا به روز محشر
جشن تو سواد عجم گرفته
هوش مصنوعی: هر عید، تا روز محشر، جشن و شادی عربها به خاطر توست که در دل عجمها جای گرفته است.