برگردان به زبان ساده
ای مسلمانان فغان از دور چرخ چنبری
وز نفاق تیر و قصد ماه و سیر مشتری
هوش مصنوعی: ای مسلمانان، از چرخ زمان و مشکلات آن فریاد بزنید! از نفاق و دوگانگیها و همچنین از نقشهها و نیتهای بدی که مانند تیر به سمت شما نشانه رفتهاند، بترسید.
کار آب نافع اندر مشرب من آتشیست
شغل خاک ساکن اندر سکنهٔ من صرصری
هوش مصنوعی: آب برای من مایهٔ زندگی و نشاط است، اما آتش در دل من شعلهور است. خاک که به آرامی در جاهای خود قرار دارد، در زندگی من باعث بیحرکتی و سکون شده است.
آسمان در کشتی عمرم کند دایم دو کار
وقت شادی بادبانی گاه انده لنگری
هوش مصنوعی: زندگی من مانند یک کشتی در دریا است که آسمان همیشه در آن حضور دارد. در هنگام شادی، بادبانها را میافرازم و در مواقع اندوه، لنگر را میاندازم تا ساکن شوم و اندوه را تحمل کنم.
گر بخندم وان به هر عمریست گوید زهرخند
ور بگریم وان همه روزیست گوید خونگری
هوش مصنوعی: اگر من بخندم، او میگوید که این یک خندهی تلخ است که نشانهی غمهای عمیق درون من است. و اگر بگریم، او میگوید که این اشکها نشاندهندهی روزهایی پر از درد و اندوه است.
بر سر من مغفری کردی کله وان درگذشت
بگذرد بر طیلسانم نیز دور معجری
هوش مصنوعی: بر روی سر من، عمامه یا کلاهی گذاشتی و این کار باعث شد که عمرم به سرعت بگذرد. حالا بر لبه زبانم هم دوری از حالت زیبایی به وجود آمده است.
روزگارا چون ز عنقا مینیاموزی ثبات
چون زغن تا چند، سالی مادگی سالی نری
هوش مصنوعی: دنیا را مانند پرندهای میبینی که هیچ ثباتی ندارد؛ مثل غزال، گاهی در حالت نر و گاهی در حالت ماده به سر میبرد. در این دنیا هیچ چیز دائمی نیست و تغییر و دگرگونی همیشه وجود دارد.
به بیوسی از جهان دانی که چون آید مرا
همچنان کز پارگین امید کردن کوثری
هوش مصنوعی: از سرنوشت دنیا آگاه شوی که چگونه به سراغم میآید، همانطور که از دور از انتظار میآید و امید به یک نعمت بزرگ را به دل میآورد.
از ستمهای فلک چندانکه خواهی گنج هست
واثقم زیرا که با من هم بدین گنبد دری
هوش مصنوعی: از ظلمها و بیعدالتیهایی که آسمان بر ما روا میدارد، به اندازهای که بخواهی، ثروت و دارایی وجود دارد. به همین دلیل، من هم در این دوران سخت، مانند تو گرفتار این مشکلات هستم.
گوییا تا آسمان را رسم دوران آمده است
دادهاندی فتنه را قطبی بلا را محوری
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که زمانه به اوج خود رسیده و در این میان، آشفتگی و مشکلات گریبانگیر ما شده و همچون قطبی در مرکز این مشکلات قرار گرفته است.
گر بگرداند به پهلو هفت کشور مر ترا
یک دم از مهرت نگوید کز کدامین کشوری
هوش مصنوعی: اگر هفت کشور را به دور تو بچرخاند، یک لحظه هم از عشق تو نخواهد گفت که از کدام سرزمین آمدهام.
بعد ما کاندر لگدکوب حوادث چند سال
بخت شومم حنجری کردست و دورش خنجری
هوش مصنوعی: پس از سالها که در برابر حوادث و سختیها ضربههای زیادی خوردم، تقدیر بد من را به جایی رسانده که احساس درد و رنج میکنم و آسیبپذیر شدهام.
خیر خیرم کرد صاحب تهمت اندر هجو بلخ
تا همی گویند کافر نعمت آمد انوری
هوش مصنوعی: خیری از داستان او به من رسید که مردم در مورد او صحبت میکنند و او را به کفر نسبت میدهند، با اینکه او به من خوبی کرده است.
قبهٔ اسلام را هجو ای مسلمانان که گفت
حاش لله بالله ار گوید جهود خیبری
هوش مصنوعی: ای مسلمانان، دربارهٔ قبهٔ اسلام سخن بگویید و از ناحق آن را از بین نبرید؛ زیرا اگر یک یهودی از نژاد خیبر چنین سخنی بگوید، حتماً باید بترسید که این عمل توهین به مقدسات اسلام است.
آسمان ار طفل بودی بلخ کردی دایگیش
مکه داند کرد معمور جهان را مادری
هوش مصنوعی: اگر آسمان را بهعنوان یک کودک در نظر بگیریم، بلخ (شهری تاریخی در افغانستان) نشاندهندهی تأثیرپذیری این کودک است. مکه، به عنوان مادر جهان، میداند چگونه میتوان این دنیا را آباد کرد.
افتخار خاندان مصطفی در بلخ و من
کرده هم سلمانی اندر خدمتش هم بوذری
هوش مصنوعی: خانوادهی پیامبر اسلام در بلخ افتخار بزرگی دارند و من نیز در خدمت آن خانواده به عنوان سلمانی هستم و این برای من افتخار بزرگی است.
مجد دین بوطالب آن عالم که گمره شد درو
عقل کل آن کرده از بیرون عالم ازهری
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصیتی از خاندان بوطالب میپردازد که در معرفت و علم نامور است اما به دلیل برخی شرایط، از راه حق و حقیقت منحرف شده است. این فرد در واقع حامل علم و دانشی بزرگ است، ولی با وجود این، به دلیل عوامل بیرونی و موانعی که در دنیای اطرافش وجود دارد، به گمراهی کشیده شده است. در نهایت، این وضعیت نشاندهنده تضاد میان علم و عمل در زندگی بشر است.
آن نظام دولت و دین کانتظام عدل او
در دل اغصان کند باد صبا را رهبری
هوش مصنوعی: دولت و دین او به گونهای منظم و استوار است که مانند شکوفههای درختان، باد صبا را راهنمایی میکند.
آنکه نابینای مادرزاد اگر حاضر شود
در جبین عالم آرایش ببیند مهتری
هوش مصنوعی: اگر شخصی که از بدو تولد نابینا بوده، در جمع افراد با دانش و با فرهنگ قرار گیرد، ممکن است زیباییهای خاصی را در رفتار و اخلاق آنها ببیند که توجهش را جلب کند.
در پناه سدهٔ جاه رعیتپرورش
بر عقاب آسمان فرمان دهد کبک دری
هوش مصنوعی: در سایهٔ دوران پر از جاه و مقام، کسی که بر میان رعیتها رشد کرده است، مانند عقابی در آسمان میتواند بر کبکهای دشت فرمانروایی کند.
هم نبوت در نسب هم پادشاهی در حسب
کو سلیمان تا در انگشتش کند انگشتری
هوش مصنوعی: نسبت به نبوت و پادشاهی، چه کسی مانند سلیمان است که انگشتری به دست داشته باشد؟
مسند قاضی القضاة شرق و غرب افراشته
آنکه هست از مسندش عباسیان را برتری
هوش مصنوعی: منصبی که در شرق و غرب به عنوان قاضیالقضات برپا شده، از آن کسی است که به خاطر مقامش، عباسیان را بر دیگران برتری میدهد.
آنکه پیش کلک و نطقش آن دو سحر آنگه حلال
صد چو من هستند چون گوساله پیش سامری
هوش مصنوعی: آن کسی که سخن و نوشتارش همچون جادو و سحر است، باید بداند که او نیز مانند گوسالهای است در برابر سامری. در واقع، او نیز در مقایسه با قدرت سخنوری و تاثیرگذاریاش، در برابر دیگران ضعیف و ناتوان است.
آب و آتش را اگر در مجلسش حاضر کنند
از میان هر دو بردارد شکوهش داوری
هوش مصنوعی: اگر آب و آتش را در کنار هم بیاورند، او به گونهای عمل میکند که بدون هیچ تردیدی، از میان این دو، برترین و مناسبترین را انتخاب میکند.
کو حمیدالدین اگر خواهی که وقتی در دو لفظ
مطلقا هرچ آن حمیدست از صفتها بشمری
هوش مصنوعی: اگر به دنبال حمیدالدین هستی، باید بدانی که هر وقت به دو لفظ اشاره میکنی، هر آنچه که در وصف اوست، نه تنها به نامش، بلکه به ویژگیها و صفاتش نیز مربوط میشود.
در زمان او هنر نشگفت اگر قیمت گرفت
گوهرست آری هنر او پادشاه گوهری
هوش مصنوعی: در زمان او اگر هنری به ارزشش شناخته میشد، نشان از ارزشمندی آن هنر بود. به راستی، هنرمند او مانند تنها پادشاهی است که دارای جواهرهای گرانبهایی است.
خواجهٔ ملت صفیالدین عمر در صدر شرع
آنکه نبود دیو را با سایهٔ او قادری
هوش مصنوعی: در متن گفته شده که صفیالدین عمر، به عنوان یک شخصیت بزرگ و معتبر در جامعه، نشان دهنده قدرت و نفوذی است که میتواند بر دیوانگی و نیروهای منفی غلبه کند. به عبارت دیگر، او در جایگاه بالایی قرار دارد که میتواند بر قوای شر غلبه کند و از این رو، وجود او به عنوان یک مرجع دینی و اخلاقی، نشانهای از توانایی و قهری در مقابل بدیهاست.
مفتی مشرق امام مغرب آنک از رتبتش
عرش زیبد منبرش کوتاه کردی منبری
هوش مصنوعی: علت بسیار بالایی که او دارد، به گونهای است که مقامش از عرش هم فراتر میرود، اما تو با کوتاه کردن منبرش، مقامش را نادیده گرفتی.
حکم دین هر ساعت از فتوای او فربهترست
دیدهای فربه کنی چون کلک او از لاغری
هوش مصنوعی: قوانین و احکام دین هر لحظه بر اساس نظر او قویتر و پرمغزتر میشود. آیا دیدهای که چطور میتوان با نوشتن او، امر و نهیهایی که از نظر دین مطرح شده را بهبود بخشید و از ضعف خارج کرد؟
احتساب تقوی او دید ناگه کز کسوف
آفتاب اندر حجاب مه شد از بیچادری
هوش مصنوعی: ناگهان متوجه شد که تقوای او باعث شده است تا نور آفتاب به سبب حجاب ماه، پنهان شود و این ناشی از بیحجابی اوست.
از رخش هر روز فال مشتری گیرد جهان
کیست آنکو نیست فال مشتری را مشتری
هوش مصنوعی: او هر روز از چهرهاش طالع و سرنوشت خود را میخواند. اما دنیا چه کسی است که از سرنوشتش بیخبر باشد؟
ذوالفقار نطق تاجالدین شریعت را به دست
آن به معنی توامان با ذوالفقار حیدری
هوش مصنوعی: تجلی قدرت و شجاعت در سخنان تاجالدین شریعت بیهمتاست و معنای آن به اندازهی ذوالفقار علی، نماد حق و عدالت، عمیق و تاثیرگذار میباشد.
بلبل بستان دین کز وجد مجلسهای او
صبح را چون گل طبیعت گشت پیراهن دری
هوش مصنوعی: بلبل باغ ایمان، با حضور خود در مجالس، صبح را زیبا و دلانگیز کرده است، به گونهای که مانند گلی در طبیعت شده و پیراهن روز را زیبا آراسته است.
توبه کردندی اگر دریافتندی مجلسش
هم مه از نمامی و هم زهره از خنیاگری
هوش مصنوعی: اگر کسی متوجه میشد که در محفل او، هم آبرو و اعتبار خود را از طریق slander (نق زدن) و هم جانش را از طریق آوازخوانی به خطر میاندازد، ممکن بود از کارهایش توبه کند.
من نمیدانم که این جنس از سخن را نام چیست
نی نبوت میتوانم گفتنش نی ساحری
هوش مصنوعی: من نمیدانم که به این نوع سخن چه نامی باید داد. نه میتوانم بگویم که این نوع گفتار از جنس نبوت است و نه میتوانم آن را به سحر ارتباط دهم.
ساقیان لهجهٔ او چون شراب اندر دهند
هوش گوید گوش را هین ساغری کن ساغری
هوش مصنوعی: ساقیانی که صحبتهای او را میفهمند، مانند شراب به ما هوش و حواس میدهند. پس به گوش خود بگو که باید از ساغر بنوشی و لذت ببری.
بازوی برهان ز تقریر نظامالدین قویست
آنکه از تعظیم کردی جبرئیلش چاکری
هوش مصنوعی: نیرومندی و قدرت استدلال در سخنانی که نظامالدین بیان کرده، به اندازهای است که حتی جبرئیل، فرشته بزرگ، به خاطر احترام و ارادت به او خادم و خدمتگزارش شده است.
آنکه بر اسرار شرع اندر زمان واقف شوی
از ورقهای ضمیرش یک ورق گر بنگری
هوش مصنوعی: کسی که به زمان و رازهای دین آگاهی پیدا کند، اگر نگاهی به صفحهی دل و درونش بیندازد، میتواند حقیقتی را بیابد.
نامدی اوراق اطباق فلک هرگز تمام
گر ضمیر او نکردی علم دین را دفتری
هوش مصنوعی: اگر به ورقههای آسمان نگاه کنی، میبینی که هیچگاه تمام نمیشوند و اگر درون او را به علم دین بشناسی، انگار دفتری برای نوشتن آن علم پیدا نکردهای.
وارثان انبیا اینک چنین باشند کوست
علم و تقوی بینهایت پس تواضع بر سری
هوش مصنوعی: وراثت پیامبران اکنون به این صورت است که علم و تقوی بیپایان دارند، بنابراین باید با تواضع در برابر آنها شوید.
در ثنای او اگر عاجز شوم معذور دار
تا کجا باشد توان دانست حد شاعری
هوش مصنوعی: اگر در مدح و ستایش او توانایی نداشتم، مرا ببخشید؛ تا چه اندازه میتوان حد و مرز شاعری را شناخت؟
لاشهٔ ما کی رسد آنجا که رخش او کشند
کاروانی کی رسد هرگز به گرد لشکری
هوش مصنوعی: زمانی که ما به پایان راه برسیم و دیگر نتوانیم حرکت کنیم، چه زمانی خواهد بود که کاروانی از ما بگذرد؟ هرگز نمیتوانیم به قدرت و عظمت یک لشکر دست یابیم.
با چنین سکان که گر از قدرشان عقدی کنند
فارغ آید چرخ اعظم از چه از بیزیوری
هوش مصنوعی: اگر با چنین دستگیرهای که اگر به اندازهی ارزششان پیوندی برقرار کنند، چرخ بزرگ عالم از کثرت زرق و برق بینیاز میشود.
هجو گویم بلخ را هیهات یارب زینهار
خود توان گفتن که زنگارست زر جعفری
هوش مصنوعی: بلخ را دشنام میگویم، اما ای وای، نمیتوانم این را بگویم زیرا در زمره زرد و بیارزش است.
بالله ار بر من توان بستن به مسمار قضا
جنس این بدسیرتی یا نوع این بدگوهری
هوش مصنوعی: ای کاش میتوانستم سرنوشتم را به میخ قضا و قدر بچسبانم و از این ویژگیهای زشت و ناپسند رهایی یابم.
خاتم حجت در انگشت سلیمان سخن
افترا کردن بدو درگیرد از دیو و پری
هوش مصنوعی: حکم و فرمان سلیمان در دست اوست و هر گونه سخنپراکنی یا تهمت زدن به او، باعث خواهد شد که مخلوقاتِ ناپاک همچون دیوان و پریها به او نزدیک شوند و او را مورد آزار قرار دهند.
باز دان آخر کلام من ز منحول حسود
فرق کن نقش الهی را ز نقش آزری
هوش مصنوعی: به تأمل و دقت نظر کن و درک کن که سخن آخر من چیست؛ حسودان را باید از آنچه که الهی و مقدس است، جدا کرد و به درستی تشخیص داد که یا از کدام منبع نشأت میگیرد.
عیش من زین افترا تلخی گرفت و تو هنوز
چربک او همچنان چون جان شیرین میخوری
هوش مصنوعی: زندگی من به خاطر این اتهام تلخ شده، اما تو هنوز آن را با لذت میخوری، درست مانند اینکه جان شیرینت را میبلعی.
مرد را چون ممتلی شد از حسد کار افتراست
بد مزاجان را قی افتد در مجالس از پری
هوش مصنوعی: وقتی شخصی از حسد پر میشود، رفتار نادرستی از خود نشان میدهد و افراد بدطینت در مجالس به ایجاد فضاهای ناپسند و مشکلات میپردازند.
چون مر او را واضع خر نامه گیرد ریش گاو
گاو او در خرمن من باشد از کون خری
هوش مصنوعی: وقتی که او را به عنوان شخصی کارآمد و مناسب معرفی کنند، باید بدانیم که در واقع، ارتباطات و اوضاع او تحت تأثیر شرایطی است که در آن قرار دارد. وضعیت فردی ممکن است به عنوان نتیجهای از شرایط اجتماعی یا شغلی به وجود آمده باشد.
آن نمیگویم که در طی زبان ناوردهام
آن هجا کان نزد من بابی بود از کافری
هوش مصنوعی: من به خاطر نمیآورم که چه حرفی را نگفتهام، اما آن کلمهای که در برابر من قرار دارد، برای من مانند درگاهی به سوی کفر است.
گر به خاطر بگذرانیدستم اندر عمر خویش
یابیم چونان که گرگ یوسف از تهمت بری
هوش مصنوعی: اگر در زندگی به فکر گذشته باشیم و تنها به آنچه که دیگران دربارهمان گفتهاند توجه کنیم، به سرنوشت بدی دچار میشویم. اما اگر خودمان را از این اتهامات دور کنیم، میتوانیم مثل یوسف که از تهمتها و سختیها رهایی یافت، به آرامش برسیم.
جاودان بیزارم از ذاتی که بیزاری ازو
هست در بازار دین صراف جان را بیزری
هوش مصنوعی: من همیشه از ذات و طبیعتی که خودش هم از وجودش ناخشنود است، بیزارم. در بازار دین، مانند صرافی که پولی برای معامله ندارد، من نیز فاقد آنچه برای تبادل روح و جانم لازم است، هستم.
آن توانایی و دانایی که در اطوار غیب
دام بدبختی نهاد و دانهٔ نیکاختری
هوش مصنوعی: توانایی و داناییای که باعث ایجاد مشکلات در زندگی و سرنوشت نیک یک فرد شده است.
آنکه تاثیر صبای صنع او را آمدست
گلفشان اختران بر گنبد نیلوفری
هوش مصنوعی: کسی که زیبایی و تاثیر هنر آفریدگار به او بخشیده، باعث شکوفهزدن گلها و درخشیدن ستارهها در آسمان آبی شده است.
آنکه خار اژدها دندان عقرب نیش را
شحنگی دادست بر اقطاع گلبرگ طری
هوش مصنوعی: کسی که توانسته است خار اژدها و نیش عقرب را از بین ببرد، بر روی گلبرگهای لطیف و زیبا محبت و عشق گذاشته است.
تا به زلف سایهٔ شب خاک را تزیین نداد
روز بر گوش شفق ننهاد زلف عنبری
هوش مصنوعی: تا زمانی که شب با زلف خود خاک را زیبا نکرد، روز بر گوشههای افق رنگ سرخی نچید.
باز شد چون قدرتش گیسوی شب را شانه کرد
در خم ابروی گردون دیدهای عبهری
هوش مصنوعی: زمانی که قدرت او نمایان شد، مانند کسی که موهای شب را شانه میزند، در قوس ابروی آسمان، زیبایی و جلوههای خاصی را مشاهده کرد.
بزم صنعش را زنیلوفر چو گردون عود سوخت
آفتاب و آب کرد این آتشی آن مجمری
هوش مصنوعی: در مجالس زیبایی که او به وجود آورده، مانند گلی است که در سرشار از عطر و جذابیت است. آتش عشق او به مانند آتش عود، سوزان و دلانگیز است و این احساسات همچون آب، در دلها جاری میشود و نوری را که از آن برمیخیزد، به وجود میآورد.
آنکه اندر کارگاه کن فکان ابداع او
بیاساس مایهای از مایه های عنصری
هوش مصنوعی: کسی که در کارگاه خلقت مشغول است، آفرینش او از مواد اولیهای که در طبیعت وجود دارد، بیپایه و اساس است.
داد یک عالم بهشتی روز ازرقپوش را
خوشترین رنگی منور بهترین شکلیگری
هوش مصنوعی: یک عالم بهشتی از آسمان برای مرد روز آبیپوش، زیباترین رنگ و بهترین شکل را هدیه داد.
وآنکه عونش بر تن ماهی و بر فرق خروس
پیرهن را جوشنی داد و کله را مغفری
هوش مصنوعی: آن کسی که کمکش، بر زیبایی و جوانی و زیباییهای طبیعی درخشش و جلوهای به آنها میبخشد و بر سر خروس پیر، تاجی با شکوه قرار میدهد.
آنکه گر آلای او را گنج بودی در عدد
نیستی جذر اصم را غبن گنگی و کری
هوش مصنوعی: اگر کسی به زیبایی و کمال خود توجه نکند و آن را نادیده بگیرد، مانند کسی خواهد بود که در میان خزانهای از گنجها زندگی میکند اما از ارزش آنها بیخبر است. او در حقیقت در بیخبری و نادانی خود فقیر است، حتی اگر به ظاهر دارای ثروت باشد.
آنکه بر لوح زبانها خط اول نام اوست
این همی گوید اله آن ایزد و آن تنگری
هوش مصنوعی: کسی که نامش بهصورت نخستین بر زبانها نقش بسته، این را میگوید: ای خدای بزرگ و تنگ نظر.
آنکه از ملکش خراسی دیده باشی بیش نه
گر روی بر بام این سقف بدین پهناوری
هوش مصنوعی: اگر کسی از سرزمینش آسیب و صدمهای دیده باشد، بیشتر از آن چیزهایی که در دوردستهای این دنیا میتوان دید، ارزش و اهمیت دارد.
آنکه قهرش داد انجم را شیاطین افکنی
وانکه لطفش داد آتش را سمندر پروری
هوش مصنوعی: کسی که باعث میشود ستارهها به غضب بیفتند، شیاطین را خلق میکند و کسی که لطفش به آتش میافزاید، موجب زایش سمندر میشود.
آنکه در امعای کرمی از لعاب چند برگ
کار او باشد نهادن کارگاه ششتری
هوش مصنوعی: کسی که در دل یک کرم، اثر چند برگ از لعاب را میگذارد، در واقع کارگاه یک ماهیتراش را برپا کرده است.
آنکه در احشای زنبوری کمال رافتش
نوش را با نیش داد از راه صحبت صابری
هوش مصنوعی: کسی که به زنبوری در دل خود مهربانی و لطف را با نیشی بخشید، از طریق صحبت و گفتگو با صابری، چنین کرده است.
آنکه از تجویف نالی ساقی احسان او
جام گه خوزی نهد بر دستها گه عسکری
هوش مصنوعی: کسی که از تهی بودن دلش مینالد، باید بداند که ساقی لطف و مهربانیاش همواره جامی پر از نعمت به دست او میدهد، گاه در صحنه جنگ و گاه در لحظات دیگر.
آنکه چون بر آفرینش سرفرازی کرد عقل
گفت می را گوشمالش ده به دست مسکری
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر آفرینش و عظمت آن احساس فروتنی و سرافرازی میکند، عقل به او میگوید که باید به خاطر این حالت خود، تصمیمی بگیرد و تسلیم نشود، بلکه باید در این مسیر با تدبیر و هوشیاری عمل کند.
آنکه ترک یک ادب بر پیشگاه حضرتش
وقف کرد ابلیس را بر آستان مدبری
هوش مصنوعی: کسی که یک رفتار ناپسند را در مقابل مقام او انجام داد، شیطان را در نزد خداوند حکیم قرار داد.
آنکه آدم را عصی آدم ز پا افکنده بود
گرنه از ثم اجتباه اوش دادی یاوری
هوش مصنوعی: کسی که باعث سقوط آدم شد، اگر نبود، تو را از میان بندگان برگزیده و یاری میکرد.
آنکه قوم نوح را از تندباد لاتذر
دردودم کرد از زمین آسیب قهرش اسپری
هوش مصنوعی: کسی که قوم نوح را در طوفان ویران کرد و از زمین آنها را به عذاب گرفت، همان است که میتواند قهر و غضبش را بر دیگران نیز نازل کند.
آنکه چون خلوت سرای خلتش خالی کند
شعله ریحانی کند آنجا نه اخگر اخگری
هوش مصنوعی: کسی که وقتی به خلوت و آرامش خود میرسد، تمام غمها و ناپاکیها را از دل خود خارج کند، در آن مکان فقط گرمای عشق و صفا باقی میماند و خبری از شعلههای آتش و درد نیست.
آنکه دشتی جادویی را در عصایی گم کند
یک شبان از ملک او بیتهمت مستنکری
هوش مصنوعی: شخصی که میتواند دشت زیبایی را در عصایی گم کند، مانند چوپانی است که از سرزمینی بدون ناپاکی و اتهام عبور میکند.
آنکه نیل مادری بر چهرهٔ مریم کشید
حفظ او بیآنکه باطل شد جمال دختری
هوش مصنوعی: کسی که رنگ نیل بر چهرهٔ مریم کشید، بهگونهای مریم را حفظ کرد که زیبایی دخترانهاش از بین نرود.
آنکه از مهری که بودی مصطفی را برکتف
مهر کردست از پس عهدش در پیغمبری
هوش مصنوعی: کسی که از محبت و مهر مصطفی (پیامبر) برکت و خوشبختی یافته، همچنان پس از عهد و پیمانش در پیغمبری از او پیروی میکند.
آنکه از ایمای انگشتش دو گیسو بند کرد
از چه از یک آینه بر سقف چرخ چنبری
هوش مصنوعی: کسی که با اشاره انگشتش دو رشته مو را به هم بسته، چرا باید از یک آینه به سوی آسمان نگاهی بیندازد؟
آنکه بر دعویش چون برهان قاطع خواستند
در زبان سوسمار آورد حجت گستری
هوش مصنوعی: کسی که ادعایش نیاز به دلیل روشن و قاطع دارد، حتی میتواند به کمک زبان سوسمار، به بیان استدلال خود بپردازد.
آنکه گر بر اسب فکرت جاودان جولان کنی
از نخستین آستان حضرتش درنگذری
هوش مصنوعی: اگر بر اسب تفکر خود سفر کنی و به دنبال حقیقت باشی، هرگز از اولین درگاه حضرتش نمیگذری و همیشه در آنجا متوقف خواهی شد.
آنکه هم در عقل ممنوعست و هم در شرع شرک
جز به ذاتش گر به عزم وقصد سوگندی خوری
هوش مصنوعی: کسی که هم از نظر عقل و هم از نظر شرع ، ارتکاب شرک در حق خداوند جز به خودش جایز نیست، اگر با اراده و نیتی خاص سوگند بخوری.
اندرین سوگند اگر تاویل کردم کافرم
کافری باشد که در چون من کسی این ظن بری
هوش مصنوعی: اگر من این سوگند را تفسیر کنم، کافرم، و کافری هستم که در حیرت است و فکر میکند هیچکس مانند من چنین نظری ندارد.
خود بیا تا کج نشینم راست گویم یک سخن
تا ورق چون راست بنیان زین کژیها بستری
هوش مصنوعی: بیا، تو همان کسی هستی که میتوانم به خاطر تو راست بگویم و سخنی درست بیان کنم. تا وقتی که پایهام محکم باشد و از این کجوکولهها دور شوم، میتوانم درست از کارهایم بگویم.
چون مرا در بلخ هم از اصطناع اهل بلخ
دق مصری چادری کردست و رومی بستری
هوش مصنوعی: وقتی که در بلخ هستم، تحت تأثیر و خاستگاه فرهنگی آنجا، مانند کسی هستم که در مصر چادر بر سر دارد و در رومی خوابیده است.
بر سر ملکی چنان فارغ نباشد کس چو من
حبذا ملکی که باشد افسرش بیافسری
هوش مصنوعی: هیچکس مانند من در إدارة این ملک چنین بیخیال نیست. چه خوب است ملکی که تاج آن بدون کسی که آن را به دوش بکشد، بر سر گذاشته شده باشد.
دی ز خاک خاوران چون ذره مجهول آمده
گشته امروز اندرو چون آفتاب خاوری
هوش مصنوعی: دیروز از خاک خاور، مانند ذرهای ناشناخته آمده بود، ولی امروز در آنجا چون آفتاب خاور، درخشان و روشن شده است.
با چنانها این چنینها زاید از خاطر مرا
ای عجب از آب خشکی آید از آتش تری
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی تعجب شاعر را از چیزهایی بیان میکند که ممکن است غیرعادی یا غیرمنتظره به نظر بیایند. شاعر میگوید که از افرادی که با آنها در ارتباط است، چیزهایی به یادش میآید که عجیب و غیرمنتظره است، مانند این که چگونه آب میتواند از خشکی و آتش میتواند رطوبت به وجود آورد. این بیان نشاندهندهی تضادها و تناقضاتی است که انسانها در زندگی تجربه میکنند.
این همه بگذار آخر عاقلم در نفس خویش
کادمی را عقل هست از ممکنات اکثری
هوش مصنوعی: اگر همهی این مشکلات و سختیها را نادیده بگیرم، در درون خودم میدانم که عقل و درک من در مقابل بسیاری از احتمالات و چیزهایی که ممکن است انجام دهم، وجود دارد.
پس چه گویی هجو گویم خطهای راکز درش
گر درآید دیو بنهد از برون مستکبری
هوش مصنوعی: به چه چیزی میتوانم بگویم، وقتی که چنین مکانی وجود دارد که اگر دیوی به آن وارد شود، از بیرون بر همه تسلط خواهد یافت؟
تا تو فرصتجوی گردی وز کمینگاه حسد
غصهٔ ده ساله را باری به صحرا آوری
هوش مصنوعی: تا زمانی که در جستجوی فرصت هستی و حسد را از گوشهای پنهان به سمت دشت میآوری، غصهای که ده سال در دلت مانده را به یغما میبری.
هیچ عاقل این کند جز آنکه یکسو افکند
اصل نیکو اعتقادی، رسم نیکو محضری
هوش مصنوعی: هیچ فرد عاقلی این کار را نمیکند، مگر اینکه یک اعتقاد خوب و اصول درست را به طور کامل کنار بگذارد.
دشمنان را مایه دادن نزد من دانی که چیست
جمع کردن موش دشتی با پلنگ بربری
هوش مصنوعی: اگر بخواهی با دشمنان خود خیلی به آرامی و بیدردسر کنار بیایی، مانند این است که بخواهی جمع کردن موشهای بیخطر را با پلنگی خطرناک توجیه کنی. این کار به هیچ وجه منطقی نیست و نشاندهنده بیفکری است.
مستقیم احوال شو تا خصم سرگردان شود
بس که پرگاری کند او چون تو کردی مسطری
هوش مصنوعی: تا زمانی که به حال خودت درآیی و مستقر شوی، رقیب (خصم) دچار سرگردانی خواهد شد، زیرا او مانند تو مشغول حرف زدن بیپایه و اساس است.
این دقایق من چنان ورزم که از بیفرصتی
سکته گیرد این و آن گر بوفراس و بحتری
هوش مصنوعی: من به قدری در این لحظات مشغول و درگیر هستم که دیگران از بیفرصتی احساس ناتوانی و ضربه میکنند، حتی اگر به بزرگان شعر همچون بوفبکار و بحتری هم اشاره کنیم.
از عقاب و پوستینش گر نگوید به بود
گرچه در دریا تواند کرد خربط گازری
هوش مصنوعی: اگر عقاب و پوستینش سخنی نگفت، نمیتوان گفت که بهتر است. حتی این توانایی را دارد که در دریا نیز مشکل ایجاد کند.
چند رنجی کز قبولم تازه شاخی میدمد
هرکجا پنداری ای مسکین که بیخی میبری
هوش مصنوعی: تعدادی از مشکلات و دشواریهایی که من تحمل کردهام، باعث رشد و شکوفایی من شده است. هرجا که فکر میکنی بدون زحمت و تلاش به موفقیت میرسی، اشتباه میکنی.
رو که از یاجوج بهتان رخنه هرگز کی فتد
خاصه در سدی که تاییدش کند اسکندری
هوش مصنوعی: شخصی که از یاجوج به او تهمت زده شده، هرگز زیر فشار و مشکل نمیرود، به ویژه در وضعیتی که تقویتکنندهای مانند اسکندر داشته باشد.
یک حکایت بشنوی هم از زبان شهر خویش
تا در این اندیشه باری راه باطل نسپری
هوش مصنوعی: یک داستان را که از زبان همشهریات میشنوی، در نظر بگیر تا به این فکر نیفتی که راه غلطی را بپیمایی.
دی کسی در نقص من گفت او غریب شهر ماست
بلخ گفت اینهم کمال اوست چند ار منکری
هوش مصنوعی: کسی به من گفت که او در عیب و نقصهایی که دارد، به نوعی غریبهای در این شهر است. بلخ به او پاسخ داد که همین عیبها هم بخشی از کمال او به شمار میرود. بنابراین، حتی اگر عیبهایی دارد، نباید آنها را ناسزا شمرد.
او غریب اندر جهان باشد چو از رتبت مرا
آسمان هر ساعتی گوید زمین دیگری
هوش مصنوعی: اگر کسی در دنیا غریب باشد، مثل این است که در مقام و مرتبهاش آسمان به او بگوید زمین هر لحظه در حال تغییر است.
خاک پای اهل بلخم کز مقام شهرشان
هست بر اقران خویشم هم سری هم سروری
هوش مصنوعی: خاک پای افرادی که از بلخ هستند، به خاطر جایگاه والایشان در این شهر، بر من که همتراز و همرتبه با آنها هستم، مبارک و گرانقدر است.
حبذا تاریخ این انشا که فرمانده به بلخ
رایت طغرل تکینی بود و رای ناصری
هوش مصنوعی: خوشا به حال تاریخ این نوشته که فرماندهای به بلخ رفته و علم و شأن طغرل را دارد و نظر ناصرالدین را نیز دنبال میکند.