برگردان به زبان ساده
با خاک در تو آشنایی
خوشتر ز هزار پادشایی
هوش مصنوعی: دوستی و نزدیکی به زمین و طبیعت برایم ارزشمندتر از هزاران مقام و سلطنت است.
دیده رخ راز مه ببیند
بر عارض تو ز روشنایی
هوش مصنوعی: چشم من میتواند جمال پوشیده ماه را در چهره تو ببیند، به خاطر روشنی و درخشندگیات.
از نکتهٔ طوطی لب تو
سیمرغ گزید پارسایی
هوش مصنوعی: از سخنان شیرین تو، همچون طوطی، کسی به خوبی فهمیده است که در دل کلمات تو زیبایی و معنای عمیق نهفته است.
جایی که زلب حیات بخشی
عیسی بود از در گدایی
هوش مصنوعی: جایی که لبهای زندگیبخش عیسی حضور داشت، از در گدایی میآمد.
مهر تو و سینهٔ چو من کس
طاوس و سرای روستایی
هوش مصنوعی: عشق تو و دل من هیچکس مانند طاووس و خانهای روستایی نیست.
در خدمت عشق تست ما را
دل عاریتی و جان بهایی
هوش مصنوعی: دلمان در اختیار عشق توست و زندگیام ارزشمند است.
بردی ز پری و آدمی هوش
یک راه بگوی تا کرایی
هوش مصنوعی: هنگامی که تو از زیبایی و جذابیت آدمی و پری غافل کردهاید، یک نشانه بده که من از آن استفاده کنم و به مقصد برسم.
در خانهٔ صبر فرقت تو
افکند هزار بینوایی
هوش مصنوعی: در خانهٔ صبر، جدایی تو باعث شده که هزاران نفر در رنج و فقر باشند.
در دعوی حسن خود سخنگوی
تا ماه دهد بر آن گوایی
هوش مصنوعی: در مورد زیبایی و خوبی خود صحبت کن تا ماه نیز شاهد این تعریف باشد.
از کوی چو آفتاب از کوه
در خدمت تاج دین برآیی
هوش مصنوعی: اگر همانند آفتاب از کوه وارد شوی، در خدمت دین همچون تاجی بر سر خواهی درخشید.
صورتگر عز پناه دولت
معبرده دولت علایی
هوش مصنوعی: آرایشگر چهره و سمبل قدرت، محلی امن و پناهگاهی برای رفاه و سعادت است.
آن جان خرد که مر خرد را
با طاعت اوست آشنایی
هوش مصنوعی: جان خرد که خود را با اطاعت از او آشنا کرده است.
در نسبت آن شرف توان دید
چون فضل خدای در خدایی
هوش مصنوعی: شرافت نسبت به چیزی را میتوان به خوبی درک کرد، مانند فضل و بخشش خداوندی که تنها از خودش سرچشمه میگیرد.
نه چرخ گرفت و هفت اختر
یک فکرت او به تیزپایی
هوش مصنوعی: چرخ زمان و هفت اختر آسمانی به اندازهی درک و فهم او تیز و سریع نیستند.
ای دیدهٔ ناظر نبوت
در ذات تو دیده مصطفایی
هوش مصنوعی: ای چشمی که شاهد مقام نبوت هستی، در وجود تو صفات نبی راه دارد.
چون روی خلقت نخواندت عقل
شاید که ز پشت مرتضایی
هوش مصنوعی: وقتی به زیبایی آفرینش نگاه میکنی، ذهن تو ممکن است به عمق وجود شخصیتی بزرگ مانند مرتضی (امیرالمؤمنین علی) پی ببرد.
خود عقل ترا کمال هرگز
داند که ز جاه تا کجایی
هوش مصنوعی: عقل تو هرگز نمیتواند به کمال و تواناییات پی ببرد، زیرا نمیداند تو از کجا شروع کردهای و به کجا میروی.
پیش در تو قبول کرده
پیشانی سدره خاک پایی
هوش مصنوعی: در مقابل تو، افتخار کردهام که سرم را به خاک پای تو بمالم.
مرغ دل جبرئیل گیرد
در مدحت تو سخن سرایی
هوش مصنوعی: پرندهای که مانند جبرئیل است، در وصف تو سخن میسراید و بر تو تمجید میکند.
اولاد بزرگ مرتضا را
یارب چه بزرگ پیشوایی
هوش مصنوعی: پروردگارا، فرزندان بزرگ مرتضی (علیهالسلام) را چه عظیم و بزرگمقام است پیشوایی و رهبریشان.
کبر تو کم است و کبریا بیش
از کبر نهای ز کبریایی
هوش مصنوعی: غرور تو اندک است و کبریایی و عظمت بسیار است. تو از صفت کبریایی به دوری.
آن روز که عمر در غم مرگ
معزول بود ز خوش لقایی
هوش مصنوعی: روزی که عمر در اندوه مرگ بیخبر از خوشحالی و دیدار بود.
نیلوفر تیغ چشمها را
چون لاله کند به کم بقایی
هوش مصنوعی: گل نیلوفر میتواند تیغهای خشم را به لطافت گل لاله تبدیل کند و به زندگی ادامه دهد.
از نسبت فعل سایه گیرد
در صدمت صور صوت نایی
هوش مصنوعی: هر عملی که انجام میدهی، به نوعی بر تو سایه میافکند و صدای آن به تو باز میگردد.
از ساغر خوف تشنهٔ جنگ
سیراب شود ز بیرجایی
هوش مصنوعی: با نوشیدن از جام ترس، آنچه که مایهٔ تشنگی در میدان جنگ است، از امید و آرزوهای بیفایده سیراب میشود.
جانهای مبارزان ز تنها
بینند ز تیغ تو جدایی
هوش مصنوعی: مبارزان فقط از تنهایی و جدایی ناشی از ضربههای تو، رنج میکشند.
این خاطر من ز غیبت تو
محروم ز پادشا ستایی
هوش مصنوعی: این دل من به خاطر غیبت تو از ستایش و بزرگی پادشاه محروم است.
دل در غم خدمت تو یک دم
نایافته از عنا رهایی
هوش مصنوعی: دل در غم خدمت تو لحظهای آرام نگرفته و از مشکلات رهایی نیافته است.
تا آمد مرگ جان غمگین
گشته ز هوای تو هوایی
هوش مصنوعی: به محض اینکه مرگ نزدیک میشود، جانم به خاطر یاد تو غمگین و دلتنگ میشود.
زنهار مرا مگو که رو رو
تو در خور شهر و بوریایی
هوش مصنوعی: لطفاً به من نگو که تو در این دنیا چقدر خوب و زیبا هستی، چون این موضوع ترسناک است.
در غیبت تو خوش است ما را
آن به که بدین طرف نیایی
هوش مصنوعی: در غیبت تو، برای ما بهتر است که تو به اینجا نیایی.
آخر به طریق لطف یکبار
بنویس که خیز چند پایی
هوش مصنوعی: در نهایت، با مهربانی یک بار بنویس که چند قدم باید برداری.
در خدمت دیگران چه کوشی
چون بندهٔ خاندان مایی
هوش مصنوعی: چرا برای خدمت به دیگران تلاش میکنی، در حالی که تو خود را از خانواده ما میدانی؟
در جستن کرده گرد عالم
گردنده چو سنگ آسیایی
هوش مصنوعی: کسی که در جستوجوی این دنیای گردان و پرهیاهو است، مانند سنگی است که در آسیاب میچرخد.
در شکر علاء دین و دولت
پیوسته چرا شکر نخایی
هوش مصنوعی: در دوران شکرگزاری و خوشی، چرا باید از شادی و لذت خود دست بکشی؟
از حضرت ما که روی کونست
دوری ز چه روی مینمایی
هوش مصنوعی: چرا از ما که در این دنیا حضور داریم دوری میکنی و به ما روی نمیآوری؟
تا فائدهٔ نبات یابند
اشکال زمینی و سمایی
هوش مصنوعی: برای اینکه موجودات زمینی و آسمانی بتوانند از محصولات گیاهی بهرهمند شوند.
حکم تو گسسته باد یارب
ار علت چونی و چرایی
هوش مصنوعی: خدایا، کاش فرمان تو از بین برود، اگر علت وجود و چگونگی آن را نمیدانم.