برگردان به زبان ساده
ملک هم بر ملک قرار گرفت
روزگار آخر اعتبارگرفت
هوش مصنوعی: روزی میرسد که حتی پادشاهان و مقامها هم دیگر ارزش و اعتبار خود را از دست میدهند و هیچ چیز همچنان پایدار نمیماند.
بیخ اقبال باز نشو نمود
شاخ انصاف باز بار گرفت
هوش مصنوعی: درخت شانس بار دیگر رشد کرد و شاخه انصاف نیز ثمرهای به همراه آورد.
مدتی ملک در تزلزل بود
عاقبت بر ملک قرار گرفت
هوش مصنوعی: مدتی اوضاع بلاد بیثبات و ناپایدار بود، اما در نهایت آرامش و ثبات به کشور بازگشت.
ملک تاجبخش و تاج ملوک
کز یمین ملک در یسار گرفت
هوش مصنوعی: پادشاهی که با تاجش شرافت و بزرگی دیگران را میآراید، تاج پادشاهان را از دست راست خود به دست چپش منتقل کرد.
آنچه ملکی به یک سوال بداد
وانکه ملکی به یک سوار گرفت
هوش مصنوعی: ملک(فرشته یا خدا) به یک سوال پاسخ داد و ملکی دیگر به یک سوار (آدمی که سوار بر اسب است) چیزی داد.
صبع تیغیش چو از نیام بتافت
آفتاب آسمان حصار گرفت
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به زمانی است که خورشید، مانند یک شمشیر تیز که از غلاف خود بیرون میآید، به زیبایی و قدرت در آسمان ظاهر میشود و به نوعی فضایی را نورانی و گرم میکند.
عکس بزمش چو بر سپهر افتاد
خانهٔ زهره زو نگار گرفت
هوش مصنوعی: وقتی تصویر جشن او به آسمان افتاد، خانهی زهره تحت تأثیر آن زیبایی قرار گرفت.
رزم او را فلک تصور کرد
ساحتش تیغ آبدار گرفت
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده که آسمان (فلک) در برابر مبارزه و جانبازیش او را تصور کرد و برایش سلاحی شفاف و تیز آماده کرد.
بزم او را زمانه یاد آورد
فکرتش نقش نوبهار گرفت
هوش مصنوعی: محفل او یادآور زمانه است و اندیشهاش همانند نقشهای بهار تازه شده است.
سایهٔ حلم بر زمین افکند
گوهر خاک ازو وقار گرفت
هوش مصنوعی: سایهٔ آرامش و بردباری بر زمین افتاده و از آن، خاک و طبیعت شکوه و وقار را کسب کردهاند.
شعلهٔ باس بر اثیر کشید
گنبد چرخ ازو شرار گرفت
هوش مصنوعی: شعلهای از آتش به آسمان رفت و گنبد آسمان از او شعلهور شد.
ملکا، خسروا، خداوندا
این سه نام از تو افتخار گرفت
هوش مصنوعی: ای پادشاه، ای بزرگوار، ای خداوند، این سه نام به سبب تو و به واسطه عزت تو به افتخار رسیدهاند.
نه به انگشت عد و حصر قضا
چرخ جود ترا شمار گرفت
هوش مصنوعی: با دستهای محدود دنیا، بخششهای تو را نمیتوان به حساب آورد.
نه به معیار جزو و کل قدر
بار حلم ترا عیار گرفت
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که ارزش و عظمت خویشتن را نباید فقط با اجزاء و جزئیات سنجید. بلکه باید به عمق و کیفیت وجود شخص توجه کرد. رفتار و حلم انسان میتواند معیار واقعی شخصیت او باشد و نه صرفاً ویژگیهای ظاهری یا جزئی.
همه عالم شعار عدل تو داشت
ملک عالم همان شعار گرفت
هوش مصنوعی: تمام جهان نشانگر عدالت تو بود و حکومت جهان نیز همان نشان را بر دوش گرفت.
پای ملک استوار اکنون گشت
که رکاب تو استوار گرفت
هوش مصنوعی: پای ملک اکنون محکم و استوار شده است، زیرا رکاب تو محکم را گرفته است.
روز چند از سر خطا بینی
ملک ازین خطه گر کنار گرفت
هوش مصنوعی: اگر چند روزی اثرات اشتباهات را ببینی، نشانهای است از اینکه ملک و یگانگی از این سرزمین کناره گرفته است.
سایه بر کار خصم نفکندی
گرچه زاندازه بیش کار گرفت
هوش مصنوعی: اگرچه دشمن کار بیشتری انجام داد، اما سایهای بر فعالیتهای او نیفتاد.
خجل اینک به عذر باز آمد
سر بخت تو در کنار گرفت
هوش مصنوعی: اکنون با شرمندگی به خاطر عذری که داشتم، برگشتم؛ شانس تو در کنار من قرار گرفت.
همتت بیضرورتی دو سه روز
انفرادی به اختیار گرفت
هوش مصنوعی: او بهخاطر ارادهاش، بدون هیچ دلیلی، بهطور اختیاری چند روزی را در تنهایی گذراند.
گوشهای از جهان بدو بگذاشت
گوشهٔ تخت شهریار گرفت
هوش مصنوعی: در بخشی از دنیا، کسی گوشهای را از تخت شاهانه به او اختصاص داد.
تا به پایش زمانه خار سپرد
تا به دستش زمانه مار گرفت
هوش مصنوعی: زمانه او را به سختی و درد دچار کرد و در عوض، او را با چالشهای مختلف مواجه ساخت.
روز هیجا که از طرادهٔ لعل
موکبت شکل لالهزار گرفت
هوش مصنوعی: روزی که از چهرهی زیبای تو، همچون گل لاله، بوی خوش و زیبایی در فضا پخش شد.
کارزار از هزاهز سپهت
صورت قهر کردگار گرفت
هوش مصنوعی: جنگ و نبرد از لشکر هزاهز به شدت و قهری که از جانب خداوند وجود دارد، شکل میگیرد و صورت میگیرد.
از نهیب تو شیر گردون را
آب ناخورده پیشیار گرفت
هوش مصنوعی: از صدای تو، شیر قوی و بزرگ دنیا نتوانست آب بخورد و به حالت آمادهباش درآمد.
فتنه را زارزوی خواب امان
هوس کوک و کوکنار گرفت
هوش مصنوعی: فتنهای به وجود آمد که در دل آن خواب امن و آرامش، با وسوسههای هوس و قمار آمیخته شد.
ای به خواری فتاده هر خصمی
کاثر خصمی تو خوار گرفت
هوش مصنوعی: ای کسی که در برابر خصم خود، به ذلت و خواری افتادهای، خواهش میکنم بر تو خوار و ناتوان است.
خصم اگر غره شد به مستی ملک
چون دماغش ز می بخار گرفت
هوش مصنوعی: اگر دشمنی به خاطر مقام و قدرتش مغرور شود، مانند کسی که تحت تأثیر نوشیدنی است و در حس خود غرق شده، در واقع نمیتواند درست فکر کند.
پای در دامن امل بنداشت
دامن ملک پایدار گرفت
هوش مصنوعی: امید و آرزو را در آغوش گرفت و در عین حال، پایداری و ثبات را به دست آورد.
ملک در خواب غفلتش بگذاشت
ملکی چون تو هوشیار گرفت
هوش مصنوعی: فرشتهای مانند تو، در حالی که پادشاه در خواب غفلت است، بیدار و هوشیار شده است.
خیز و رای صبوح دولت کن
هین که خصمانت را خمار گرفت
هوش مصنوعی: برخی از مواقع باید از خواب بیدار شد و برای به دست آوردن موفقیت و زندگی بهتر تلاش کرد، زیرا دشمنیها و مشکلات به زودی تحت تأثیر این تلاشها قرار خواهند گرفت.
تا در امثال مردمان گویند
دی چو بگذشت حکم پار گرفت
هوش مصنوعی: زمانی که از شخصی صحبت میشود یا در مورد او قضاوت میشود، باید دید که در چه شرایطی قرار داشته و چگونه عملکردش بوده است. اگر گذشتهاش را نادیده بگیریم و فقط به رفتارهای حالش توجه کنیم، ممکن است به اشتباه قضاوت کنیم.
روزگار تو باد در ملکی
که نه گیتی نه روزگار گرفت
هوش مصنوعی: روزگاری را برای تو آرزو میکنم که نه در دنیا و نه در زمانهی کنونی به سختی و دشواری نروی.