برگردان به زبان ساده
جشن عید اندرین همایون جای
که بهشتی است در جهان خدای
هوش مصنوعی: جشن عید در این مکان خوشیمن برپا شده است، جایی که در آن بهشت در این دنیای خداوندی به تصویر کشیده شده است.
فرخ و خرم و همایون باد
بر خداوند این همایون جای
هوش مصنوعی: خوشبخت و شاداب و با سعادت باد بر کسی که صاحب این مکان با سعادت است.
مجد دین بوالحسن که طیره کند
چرخ و خورشید را به قدر و به رای
هوش مصنوعی: نیکنامی و بزرگی بوالحسن به قدری است که چرخ گردون و خورشید را به شکل و بر اساس اراده او به حرکت در میآورد.
آنکه با عدل او نمیگوید
سخن کاه طبع کاه ربای
هوش مصنوعی: کسی که با انصاف و عدالت سخن نمیگوید، مانند کاه بیارزش است و حرفهایش اهمیتی ندارد.
وانکه با فر او نمیفکند
سایه بر کار خویش فر همای
هوش مصنوعی: کسی که تحت تأثیر او قرار نمیگیرد و سایهاش بر کار خود نیست، همواره در مکان و موقعیت بلندی قرار دارد.
قدر او را سپهر پای سپر
حزم او را زمانه دستگزای
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که زمان و جهان، ارزش و مقام او را درک کرده و به خاطر تدبیر و هوشیاریاش به او احترام میگذارند. در واقع، آنچه او دارد، هم مورد توجه دنیا قرار گرفته و هم به عنوان یک ویژگی برجسته در نظر گرفته میشود.
پیش جاهش سر فلک در پیش
پیش حلمش دل زمین دروای
هوش مصنوعی: در حضور او، عظمت آسمان به چیزی نمیرسد و در برابر صبوری و مهربانیاش، دل زمین و همه موجودات کوچک و بزرگ تحت تاثیر قرار میگیرند.
کرمش عفوبخش و عذرپذیر
قلمش فتنهبند و قلعهگشای
هوش مصنوعی: با مهربانی و بخشش، او عذری را میپذیرد و خطخاطرم همواره میتواند مشکلات را حل کند و موانع را از پیشرو بردارد.
در هوای اصابت رایش
آفتاب سپهر ذرهنمای
هوش مصنوعی: در هوای تابش پرتوهای خورشید، ذرات ریز جهان قابل مشاهده میشوند.
در کمیت سیاست کینش
پشهای ز انتقام پیلربای
هوش مصنوعی: در دنیای سیاست، گاهی اوقات انتقامجویی یا کینهتوزی میتواند به شکل ناچیزی مانند پشهای باشد که در برابر قدرت و قوتی بزرگ مثل فیل قرار میگیرد. این نشان میدهد که گاهی اوقات حرکات یا رفتارهای کوچک از ناحیه کسانی که توانایی و قدرتی کمتر دارند، میتواند به جنبههای بزرگتر و مهمتر زندگی آسیب بزند.
رعد را ابر گفته پیش کفش
وقت این لاف نیست هرزه ملای
هوش مصنوعی: ابر به رعد میگوید که در برابر کفش زمان، این سخنرافی بیمورد است و اعتبار ندارد.
موج را بحر گفته پیش دلش
روز این عرض نیست ژاژ مخای
هوش مصنوعی: موج به دریا میگوید که این روز، دلش را ناراحت نکن و بیهوده صحبت نکن.
ذهن او خامهایست غیبنگار
کلک او ناطقیست وحی سرای
هوش مصنوعی: ذهن او مانند قلمی است که از عالم غیب مینویسد و توانایی او در بیان، همچون وحی و الهام الهی است.
ای بر اشراف دهر فرمان ده
وی بر ابنای عصر بارخدای
هوش مصنوعی: ای کسی که بر بزرگان زمانه فرمان میرانید و بر فرزندان این عصر قدرت دارید، ای پروردگار!
زور عزم تو آسمان قدرت
گل قهر تو آفتاباندای
هوش مصنوعی: عزم و ارادهی تو مانند آسمان قدرت و نیروی تو مانند آفتاب است.
با کفت حرص را فرو رفته
هر زمانی به گنج دیگر پای
هوش مصنوعی: هر بار به دنبال چیزی میروم و به خاطر حرص و طمع، هرگز از جستوجوی گنجینههای جدید دست نمیکشم.
همه عالم عیال جود تواند
وای اگر جود تو نبودی وای
هوش مصنوعی: تمام موجودات در عالم به نعمت و بخشش تو وابستهاند و اگر بخشش تو نبود، وای به حال ما!
باس تو آتشی است حادثهسوز
امن تو صیقلیست فتنهزدای
هوش مصنوعی: تو همچون آتش سوزانی هستی که حوادث را میسوزاند و امن تو همچون آینهای صاف است که فتنهها را از خود دور میکند.
حرمی چون در سرای تو نیست
ایمنی را درین سپنجسرای
هوش مصنوعی: در هیچکجا به اندازهی خانهی تو احساس امنیت و آرامش وجود ندارد.
نیز تبدیل روز و شب نبود
گر تو گویی زمانه را که بپای
هوش مصنوعی: اگر تو بخواهی، زمان را متوقف کن تا روز و شب تغییر نکنند.
دی به رجعت شود به فردا باز
گر اشارت کنی که باز پس آی
هوش مصنوعی: اگر اشاره کنی، فردا دوباره به سوی تو برمیگردد.
گر خیالت نیامدی در خواب
کس ندیدیت در جهان همتای
هوش مصنوعی: اگر در خواب کسی خیالت را نمیبینم، پس در این دنیا هیچ کس همتای تو نیست.
عقبت نیست زانکه هست عقیم
از نظیر تو چرخ نادره زای
هوش مصنوعی: در پایان کار، نتیجهای وجود ندارد، زیرا این دنیا نمیتواند کسی را مانند تو به وجود آورد.
ای صمیم کفت بخیل نکوه
وی صریر دلت دخیل ستای
هوش مصنوعی: ای دوست، اگر بخیل و کینهتوزی را ملامت میکنی، بدان که صدای دل تو نیز به او وابسته است و در حقیقت خود را ستایش میکنی.
نعمت آلوده بیش نیست جهان
دامن همتت بدو مالای
هوش مصنوعی: دنیا چیزی بیشتر از نعمتهای آلوده و ناپاک نیست، پس همت و تلاش خود را به یاد هدفهای والای خود معطوف کن.
زنگ پالودهٔ سر کویست
امتحانش کن و فرو پالای
هوش مصنوعی: برای آزمودن حقیقت یک شخص، به دقت و با توجه به رفتار و گفتار او در محیطی که در آن زندگی میکند، نگاه کن و او را از هر گونه ناخالصی پاک کن.
دست فرسود جود تو شده گیر
تر و خشک جهان جانفرسای
هوش مصنوعی: دست سخاوت تو به قدری خسته و فرسوده شده که با تمام سختیها و مشکلات این دنیای جانکاه، همچنان به تلاش خود ادامه میدهد.
ای اثرهای تو ثناگستر
وی هنرهای تو مدیحآرای
هوش مصنوعی: تو به گونهای هستی که آثار و هنرت همیشه باعث ستایش و تحسین میشوند.
گر حسودت بسی است عاجز نیست
اژدها از جواب مارافسای
هوش مصنوعی: اگر حسادت زیادی داری، نباید نگران باشی؛ چرا که اژدها هم نمیتواند به مار افسای جواب دهد.
چون بود دولت تو روزافزون
چه زیان از حسود کارافزای
هوش مصنوعی: وقتی که موفقیت و خوشبختی تو روز به روز بیشتر میشود، از حسادت دیگران چه نگرانی و زیانی میتواند داشته باشد؟
آب جاه تو روشن است از سر
خصم را گو که باد میپیمای
هوش مصنوعی: شما با قدرت و نفوذی که دارید، میتوانید به روشنی به دیگران ثابت کنید که برتریتان بر دشمنان چقدر واضح است. به آنها بگویید که مانند بادی هستید که در حال وزیدن است و همه جا را تحت تاثیر قرار میدهید.
گرچه در عشرتند مشتی لوم
وز چه در اطلسند چند گدای
هوش مصنوعی: هرچند گروهی از خوشگذرانان در ناز و نعمت به سر میبرند و برخی دیگر ظاهری زیبا و با ارزش دارند، اما در واقع همه آنها بیارزش و گدایان عشق هستند.
چه بزرگی بود در آن نهنهاند
هم در آن آشیان و ماوی جای
هوش مصنوعی: در آن آشیانه، چه عظمت و بزرگی وجود داشت که هم در آن سکونت دارید و هم جای امنی برای زندگی فراهم کردهاید.
بلبلان نیز در سماع و سرود
هدهدان نیز با کلاه و قبای
هوش مصنوعی: پرندهها نیز در حال شادی و آوازخوانی هستند، و هدهد هم با لباس و کلاهی خاص در این خوشبختی شریک شده است.
پدران را ندیدهاند آخر
این گدازادگان یافه درای
هوش مصنوعی: این گدازادگان که نسل جدید هستند، هرگز پدران خود را ندیدهاند.
وز پی کاروان جاه شما
از پی نان و جامه ناپروای
هوش مصنوعی: شما برای دنبال کردن کاروان جاه و مقام خود، نگران تأمین نان و لباس و زندگی نیستید.
آن یکی گه نفیر گرد نفر
وان دگر گه رسیل بانگ درای
هوش مصنوعی: در یک لحظه صداهایی بلند میشود و در لحظهای دیگر، صداها به آرامی و ملایمت به گوش میرسند.
چه شد اکنون که در لغتهاشان
آسمان شد سما و ماهش آی
هوش مصنوعی: چرا اکنون که در زبانهایمان آسمان سرشار از زیبایی و نور است، دیگر ماه آسمان را نمیبینیم؟
به شب و روزشان سپار که نیست
زین نکوتر دو پوستین پیرای
هوش مصنوعی: به زمان شب و روز بسپارید، زیرا هیچ چیز بهتر از این دو پوستین برای پوشش وجود ندارد.
این یکی شرزهایست خیره شکر
وان دگر گُرزهایست هرزهگرای
هوش مصنوعی: این یکی دلیر و شجاع است که در عین حال شیرینی و زیبایی دارد، و آن دیگری بیهدف و پراکنده است و به هر چیزی تمایل دارد.
زین سپس بر سپهر گردنکش
پس از این با زمانه پهلوسای
هوش مصنوعی: از این پس بر آسمان بالا سر کشیده، با زمانهای که قوی و نیرومند است مواجه خواهی شد.
تا ز گردش فلک نیاساید
در نعیم جهان همی آسای
هوش مصنوعی: تا زمانی که از چرخش دنیا و تغییرات آن خسته نشوی، در آرامش و خوشیهای زندگی به آرامش خواهی رسید.
مجلس عشرتت به هو یاهو
گریهٔ دشمنت به هایاهای
هوش مصنوعی: مجلس شادمانیات با سر و صدای شادی است، در حالی که گریه و نالهی دشمنات همچون فریادهای غمانگیز به گوش میرسد.
طبل بدخواه تو به زیر گلیم
وز ندامت ندیم ناله چو نای
هوش مصنوعی: طبل بدخواهی تو زیر فرش پنهان است و نالهام از ندامت مانند نای است.
هست فرمانت بر زمانه روان
هرچه رایت بود همی فرمای
هوش مصنوعی: فرمان تو بر زمانه حاکم است و هر چه بخواهی، همانطور خواهد شد.