برگردان به زبان ساده
آیت مجد آیتی است مبین
منزل اندر نهاد مجدالدین
هوش مصنوعی: آیت مجد، نشاندهندهی مقام و منزلت ویژهای است که در دل وجود مجدالدین نهفته است.
سید و صدر روزگار که هست
ز آل یاسین چو از نبی یاسین
هوش مصنوعی: بهترین و برترین فرد زمانه، که از نسل یاسین (حضرت محمد) است، شایسته ترین و بزرگوارترین شخص در میان مردم میباشد.
میر بوطالب آنکه مطلوبش
نیست در ملک آسمان و زمین
هوش مصنوعی: میر بوطالب، کسی است که در آسمان و زمین چیزی که به دنبالش باشد وجود ندارد.
آنکه در شان او ثنا منزل
وانکه در ذات او کرم تضمین
هوش مصنوعی: کسی که شایستهی ستایش است و در وجودش سخاوت و generosity وجود دارد.
آنکه بیداغ طوع او نکشد
توسن روزگار بار سرین
هوش مصنوعی: کسی که بدون تلاش و کوشش نتواند سختیهای زندگی را تحمل کند، در حقیقت از عهدهی چالشها برنمیآید.
وانکه از چرخ جود او بشکست
خازن کوهسار مهر دفین
هوش مصنوعی: کسی که از فرصتهای فراوانی که سرنوشت به او میدهد بهره نمیبرد، مانند کسی است که کوههایی از محبت و نعمت را در دل خود دارد، اما نمیتواند آنها را به دیگران نشان دهد و از آنها استفاده کند.
رای او دامن ار بیفشاند
بر توان چیدن از زمین پروین
هوش مصنوعی: اگر او دامن خود را بر زمین افکند، میتواند از ستارههای پروین بچیند.
جاه او مرکب ار برون راند
جو اول دهد به علیین
هوش مصنوعی: اگر جاه و مقام او را از خود دور کند، آن وقت نخستین نیکی را به علیین عطا میکند.
حلم او جوهرست و خاک عرض
قدر او شاه و آسمان فرزین
هوش مصنوعی: شکیبایی او مانند گوهری ارزشمند است و مقام و موقعیت او همچون شاه و آسمان در بلندی و عظمت قرار دارد.
بسته دست خلقتنی من نار
باس او بر خلقته من طین
هوش مصنوعی: من را از آتش آفریدهاند، در حالی که او را از خاک ساختهاند.
امر او با عناد کردن طبع
کبک پرور برآورد شاهین
هوش مصنوعی: اگر در برابر فرمان او با کینه و دشمنی رفتار کنیم، به گونهای عمل میکند که مثل پرورش دادن یک شاهین بر افراشته میشود.
نهی او باس تیزه رویی چرخ
روز بد را قفا کند ز جبین
هوش مصنوعی: نهی او باعث میشود که روز بد به عقب برگردد و با چهرهی روشنی بر دشت زندگی، از جبین خود خداحافظی کند.
برکشد زور بازوی سخطش
کسوت صورت از نهاد جنین
هوش مصنوعی: قدرت و توانایی او آنچنان زیاد است که میتواند صورت انسان را از ریشه و وجود او برکشند و جدا کند.
به مقاصد همیشه پیش رسد
عزمش از مسرع شهور و سنین
هوش مصنوعی: در تلاشهایش همواره به موفقیت میرسد زیرا ارادهاش قوی و زمانش مناسب است.
قدرتش با قدر مقارن شد
خرد آنرا جدا نکرد از این
هوش مصنوعی: قدرت او به اندازهی شایستگیاش رسید و عقل او نتوانست آن را از این جدا کند.
خود چو ممزوج شد چگونه کند
شیر و می را ز یکدگر تعیین
هوش مصنوعی: وقتی دو چیز به هم آمیخته میشوند، چگونه میتوان آنها را از یکدیگر تشخیص داد؟
رای او را متین نیارم گفت
حاش لله نه زانکه نیست متین
هوش مصنوعی: من نمیتوانم نظر قاطع و استوار خود را درباره او بیان کنم، زیرا این کار نادرست است و به خاطر این است که او در حقیقت چنین فردی نیست.
زانکه یک بار جنس این گفتم
ادب آن بیافتم در حین
هوش مصنوعی: چون یک بار درباره این موضوع صحبت کردم، متوجه شدم که باید در رفتار و گفتار خودم بیشتر دقت کنم و ادب بیشتری را رعایت کنم.
اندرین روزها که میدادم
شعر خود را به مدح او تزیین
هوش مصنوعی: در این روزها که شعرم را برای ستایش او زیبایی میبخشیدم،
نکتهای راندم از رزانت رای
عقل را سخت شد بر ابرو چین
هوش مصنوعی: من نکتهای را از زیبایی و فریبندگی بیرون کشیدم که موجب شد عقل به خاطر ابروهای چیندار، دچار سختی و چالش شود.
گفت خامش چه جای این سخنست
وصف آن رای این بود که رزین
هوش مصنوعی: سکوت کن، اینجا جایی برای این صحبتها نیست. این موضوع به همین صورت باید بیان شود.
آفتابیست کاسمان نکند
پیش او آفتاب را تمکین
هوش مصنوعی: خورشیدی است که هیچ چیز دیگری را در آسمان نمیبیند و به آن اعتنایی نمیکند.
آسمانی که در اثر بیش است
تیغش از آفتاب فروردین
هوش مصنوعی: آسمانی که به خاطر زیاد بودن باد و هوای آن، تیغی همچون آفتاب فروردین دارد.
ای بجایی که در هزار قران
چرخ و طبعت نپرورید قرین
هوش مصنوعی: ای کسی که تو در هزار گردش زمان، به مانند یک درخت بارور نشدهای و طبیعتت هنوز شکوفا نشده است.
اوج قدرت و رای پست و بلند
راز حزمت نهان ز شک و یقین
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اوج قدرت و حکمت در بلند و کوتاه بودن چیزها، در حقیقت در راز و رمز خدمات پنهان است و این موضوع نه از شک و تردید بلکه از یقین و باور ناشی میشود.
بحر طبع تو کرده مالامال
درج نطق ترا به در ثمین
هوش مصنوعی: طبیعت تو چنان وسیع و پُرانرژی است که سخنان تو را به گوهر باارزشی تبدیل کرده است.
فحل وهم تو کرده آبستن
نوع کلک ترا به سحر مبین
هوش مصنوعی: به نظرت نیازی به ترس از قدرت کلام و خلاقیت تو نیست، چرا که به زودی به نتیجهای بزرگ و خلاقانه خواهی رسید. پس از قدرت جادو و هنر خود غافل نشو.
طوطی کلک راست گوی تو کرد
عقل را در مضیقها تلقین
هوش مصنوعی: طوطی به تو حقیقت و راستگو بودن را یاد داد و به عقل تو در تنگناها درس داد.
رایض بخت کاردان تو کرد
اشهب و ادهم جهان را زین
هوش مصنوعی: بخت تو به خوبی و مهارت عمل کرد و این سبب شد که دنیا به شیوهای خاص و متفاوت حرکت کند.
ای نمودار رحمت و سخطت
آب و حیوان و آتش برزین
هوش مصنوعی: ای تجسم رحمت و خشم تو، آب و حیوان و آتش همه در وجود تو نمایان است.
دان که در خدمت بساط وزیر
که خدایش مغیث باد و معین
هوش مصنوعی: بدان که در خدمت و کار برای وزیر، باید امیدوار به یاری و کمک خداوند باشی.
عیش من بنده پار عیشی بود
چون جوانی خوش و چو جان شیرین
هوش مصنوعی: زندگی من به مانند آب و هوای بهاری بود که جوانی را به خوشی سپری میکند و همچون جان شیرین ارزشمند است.
گفتم از غایت تنعم هست
دولتم را زمانه زیر نگین
هوش مصنوعی: گفتم که به خاطر زندگی راحت و خوشی که دارم، زمانه مثل یک جواهر در اختیار من است.
کار برگشت و غم به سکنه گرفت
گوشهٔ مسکن من مسکین
هوش مصنوعی: اوضاع بدی پیش آمده و غم و اندوه به خانهام راه پیدا کرده است. من، که در وضعیت سختی هستم، اکنون در محلهام فقط ناراحتی را میبینم.
چرخ در بخت من کشید کمان
دهر بر عیش من گشاد کمین
هوش مصنوعی: زندگی من به گونهای رقم خورد که سرنوشت به من بیرحمی کرد و بر خوشیهایم سایه افکند.
میکند رخنه نظم حال مرا
در چنان دار و گیر و هیناهین
هوش مصنوعی: در حالی که میبینم اوضاع من در آشفتگی و بینظمی است، شخصی در حال انجام کاری است که بهطور عمیق بر من تأثیر میگذارد.
لگد فتنهای که رخنه کند
حصن ملکی چو حصن چرخ حصین
هوش مصنوعی: فتنهای مانند لگدی است که اگر به دیوار یک پادشاهی بخورد، آن دیوار به سادگی خراب میشود، همانطور که دیوار آسمان نیز آسیبپذیر است.
دارم اکنون چنان که دارم حال
نتوان گفتنت بیا و ببین
هوش مصنوعی: این حال من را نمیتوان توصیف کرد، اما تو میتوانی بیایی و خودت ببینی چگونه هستم.
چتوان کرد اگر چنان بنماند
بنماند همیشه نیز چنین
هوش مصنوعی: اگر او چنین بماند، چه کاری از دست ما برمیآید؟ این وضعیت همیشه چنین خواهد بود.
حالی از چور آسمان باری
که نه مهرش به موضع است و نه کین
هوش مصنوعی: حالت آسمان مانند باری است که نه خورشیدش در جای خود قرار دارد و نه سایهای از دشمنی وجود دارد.
آن همی بینم از حوادث سخت
که ندیدست هیچ حادثه بین
هوش مصنوعی: من سختیهای زیادی را میبینم که هیچ کس پیش از این، چنین سختیهایی را تجربه نکرده است.
نشناسم همی یمین ز یسار
تا تهی دارم از یسار یمین
هوش مصنوعی: من نمیتوانم راست را از چپ تشخیص دهم، زیرا از چپ (یسار) و راست (یمین) خالی هستم.
عرصه تنگست و بند سخت و مرا
در همه خان و مان نه غث و سمین
هوش مصنوعی: فضا تنگ و محدود است و من در تمام خانهها و مکانها چیزی جز نابودی و زشتی نمیبینم.
مکرمی نیست در همه عالم
کاضطراب مرا دهد تسکین
هوش مصنوعی: هیچ شخص یا چیزی در این دنیا وجود ندارد که بتواند بیقراری و نگرانی من را آرام کند.
گوییا از توالد احرار
شب سترون شد آسمان عنین
هوش مصنوعی: مثل اینکه از زاد و ولد آزادگان، آسمان در شب نازا و عقیم شده است.
توکن احسان که دیگران نکنند
سرانگشت جز فرا تحسین
هوش مصنوعی: به دیگران خوبی کن، حتی اگر آنها نتوانند به تو پاسخ خوبی بدهند و تنها به تحسین تو بپردازند.
خود گرفتم کنند و نیز نهند
پای بر پایهٔ الوف و مائین
هوش مصنوعی: من خودم را به دست دیگران سپردم و همچنین بر اصول و مبانی ثابت و استوار پای میگذارم.
بهر انگشت کاید اندر سنگ
ار سبک سنگم ار گران کابین
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که برای هر کاری، حتی اگر از نظر وزن یا نوع سختی در شرایط مختلفی قرار بگیرد، یک روش خاص و مناسب وجود دارد که باید آن را شناسایی کرد. اگرچه ممکن است در اوضاع دشوار قرار بگیریم، اما با اختیار و تدبیر میتوانیم به بهترین نحو از آن شرایط استفاده کنیم.
خویشتن پیش ناکسان و کسان
همچو هنگامه گیر و راهنشین
هوش مصنوعی: بهتر است در جمع افراد بیارزش و یا در جمع افراد ارزشمند مانند یک رهگذر یا مهمان رفتار کنی.
گربهٔ به بیوس نتوان بود
هم در این بیشه بوده شیر عرین
هوش مصنوعی: در این جنگل، گربه به شخصیتی بزرگ و معتبر تبدیل نمیشود، زیرا در اینجا شغالی نیرومند و قدرتمند وجود دارد.
شعر من بنده در مدیح به بلخ
این نخستین شناس و باز پسین
هوش مصنوعی: شعر من در وصف بلخ است و این شعر از آغاز به شکوه و زیبایی این شهر اشاره میکند و در انتها نیز به همین مضمون ادامه مییابد.
تا عروس بهاره جلوه کند
زلف شمشاد و عارض نسرین
هوش مصنوعی: تا زمانی که عروس بهار زیبا و دلربا شود، زلف دوبار و چهره گل نسرین نیز جلوهگری خواهند داشت.
بادی اندر بهار دولت خویش
تازه چون گل نه چون بنفشه حزین
هوش مصنوعی: نسیم بهاری خوشبو و شاداب بر دولت و کامیابی خود میوزد، همانند گلهای تازه و زیبا، نه مانند بنفشههای غمگین و پژمرده.
آب آتش نمای در جامت
طربانگیزتر ز ماء معین
هوش مصنوعی: آب در جام تو به قدری شگفتانگیز و دلپذیر است که حتی از آب خالص معمولی هم جذابتر به نظر میرسد.
جاهت اندر امان حفظ خدای
که خداوند حافظست و معین
هوش مصنوعی: مقام و جایگاه تو در امان خداوند است، زیرا او نگهدار و یاریدهنده است.