برگردان به زبان ساده
ای فخر کرده دین خدای از مکان تو
وی پشت ملک و روی جهان آستان تو
هوش مصنوعی: ای کسی که به وجود تو دین خدا افتخار میکند و پشتیبان ملک و چهرهنمای دنیا آستان توست.
ای کرده ملک را متمکن مکان تو
وی مقصد زمین و زمان آستان تو
هوش مصنوعی: ای خداوندی که سلطنتت در تمام مکانها برقرار است، تو هدف و مقصود هستی برای همه موجودات در زمین و آسمان.
ای چرخ پست از بر رای رفیع تو
وی ابر زفت در بر بذل بنان تو
هوش مصنوعی: ای چرخ ناپسند، به خاطر فکر بلند تو، و ای ابر سنگین، در برابر بخشش دست تو.
ذات مقدس تو جهانیست از کمال
یک جزو نیست کل کمال از جهان تو
هوش مصنوعی: ذات پروردگار تو چون جهانی است، هیچ کمالی از او جدا نیست و تمام کمالات در وجود تو نهفته است.
گر بر قضا روان شودی امر هیچکس
راه قضا ببستی امر روان تو
هوش مصنوعی: اگر سرنوشت تو به سمت خاصی برود، هیچکس نمیتواند مانع آن شود و اراده تو مانند سرنوشتت در حال حرکت است.
آرام خاک تابع پای و رکاب تست
تعجیل باد واله دست و عنان تو
هوش مصنوعی: خاک در آرامش و سکون است و به پای و حرکت تو وابسته است. باد نیز به شتاب در حرکت است و تحت تأثیر دستان و کنترل تو قرار دارد.
رازی که از زمانه نهان داشت آسمان
راند در این زمانه همی بر زبان تو
هوش مصنوعی: آسمان رازی را که از دنیای کنونی پنهان کرده بود، اینک به زبان تو میآورد.
اسرار عالمش به حقیقت یقین شود
هر کو کند مطالعه لوح گمان تو
هوش مصنوعی: هر کسی که به عمق حقیقت و رازهای جهان بپردازد و به دقت در آنها تأمل کند، به یقین و آگاهی درست از واقعیات دست مییابد.
جوزا به پیش طالع سعدت کمر ببست
چون دست بخت بست کمر بر میان تو
هوش مصنوعی: در روزی که خوشبختی و سعادت تو به اوج رسید، ستاره جوزا به خود لباس قدرت و آمادگی پوشید، همانطور که بخت تو بر میان تو قفل و محکم شده است.
الا زبان رمح ترا آسمان نگفت
کای سر فتح سخرهٔ کشف و بیان تو
هوش مصنوعی: آیا زبان نیز در آسمان به تو نگفت که تو چه سرنوشتی در فتح و گشودن حقایق و بیان داری؟
بر آتش اثیر نهادند اختران
رمح سماک از چه، ز سرم سنان تو
هوش مصنوعی: ستارهها را بر آتش مشغول کردند، زیرا تیرهای آسمانی به سمت من نشانه رفتند و من از زخمهای تو دچار درد و رنج هستم.
گر با زمانه تیغ تو گوید که آب فتح
اندر کدام چشمه بود گوید آن تو
هوش مصنوعی: اگر زمانه و سرنوشت به تو بگوید که پیروزی در کدام چشمه به دست میآید، آن چشمه متعلق به تو خواهد بود.
بر ذروهٔ وجود رساند خدنگ خویش
شست شهاب اگر به کف آرد کمان تو
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر شهابسنگی بتواند به اوج وجود برسد، در آن صورت میتواند قدرت و نیرویی را که کمان تو به دست میآورد، در اختیار بگیرد. به عبارتی، اشاره به این دارد که وقتی عزم و ارادهای قوی وجود داشته باشد، میتوان به بلندیها و دستاوردهای عظیم دست یافت.
دست اجل عنان املها کند سبک
چون استوار گشت رکاب گران تو
هوش مصنوعی: دست سرنوشت کنترل آرزوهایش را رها میکند، همان طور که وقتی اسب به تازگی و با قدرت حرکت میکند، سکان آن سبکتر میشود.
گر بر جهان جاه تو گردون گذر کند
ره تا ابد برون نبرد ز آستان تو
هوش مصنوعی: اگر مقام و جاه تو در جهان به اوج برسد، راهی که تا ابد از درگاه تو دور کند، وجود نخواهد داشت.
جاهت جهان تست و دو گیتی به اسرها
شهری و روستایی اندر جهان تو
هوش مصنوعی: منزلت و مقام تو در جهان به اندازهای است که در سراسر دو جهان، هم در شهرها و هم در روستاها، تو را میشناسند و به تو احترام میگذارند.
از رسمهای خوب تو اصل زمانه را
فهرست نامهای هنر شد زمان تو
هوش مصنوعی: از ویژگیهای نیک تو، ارزش و جایگاه زمانه را میتوان دریابیم؛ زمانی که نامهای هنری و هنرهای مربوط به آن شکل گرفته است، همه تحت تأثیر وجود تو قرار دارند.
وز وعدهٔ طبیعی و جود تکلفی
نام و نشان نماند ز نام و نشان تو
هوش مصنوعی: از وعدهٔ طبیعی و بخشش بدون زحمت، دیگر هیچ نشانهای از نام و نشانی از تو باقی نخواهد ماند.
آن روز کافرینش آدم تمام شد
شد در ضمان روزی نسلش به نان تو
هوش مصنوعی: در آن روز، کافران به پایان کار خود رسیدند و نسل آنها برای روزی به تو وابسته شد.
جاوید از امتلا چو قناعت شود نیاز
گر یک رهش طفیل برد طفیل برد میهمان تو
هوش مصنوعی: اگر انسان به قناعت و بسندگی برسد، دیگر نیازی به بیشتر ندارد و اگر یک بار راهی بیفتد، میتواند به آسانی مهمان تو شود.
با پادشا منادی اقبال هر زمان
گوید که ای زمین و زمان در امان تو
هوش مصنوعی: با هر پیامی که از جانب پادشاه میرسد، خوشبختی و موفقیت در هر زمانی اعلام میشود که ای زمین و زمان، تو در امنیت هستی.
تو قهرمان ملک خدایی و ظل او
وینانج باد ظل تو و قهرمان تو
هوش مصنوعی: تو نماینده و قهرمان ملک خدا هستی و سایهای از او بر روی زمین به شمار میروی. امیدوارم که همیشه در این مقام باقی بمانی و قهرمانت نیز در کنار تو باشد.
ای حکم تو چو حکم قضا بر جهان روان
ساکن مباد مسرع حکم روان تو
هوش مصنوعی: ای حکم تو مانند سرنوشت است که بر جهان جاری است، نباید بیحساب و شتابزده باشد.
زودا که حکم توبرهٔ مرغزار چرخ
بر خوان مه نهاده بر سوی خوان تو
هوش مصنوعی: زودا که فرمان تو به مانند کیسهای است که در دشت پهن شده و بر سر سفرهی تو قرار دارد.
من بنده مدتی است که در پیش خاص و عام
رطب اللسانم از تو آیین و سان تو
هوش مصنوعی: من مدتهاست که در برابر مردم خاص و عام با زبان شیرین از تو و ویژگیهایت صحبت میکنم.
گاهم حدیث خنجر گوهرنگار تست
گاهم ثنای خاطر گوهرفشان تو
هوش مصنوعی: گاهی از زیباییهای تو سخن میگویم و گاهی از یاد تو ستایش میکنم که گوهری در دل زیباییهایت نهفته است.
عمریست تا دو دیده چو نرگس نهادهام
در آرزوی مجلس چون بوستان تو
هوش مصنوعی: سالهاست که چشمانم مانند نرگس، در انتظار دیدن محفل تو، همچون باغی پر از گل، نشسته است.
آخر خدای عزوجل کرد روزیم
بوسیدن دو دست چو دریا و کان تو
هوش مصنوعی: در نهایت خداوند بزرگ روزی مرا قرار داد که دستهای تو را بوسه بزنم، مثل دریا و معادن گرانبها.
تا آسمان به ماه مزین بود مباد
ماه بقا فرو شده از آسمان تو
هوش مصنوعی: تا زمانی که آسمان به زیبایی ماه آراسته است، نباید بگذاریم که ماه وجود تو از آسمان پایین بیفتد و محو شود.
جان ترا بقای فلک باد و بر فلک
سوگند اختران به بقا و به جان تو
هوش مصنوعی: من به وجود تو قسم میخورم که مانند افلاک پایدار خواهی ماند، و ستارگان نیز بر دوام و بقای تو گواهی میدهند.
حزم تو پاسبان جهان باد و در جهان
دایم قضا به عین رضا پاسبان تو
هوش مصنوعی: حفاظت و تدبیر تو از جهان نگهداری میکند و در این دنیا همواره سرنوشت به شکل رضایت، مراقب تو خواهد بود.
افتاده تا که سایه بود ضد آفتاب
بر چرخ پیر سایهٔ بخت جوان تو
هوش مصنوعی: سایهای که بر روی پیرامون افتاده، در حقیقت نشانهای از خوششانسی و بخت جوان توست که همیشه باید بر ضد مشکلات و سختیها محافظت کند.
فرخنده و مبارک و میمون و سعد باد
نوروز و مهرگان و بهار و خزان تو
هوش مصنوعی: باشد که نوروز و مهرگان و بهار و خزان تو با خوشی، شادمانی و سرآغازهای خوب همراه باشد.