برگردان به زبان ساده
و علیک السلام فخر الدین
افتخار زمان و فخر زمین
هوش مصنوعی: سلام بر تو، فخر الدین، افتخاری برای زمان و زمین.
ای نهفته مخدرات سخنت
چهره از ناقد گمان و یقین
هوش مصنوعی: ای پنهانکننده زیباییهای سخن، چهرهات را از نقد و قضاوت دیگران بپوشان.
ای تلف کرده منفقان سخات
در هم آوردهٔ شهور و سنین
هوش مصنوعی: ای بخشندگانی که وقت و عمر خود را بیهوده صرف کردهاید، در هم آمیختن روزها و سالها را ناپسند میدانید.
سخرهٔ داغ و طوق عرق شماست
سخن از گردن و سخا ز سرین
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شما در حالی که در گرما و سختی هستید، از خودتان سخن میگویید و به نوعی به دیگران نشان میدهید که برغم دشواریها، هنوز هم بخشی از شجاعت و سخاوت را در خود دارید. به عبارت دیگر، تحت فشار قرار گرفتن نمیتواند به شخصیت و فضایل شما آسیب بزند.
سخنت رفت یا تو خود بردی
به طفیل خودش به علیین
هوش مصنوعی: سخن تو به جایی رسیده که یا خودت آن را به او رساندهای یا او را به خاطر خودش به بالاترین مقامها بردهای.
باری از گفتهٔ تو باید گفت
که ز تزویر نیستش تزیین
هوش مصنوعی: باید بگویم چیزی که تو میگویی، زینت و زیبایی ندارد و فقط تزویر و فریب است.
ناپذیرفته رتبتش هرگز
ننگ احسان و جلوهٔ تحسین
هوش مصنوعی: هرگز نباید از کمک و شایستگی خود شرمنده باشی و باید به آن افتخار کنی.
غور ناکرده اندرو منحول
گنج نادیده اندرو تضمین
هوش مصنوعی: بیتوجهی به عمق مسائل باعث میشود که گنجینههای پنهان و ارزشمند از دید ما دور بمانند.
شربهاییست نطق و لفظ تو عذب
وز معانیش چاشنی متین
هوش مصنوعی: سخنان و حرفهای تو همچون نوشیدنی خوشگوار است و معانی که در آن نهفته، به آن طعمی خاص و دلپذیر میبخشد.
پیش خطت که جان بخندد ازو
نه جهان خودش بود نه جان شیرین
هوش مصنوعی: قبل از خط تو، اگر زندگی تبسم کند، نه این دنیا به خودی خود وجود دارد و نه زندگی شیرین است.
خواستم گفت در سخن من و تو
از مکانت نیافتم تمکین
هوش مصنوعی: میخواستم بگویم که در صحبتهای من و تو هیچ نشانهای از تسلیم و انحطاط به چشم نمیخورد.
بانگ برزد مرا خرد که خموش
تو کهای باری اینچنین و چنین
هوش مصنوعی: خرد به من گفت که سکوت کن، تو کیستی که اینطور با شوق و شوقزدگی صحبت میکنی؟
شاید ار در مقاومت نکند
شیر بالش حدیث شیر عرین
هوش مصنوعی: اگر شیر قوی و استوار نباشد، ممکن است در برابر مشکلات و سختیها تسلیم شود و در آن صورت، از شیر واقعی و شجاع خبری نخواهد بود.
دست از کار او برون کن هان
از پی کار خویشتن شو هین
هوش مصنوعی: به کارهای او دست نکش و به دنبال کار خودت برو. مراقب باش!
آسمان گر به رنگ فیروزهست
تن در انگشتری دهد چو نگین
هوش مصنوعی: اگر آسمان به رنگ فیروزهای باشد، مانند نگین در یک انگشتر میشود.
ای به نسبت جهانیان با تو
حیلهٔ کبک و حملهٔ شاهین
هوش مصنوعی: تو به اندازهای زبده و ماهر هستی که حتی حیلههای کبک و حملههای شاهین در برابر تو چیزی نیستند.
تا نباشد مجال هیچ محال
کرد با دامنت همیشه به کین
هوش مصنوعی: تا زمانی که هیچ فرصتی برای انجام کارهای غیر ممکن نیست، با دامن خود همیشه به انتقام توجه کن.
آتش خاطرت نموده قیام
به جواب خلقته من طین
هوش مصنوعی: آتش یاد تو باعث شده تا به جواب آفرینش خود بپردازم.
کرده ترجیح حشو اشعارت
بارز صیت دیگران ترقین
هوش مصنوعی: با دقت و تأمل، شعرهایت را تحت تأثیر قرار دادهای و این باعث شده که شهرت دیگران در نظر تو پررنگتر شود.
کفو کو تا بنات طبع ترا
دهد از کاف کن فکان کابین
هوش مصنوعی: کسی مانند تو که استعداد و تواناییاش را داشته باشد، وجود ندارد تا با موهبتش زندگیات را زیباتر کند. از آنچه که به دست آمده، باید استفاده کرد تا به خواستههایت دست یابی.
دیرمان کز وجود امثالت
شد زمان بکر و آسمان عنین
هوش مصنوعی: در گذشته، حضور افرادی مانند تو باعث شده که زمان به اوج شکوفایی خود برسد و آسمان به آرامش و سکون دست یابد.
گفته بودم که خود نطق نزنم
خود بر آن عزم جبر کرد کمین
هوش مصنوعی: من گفته بودم که خودم صحبت نکنم، اما آن تصمیم به من فشار آورد و مرا در تنگنا قرار داد.
وین دو بیتک نیارم اندر بست
با گرانباری من مسکین
هوش مصنوعی: این دو بیت را در دل نگه نمیدارم، زیرا بار سنگین غم و ناتوانی من را میفشارد.
کای به نزدیک مدتی من و تو
در سخی داده داد غث و سمین
هوش مصنوعی: ای دوست، ما در مدت زمان کوتاهی بر سر دست و دل بازی و بخشش با هم گپ زدهایم و سخن گفتهایم.
وی ز شعر من و شعار تو فاش
سهل ناممتنع چو سحر مبین
هوش مصنوعی: او به راحتی در مورد شعر من و شعار تو سخن میگوید، همانطور که نمیتوان سحر را مشاهده کرد.
تا به دور تو در زمانه نبود
ای زمان تو دور دولت و دین
هوش مصنوعی: تا وقتی که تو در زندگی نیستی، زمانه از خیر و خوشی و دین خالی است.
هیچ در یتیم را هرگز
عقب از بهر عاقبت آیین
هوش مصنوعی: هرگز در مورد یتیمان کوتاهی نکنید و همیشه به آینده و نتیجه کارهای خود توجه داشته باشید.
دی مگر بر کنار بود ترا
آن همو فتنه و همو تسکین
هوش مصنوعی: در روزهای دی وقتی که تو دور بودی، هم همان زمان برای تو چالشی بود و هم باعث آرامش.
از زوایای آشیانهٔ قدس
عقل کلتان بدید و روح امین
هوش مصنوعی: از گوشههای آشیانهٔ مقدس، عقل روشن شما را مشاهده کرده و روحی پاک در کنارتان است.
عقل گفتا کلیم با پسر اوست
روح گفتا مسیح با پدر این
هوش مصنوعی: عقل گفت که کلیم (موسى) فرزندش را دارد، ولی روح گفت که مسیح به پدرش مرتبط است.
صبر کن تا نتیجهٔ خلقت
باز داند شمال را ز یمین
هوش مصنوعی: صبر کن تا نتیجهٔ آفرینش به تو نشان دهد که تقدیر چگونه سمت چپ و راست را از هم تفکیک میکند.
تا ببینی که در نظام امور
دختر نعش را کند پروین
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در دنیای امور و اتفاقات، چگونه میتوان تغییرات و تحولات را مشاهده کرد. به ویژه اشاره دارد به اینکه حتی شرایط سخت و دشوار نیز میتواند به جایی برسد که در آن چیزها به شکل جدیدی نمایان شوند.
تا ببینی که در عنا و علو
آسمان را قفا کند ز جبین
هوش مصنوعی: تا ببینی که چطور آسمان با عظمت و بلندی، از نور چهرهاش عقبنشینی میکند.
در صبی از صبای طبع دهد
طبع دی را مزاج فروردین
هوش مصنوعی: در بهار، طبع جوانی سرشار از شادابی و نشاط است و این طراوت به زندگی تزریق میشود.
تو که در چشم تو نیاید کون
این زمانش به چشم خویش مبین
هوش مصنوعی: اگر تو در نگاه خود این دوران را نمیبینی، پس با چشمان خود به آن نگاه نکن.
باش تا این پیادهٔ فلکی
بر بساط بقا شود فرزین
هوش مصنوعی: بگذار تا این موجود نازکدل و ظریفی که به سرنوشت آسمانی وابسته است، در محیطی پایدار و جاودانه قرار گیرد.
باش تا بر براق نطق نهند
رایض نفس ناطقش را زین
هوش مصنوعی: منتظر بمان تا بر اسب سریع کلام، سخن را به بیان آورند و نفس گویندهاش را به زیور بیان بیارایند.
باش تا بر قرینه بشناسد
زلف شمشاد از رخ نسرین
هوش مصنوعی: بگذار تا در کنار هم، زیبایی زلفهای پر پیچ و خم را از چهرهی گل نسرین تشخیص دهد.
تا ز تاثیر صد قران یابند
در خم آسمانش هیچ قرین
هوش مصنوعی: حتی اگر صد قرآن بر آنها تأثیر بگذارد، هیچ چیزی در خم آسمان او نمیتواند با آن برابری کند.
نیز در ثمین مخوانش دگر
پایهٔ نازلش مکن تعیین
هوش مصنوعی: در باغ طبیعی خود، او را از دیگران جدا نکن و به او لقب نازل نده.
زان که تا بنگری بگیرد از او
عرصهٔ روزگار در ثمین
هوش مصنوعی: چون به او بنگری، دنیا از تو گرفته میشود و تمامیتش را در خود میفشرد.
اوست آنکس که قفل احداثش
بود بعضی هنوز در زرفین
هوش مصنوعی: او کسی است که در برابر ساخت و سازهایش، برخی هنوز در قید و بند و محدودیتها هستند.
کز پی مهد عهد او تایید
گاه بستر شدی و گه بالین
هوش مصنوعی: از زمان عهدهاش، به دور مهد او، مکان تأیید و آرامش او آماده شده است و زمانی که به خواب میرود، کنار او قرار میگیرد.
عالمی در حنین عشقش و او
در میان رحم هنوز جنین
هوش مصنوعی: عاشقی در حال یادگیری و درک عشق است، اما محبوب او هنوز در مرحلهی اولیهی وجود خود قرار دارد.
تا که از جان بود حیات بدن
تا که از کان بود جهاز دفین
هوش مصنوعی: تا زمانی که روح در بدن وجود دارد، زندگی ادامه دارد و تا زمانی که گنجینهای وجود دارد، دستگاهها و ابزار لازم هم به کار میروند.
جان پاکت که کانی از معنی است
در سرای حزن مباد حزین
هوش مصنوعی: جان پاک تو که منبعی از معناست، در مکان اندوه و غم هرگز ناخوش و حزین نماند.
تو و نخبت که دام عزکما
هر دو در حفظ حافظاند و معین
هوش مصنوعی: شما و بهترینهای شما هر دو تحت حمایت حافظ و معین هستید.