برگردان به زبان ساده
خرد را دوش میگفتم که ای اکسیر دانایی
همت بیمغز هشیاری همت بیدیده بینایی
هوش مصنوعی: به خرد گفتم که تو مانند یک داروی ارزشمند، توانایی را به انسان میدهی، اما بدون مغز، یا حالت تنبلی در فکر، و بدون چشمی برای دیدن حقیقت، هیچ فایدهای نخواهی داشت.
چه گویی در وجود آن کیست کو شایستگی دارد
که تو با آب روی خویش خاک پای او شایی
هوش مصنوعی: در مورد شخصی صحبت میشود که شایستگی دارد، به گونهای که تو باید با احترام و نازکی با او رفتار کنی و او را بزرگ بداری.
کسی کاندر جهان بیهیچ استکمال از غیری
جهانی کامل آمد خود به استقلال و تنهایی
هوش مصنوعی: کسی که در این دنیا بدون هیچ نقصی و بینیاز از دیگران، به کمال و استغنای خود دست یافته است.
زمان در امتثال امر و نهی او چنان واله
که ممکن نیست در تعجیل او گنج شکیبایی
هوش مصنوعی: زمان به قدری تحت تأثیر دستورات و نهیهای اوست که هیچ جای شکیبایی در میان نیست و نمیتوان انتظار داشت که در سرعت عمل او تأخیری وجود داشته باشد.
زمین در احتمال بار حلم او چنان عاجز
که صد منزل هزیمت شد از آن سوی توانایی
هوش مصنوعی: زمین در برابر بزرگی و توانایی او به قدری ناتوان است که حتی صد مکان و نقطه را هم به شکست درمیآورد.
در آمد شد به چین دامن همت فرو رفته
غبار نیستی پذرفتن از گردون مینایی
هوش مصنوعی: بسوی چین آمدم و دامن همت خود را که به گرد و غبار ناچیزی آغشته شده است، به دست گرفتم و از آسمان وجود، نوش داروی می ناب را قبول کردم.
چنان عالی نهاد آمد ز رفعت پایهٔ قدرش
که گردونیست بیرون از نهم گردون خضرایی
هوش مصنوعی: این فرد دارای مقام و منزلتی بسیار بلند است که هیچ چیز در آسمان یا زمین نمیتواند به اندازهی او بزرگ و والا باشد.
نظام عالم از تایید قدر او پدید آمد
وگرنه غوطه دادستی جهان را موج رسوایی
هوش مصنوعی: جهان به خاطر تأیید و حمایت او به وجود آمده است؛ و اگر این حمایت نبود، جهان در خطر نابودی و شرمندگی قرار میگرفت.
ز حسن یوسف آرایش به مصر چرخ چارم در
دل خورشید با یک خانمان درد زلیخایی
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذابیت یوسف اشاره دارد، که به مانند زیبایی او موجب شور و شوق در دلها میشود. همچنین به تأثیرات عاطفی و احساسی که عشق و زیبایی میتواند بر زندگی فرد بگذارد، پرداخته است. نماد زلیخا نیز نمایانگر عشق و اشتیاقی است که به دنبال زیبایی و محبت میگردد. به طور کلی، این شعر حسرت و تمناهای عاشقانه را به تصویر میکشد.
به جذب همت ار دور زمان را باز گرداند
کند امروز بر عکس توالی باز فردایی
هوش مصنوعی: اگر اراده قوی داشته باشی، میتوانی زمان را به عقب برگردانی و امروز را طوری بسازی که متضاد روزهای آیندهات باشد.
گر از حزمش قضا سدی کشیدی بر جهان شامل
نکردی روزگار اندر حریمش عمر فرسایی
هوش مصنوعی: اگر از حکمت و تدبیر او دیواری بر سرنوشت دنیا کشیدهای، روزگار را نتوانستهای از ورود به دایره وجود او در امان نگهداری.
وگر بر آسمان حلمش به حشمت سایه افکندی
زمان را دست بودی بر زمین در پای بر جایی
هوش مصنوعی: اگر شخصیت باوقار و با عظمتش بر آسمان سایه بیفکند، زمان را میتوانستید مانند چیزی در زیر پا قرار دهید.
حریم حرمتش در ایمنی آن خاصیت دارد
که از روی تقرب گر به خاکش رخ بیالایی
هوش مصنوعی: حریم حرمت او به قدری مقدس است که اگر کسی به نزدیکیاش بیاید و به خاکش احترام بگذارد، در امان خواهد بود.
به خاک پای او یعنی ردای گردن گردون
که از ننگ تصرف کردن گردون برآسایی
هوش مصنوعی: به معنای این است که به خاک پای او سقوط کردن، به مانند افتادن ردای آسمان بر گردن اوست؛ این نشان میدهد که او از ننگ تسلط و تصرف و ناامنی آسوده است.
هوا با آب گفتا گرد خیل موکب او شو
اگر خواهی که چون آتش سراندر آسمان سایی
هوش مصنوعی: هوا به آب گفت: برای پیوستن به جمع و تشکیلات او آماده شو. اگر میخواهی که مانند آتش در آسمان بخشیده شوی و بالا بروی، باید به این کار اقدام کنی.
بهار دولت او آن هوای معتدل دارد
که گردون خرف را تازه کرد ایام برنایی
هوش مصنوعی: بهار حکومت او، فضایی ملایم و دلنشین دارد که زمانه را نو و شاداب ساخته است.
به دست آرد ضمیرش ز آفرینش نسخهٔ روشن
اگر یک لحظه در خلوتسرای فکرتش آیی
هوش مصنوعی: اگر لحظهای به دنیای فکری او وارد شوی، میتوانی از ذهنش نسخهای روشن از آفرینش را به دست آوری.
نه از موجست قلزم را شبانروزی تب لرزه
ز طبع اوست تا چون میکند کانی و دریایی
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی بیانگر تأثیرات طبیعت بر روی احساسات و وضعیت روحی انسان است. به طور کلی، شاعر به این نکته اشاره میکند که نوسانات و تغییرات موجود در دریا و امواج آن، ناشی از ویژگیهای ذاتی و طبع خود دریا است. در واقع، دریا مانند موجودی زنده با نوسانات و تغییراتش، میتواند حالاتی از تب و تلاطم را از خود بروز دهد. به همین ترتیب، نشان میدهد که این تاثیرات نه تنها در طبیعت، بلکه در دنیای انسانها نیز وجود دارد.
ز بس کز غصهٔ طبعش تفکر میکند شبها
شدست اندر عروق لجهٔ او ماده سودایی
هوش مصنوعی: به خاطر اندوهی که در دل دارد، شبها به شدت در فکر فرو میرود و این اندیشهها مانند مایعی عمیق و غلیظ در وجودش جاری شدهاند.
ببیند بینظر نرگس بگوید بیلغت سوسن
اگر طبعش بیاموزد صبا را عالمآرایی
هوش مصنوعی: اگر نرگس بدون نگاه بیند، سوسن بدون کلام بگوید. اگر طبیعتش یاد بگیرد، صبا (نسیم) را به زیبایی میآراید.
اگرنه فضلهٔ طبعش جهان را چاشنی بودی
صبا در نقش بستان کی زدی نیرنگ زیبایی
هوش مصنوعی: اگر طبیعت او الهام بخش نبود، آیا نسیم بهشتی در باغ به چنین زیبایی میدمید؟
چو نیسان گر کنار خاک پرگوهر کند شاید
چو سوسن محض آزادی نه چون گل عین رعنایی
هوش مصنوعی: وقتی که بهار میآید و خاک دارای نعمت و ارزش میشود، شاید مانند گل سوسن، زیبایی خود را به نمایش بگذارد. این زیبایی واقعی است و به خاطر آزادی آن است، نه مانند بعضی گلها که فقط ظاهر زیبایی دارند.
زنطقش در خوی خجلت روان صاحب وصابی
ز دستش در طی نسیان رسوم حاتم طایی
هوش مصنوعی: زنی با عفت و باحیا به گونهای رفتار میکند که هر کسی در نگاه او احساس شرم میکند. به همین دلیل، او به چنان مرتبهای از دیانت و بزرگواری رسیده که از یادآوری آداب و رسوم شخصیتی مانند حاتم طایی، که در نیکوکاری مشهور است، نیز غافل نمیماند.
قضا هر ساعتی با دست او گوید نه تو گفتی
که در بخشش نه دینی مطلبی دارم نه دنیایی
هوش مصنوعی: سرنوشت هر لحظه به دستان او رقم میخورد و میگوید که تو هم به من نگفتی که در بخشش چیزی از تو طلب نمیکنم، نه از اموال دنیویات و نه از تعهدات دینیات.
ولیکن در کرم واجب بود درویش بخشودن
چو کان درویش گشت از تو چرا بر وی نبخشایی
هوش مصنوعی: اما برآورده کردن بخشش نسبت به درویش لازم بود، چون وقتی که درویش از تو شده است، چرا بر او رحم نمیکنی؟
چو این اوصاف نیکو حصر کردم با خرد گفتم
برین دعوی که برخیزد درین معنی چه فرمایی
هوش مصنوعی: وقتی که این ویژگیهای خوب را با اندیشهام بررسی کردم، گفتم: در این باره چه نظری داری که در این موضوع بهتر از این را بگوید؟
خرد زان طیره گشت الحق مرا گفتا که با من هم
به گز مهتاب پیمایی به گل خورشیداندایی
هوش مصنوعی: خرد به من گفت که راست است و من باید با تو در شب روشن به قدم گذاشتن در میان گلهای خوشبو بپردازم.
عجبتر اینکه میدانی و میدانی که میدانم
پسم هر ساعتی گویی نشانی باز ننمایی
هوش مصنوعی: هیچ چیز عجیبیتر از این نیست که تو هم میدانی و هم میدانی که من هم میدانم، اما با این حال هیچوقت نشانهای از خودت را نشان نمیدهی.
گرم باور نمیداری نمایم چون که بنمایم
عزیزالدین طغرایی عزیزالدین طغرایی
هوش مصنوعی: اگر به حرفهایم باور نداری، طوری عمل میکنم که خودت ببینی و متوجه شوی.
الا تا گاه درگاهش بود گاهی در افزایش
ذراغ روز و شب همواره در تاریخ پیمایی
هوش مصنوعی: توجه داشته باش که همیشه باید در خدمت و عبادت معبود باشی و در تلاش برای بهبود و پیشرفت در طول روز و شب، تاریخنگاری و یادگیری از گذشته را فراموش نکنی.
از آن کاهش نصیب دشمنش جان کاستن بادا
وزان افزایش او را تا قیامت زینت افزایی
هوش مصنوعی: هر چه دشمنش از زندگیاش کاسته شود، به او آسیب برساند و برعکس، هر چه به او افزوده شود، تا همیشه زینت و رونق زندگیاش بیشتر شود.
به هر کاری که روی آورده خصمش گفته نومیدی
ترا این کار برناید تو با این کار برنایی
هوش مصنوعی: هرگاه به کاری مشغول شوی، دشمنان میگویند که ناامیدی به تو کمک نخواهد کرد. تو با این کار هم نمیتوانی به موفقیت برسی.