برگردان به زبان ساده
دلم ای دوست تو داری دانی
جان ببر نیز که میبتوانی
هوش مصنوعی: دوست عزیز، قلب من متعلق به تو است و میدانی که میتوانی جانم را نیز بگیری.
به دلی صحبت تو نیست گران
چه حدیثست به جان ارزانی
هوش مصنوعی: دل از صحبتهای تو سنگین نیست، چه داستانی به جان من بخشیدهای.
گویمت بوسه مرا گویی جان
این بده تا مگر آن بستانی
هوش مصنوعی: به تو میگویم بوسهای از من بگیر، و تو هم بگو جانم، این را به من بده تا شاید آن را از تو بگیرم.
گویم این نیست بدان دشواری
گویی آن نیست بدین آسانی
هوش مصنوعی: میگویم این کار دشوار نیست، اما تو این را به سادگی میگویی.
نی گرم بوسه دهی جان منی
که گرم جان ببری هم جانی
هوش مصنوعی: اگر تو با بوسهای گرم و عاشقانه به من محبت کنی، من تو را به عنوان جان خودم میدانم، چرا که تو هم با همین عشق، جان مرا میگیری.
گاهم از عشوهگری میخوانی
گاهم از طیرهگری میرانی
هوش مصنوعی: گاهی با ناز و عشوه به من جلب توجه میکنی و گاهی با رفتارهای سرد و بیاحساس، مرا رنج میدهی.
گرچه در پای تو افتم چه شود
گر سری در سخنم جنبانی
هوش مصنوعی: اگر در پای تو بیفتم، چه اهمیتی دارد؟ فقط کافیست که سر خود را در حرفهایم تکان دهی.
با فلک یار مشو در بد من
ای به هر نیکویی ارزانی
هوش مصنوعی: با آسمان دوست نشو، ای کسی که به هر خوبی دسترسی داری، در بدیها با او همراهی نکن.
که چو از حد ببری فاش کنم
قصهٔ درد ز بیدرمانی
هوش مصنوعی: وقتی که از مرز تحمل بگذری، میتوانم بهصورت صریح داستان رنج ناشی از بیدرمانی را بگویم.
تا ترا از سر من باز کند
مجد دین بوالحسن عمرانی
هوش مصنوعی: تا زمانی که مجد دین بوالحسن عمرانی بخواهد که تو را از فکر و ذهن من جدا کند.
آنکه از رای کند خورشیدی
وانکه از قدر کند کیوانی
هوش مصنوعی: کسی که با فکر و تدبیر خود مانند خورشید درخشان میشود و آن که با اراده و سرنوشت خود به مقام و rank بالایی میرسد، همچون سیاره زحل (کیوان) در فضا شناخته میشود.
آنکه لطفش مدد آبادی
وانکه قهرش سبب ویرانی
هوش مصنوعی: کسی که مهربانیاش باعث شکوفایی و آبادانی است و عصبانیتش سبب نابودی و خرابی میشود.
آنکه در حبس سیاست دارد
فتنه و جور و ستم زندانی
هوش مصنوعی: کسی که در چنگال سیاست گرفتار است، در واقع دچار آشوب، ظلم و ستم شده است.
بندهٔ نعمت او هر انسی
بستهٔ طاعت او هر جانی
هوش مصنوعی: من بندهای هستم که از نعمتهای او بهرهمندم و هر فردی که به او علاقمند است، در بند اطاعت و فرمانبری او قرار دارد.
ابرهای کرمش آذاری
موجهای سخطش طوفانی
هوش مصنوعی: ابرهای مهربانش بر تن آسمان، مانند پوششی زیبا نمایان است و امواج نارضایتیاش به گونهای برانگیزاننده و طوفانی به نظر میرسد.
صورت مجلس او فردوسی
سیرت حاجب او رضوانی
هوش مصنوعی: چهرهاش مانند فردوسی است و رفتار او به جذابیت و خوشنامی رضوان میماند.
نز پی منع بود دربانش
کز پی رسم بود دربانی
هوش مصنوعی: به خاطر محدودیتها و قواعدی که دارد، نگهبان او اجازه ندارد تا از اصول و رسمهای مربوط به وظیفهاش تخطی کند.
ای هنرهای تو افریدونی
وی اثرهای تو نوشروانی
هوش مصنوعی: ای هنرهای تو همانند افریدون و آثار تو همچون نوشروان است.
تویی آنکس که اگر قصد کنی
خاک بر تارک چرخ افشانی
هوش مصنوعی: تو آن کسی هستی که اگر بخواهی، میتوانی خاک را بر سر چرخفلکی که بر بالای سر ماست بریزی.
مایه از جود تو دارد نه ز طبع
نامی و معدنی و حیوانی
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که منبع اصلی نعمتها و خوبیها از بخشش و generosity تو است، نه از ویژگیهای طبیعی یا منشأهای دنیوی مثل طبیعت، معادن یا موجودات زنده.
تویی آنکس که اگر منع کنی
باد را از حرکت بنشانی
هوش مصنوعی: تو آن فردی هستی که اگر بخواهی، میتوانی باعث توقف وزش باد شوی.
اول فکرتی و آخر فعل
آنی از هرچه توان گفت آنی
هوش مصنوعی: در ابتدا، ذهن تو متمرکز بر فکرهاست و در انتها، اعمال و رفتار تو نمایانگر آن افکار است. از هر چیزی که بتوان گفت، تو همین جا و اکنون هستی.
نه ز آسیب قضاکوب خوری
نه به اشکال قدر درمانی
هوش مصنوعی: نه به دلیل سختیهای سرنوشت آسیب ببین، نه به خاطر ناملایمات قضا و قدر درمانده شو.
به سر کوی کمالت نرسد
پای اندیشه ز سرگردانی
هوش مصنوعی: در خیابان کمال و عظمت تو، پاهای تفکر و اندیشهام به خاطر بیهدفگردی و سردرگمی نمیتواند به تو برسد.
هر کجا نام وقار تو برند
خاک بر خاک نهد پیشانی
هوش مصنوعی: هر جا که نام باوقار تو آورده شود، خاک بر خاک افتاده و احترام میگذارد.
هرکجا شرح صفای تو دهند
آب آبی شود از حیرانی
هوش مصنوعی: هر جا که از زیبایی و پاکی تو صحبت کنند، دلهای حیران و سرگردان رنگ و بویی از آرامش و صفا میگیرند.
در شکار از پی سائل تازی
در نماز آیت احسان خوانی
هوش مصنوعی: در هنگام شکار، وقتی سگی تازی به دنبال شکار است، تو در حال نماز خواندن آیات خیر و بخشش را تلاوت میکنی.
آفتابی که رسد منفعتت
به خرابی و به آبادانی
هوش مصنوعی: هر گاه بهرهات از آفتابی که میدرخشد به ویرانی و خرابی بینجامد، در حقیقت به آبادانی و رونق دلخواهی نخواهی رسید.
معنی از کلک تو گیرد نه ز عقل
قوت ناطقهٔ انسانی
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که توانایی و قدرت درک انسان، ناشی از تفکر و عقل او نیست، بلکه از هنر و خلاقیت تو، که بیانگر زیبایی و احساسات است، نشأت میگیرد.
انتقامت نه ز پاداش و جزا
همه کس داند و تو هم دانی
هوش مصنوعی: انتقام تو به خاطر پاداش و جزا نیست؛ همه میدانند و تو نیز آگاه هستی.
که نه آزردهٔ یک مکروهی
که نه آلودهٔ یک احسانی
هوش مصنوعی: نه از کسی که بدی کرده، ناراحت هستم و نه از کسی که خوبی کرده، آسیبی به من رسیده است.
پیشی از دور به تمکین و جواز
گرچه در دایرهٔ دورانی
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که حتی اگر از دور به چیزی تمایل یا اجازهای داشته باشی، در واقع باید در دایرهٔ شرایط و واقعیتهای خاص خودت در نظر بگیری. به عبارت دیگر، خواستهها و تمایلات تو ممکن است تحت شرایط مختلفی قرار گیرد که مسیر تحقق آنها را تعیین میکند.
برتر از نه فلکی در رفعت
گرچه در حیز چار ارکانی
هوش مصنوعی: بیش از نه آسمان در بلندی و مقام، هرچند در میان چهار عنصر زندگی میکنیم.
دامن امن تو دارد پنهان
صدهزاران صفت شیطانی
هوش مصنوعی: دستگاه ایمنی و آرامش تو میتواند هزاران صفت منفی و شیطانی را در خود نهان کند.
کرم طبع تو دارد پیدا
صد هزاران ملک روحانی
هوش مصنوعی: خصلت نیکو و خوشطبعی تو به وضوح نشاندهنده ویژگیهای والای روحانی و ملکوتی بسیاری است.
حزم سنگین تو دولت راهست
بارهٔ محکم ناجسمانی
هوش مصنوعی: حزم و استحکام تو مانند بار سنگینی است که بر دوش دولت مینشیند و این بار، محکم و استوار است، به گونهای که نمیتوان آن را ناپایدار دانست.
عرض پاک تو جهان ثالث
عزم جزم تو قضای ثانی
هوش مصنوعی: عرض پاک تو در دنیا به عنوان موجودی یکتا و بینظیر، و عزم محکم و قاطع تو در پیشبرد امور، نشاندهنده سرنوشت و تقدیر تو در زندگی است.
ای نمودار حیات باقی
روی بازار جهان فانی
هوش مصنوعی: ای نمایانگر زندگی پایدار در دنیای زودگذری که وجود دارد.
بنده روزی دو گر از خدمت تو
مانده محروم ز بیسامانی
هوش مصنوعی: هر روز که از خدمت تو دور میمانم، حسرت میخورم و به خاطر بینظمیام غمگین میشوم.
به روانی و نفاذ فرمانت
کان نرفتست ز نافرمانی
هوش مصنوعی: با توجه به لطافت و قدرت فرمان تو، هیچ کس نمیتواند از آن سرپیچی کند.
حکمها بود که مانع بودند
بیشتر طالعی و یزدانی
هوش مصنوعی: برخی از سرنوشتها و تقدیرها باعث میشوند که فرد نتواند به آرزوهایش دست یابد و در واقع از آنها جلوگیری میکند.
گر بدین عذر نداری معذور
دیگری دارم و آن کم دانی
هوش مصنوعی: اگر بهانهای برای نداشتن اطلاعات نداری، دلیل دیگری برای معذور بودن تو دارم و آن نداشتن دانش کافی است.
تا که نقاش فلک ننگارد
روز روشن چو شب ظلمانی
هوش مصنوعی: تا زمانی که هنرمند آسمان روز روشن را مانند شب تاریک نقاشی نکند، نباید نگران بود.
همه عمر از اثر دور فلک
باد چون روز شبت نورانی
هوش مصنوعی: تمام عمر، اثر چرخش فلک را حس کردم؛ اما مانند روز، شب من هم نورانی و روشن است.
مدت عمر تو چون مدت دور
بیکران از مدد نفسانی
هوش مصنوعی: مدت عمر تو به اندازه یک دور بیپایان است که از تأثیرات نفسانی جدا و مستقل میباشد.