برگردان به زبان ساده
جرم خورشید دوش چون گه شام
سر به مغرب فرو کشید تمام
هوش مصنوعی: به نظر میرسد در شب گذشته، خورشید به خاطر ظلمتی که به وجود آمده بود، به سمت مغرب غروب کرد و این غروب همه جا را در بر گرفت.
از بر خیمهٔ سپهر بتافت
ماه رزین او چو ماه خیام
هوش مصنوعی: ماه درخشان و زیبا از خیمهٔ آسمان فرود آمده است، مانند ماهی که در شعر خیام وصف شده است.
چون طناب شفق ز هم بگسست
شب فرو هشت پردههای ظلام
هوش مصنوعی: وقتی که رنگ افق از هم پاره شد، شب به تدریج پردههای تاریکی را کنار زد.
گفتیی چرخ پردهٔ کحلیست
از پسش لعبتان سیماندام
هوش مصنوعی: گفتی چرخ، پردهای از رنگ تیره دارد و پشت آن جوانانی با اندامهای زیبا و خوشفرم هستند.
به تعجب همی نظر کردیم
من و معشوق من ز گوشهٔ بام
هوش مصنوعی: من و معشوقم از روی علاقه و تعجب به یکدیگر نگاه کردیم، در حالی که در گوشه بام نشسته بودیم.
گاه در دور و جنبش افلاک
گاه در سیر و تابش اجرام
هوش مصنوعی: گاهی در حرکت و چرخش آسمانها و گاهی در جابهجایی و تابش ستارهها.
گفتیی مهرهای سیمابیست
بر سر حقههای مینافام
هوش مصنوعی: گفتی که در جلوههای زیبا و دلانگیز، روشنایی مانند نقره بر روی کلاههای رنگی و متنوعی میدرخشد.
این ز تاثیر آن نموده اثر
وان به تدبیر این سپرده زمام
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که چیزی که به وقوع پیوسته، نتیجه تأثیر موضوع دیگری است و امور تحت کنترل و تدبیر شخص یا نیرویی خاص قرار دارد. به عبارت دیگر، اتفاقات و تغییرات، به علت تأثیرات متقابل رخ میدهند و کسانی هستند که با تدبیر و مدیریت خود، همه چیز را در دست دارند.
محدث صد هزار آرامش
لیکن اندر نهاده بیآرام
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که یک فرد محدث (یعنی کسی که در روایت حدیث تخصص دارد) در میان صدها آرامش و آرامشبخشی که ارائه میدهد، خود به نوعی در درونش دچار بیقراری و بیقراری است.
نه یکی را بدایت و آغاز
نه یکی را نهایت و انجام
هوش مصنوعی: نه برای کسی شروعی وجود دارد و نه برای کسی پایانی.
تیر در پیش چهرهٔ زهره
از خجالت همی شکست اقلام
هوش مصنوعی: تیر عشق در چهرهٔ زیبا همچون زهره، به خاطر شرم و خجالت، از عهدهٔ کار خود برنمیآید و در هم میشکند.
زهره در بزم خسرو از پی لهو
به کفی بربط و به دیگر جام
هوش مصنوعی: زهره در محفل خسرو، به دنبال سرگرمی و خوشگذرانی، با یک دسته ساز و یک جام دیگر حضور دارد.
تیغ مریخ در دم عقرب
تخت خورشید بر سر ضرغام
هوش مصنوعی: تیغ سیاره مریخ در دمی که عقرب به حمله درمیآید، تاج خورشید بر روی سر شیر است.
دلو کیوان در اوفتاده به چاه
ماهی مشتری رمیده ز دام
هوش مصنوعی: دل کیوان در چاه افتاده و ماهی مشتری از دام گریخته است.
توامان گشته در برابر قوس
سپر یکدگر به دفع خصام
هوش مصنوعی: شما در برابر یکدیگر به صورت محافظتشده و آماده برای مقابله با دشمنان قرار دارید.
جدی مفتون خوشهٔ گندم
بره مذبوح خنجر بهرام
هوش مصنوعی: شخصی به شدت تحت تأثیر محصول گندم قرار گرفته و برهای بیدفاع و ناتوان در برابر خطر خنجر بهرام است.
اسد اندر تحیر از پی ثور
کام بگشاده تا بیابد کام
هوش مصنوعی: شیر در حال سردرگمی است و در جستجوی گاو، دهانش را باز کرده تا به هدفش برسد.
مایل یکدگر ز نیک و ز بد
کفههای ترازوی اقسام
هوش مصنوعی: ما به یکدیگر نسبت به خوبیها و بدیها تمایل داریم و با این تمایل، وزنهای مختلفی مثل کفههای ترازوی انسانها را نمایش میدهیم.
گه به جوی مجره در سرطان
خارج از استوا همی زد گام
هوش مصنوعی: در برخی مواقع، او در جوی آب در حال حرکت بود که خارج از خط استوا و در زمان فصل سرطان قرار داشت.
گه به کلک شهاب دست اثیر
به فلک بر همی کشید ارقام
هوش مصنوعی: گاهی شهابسنگها با حرکات سریع و جذاب خود، اثرات شگفتانگیزی بر آسمان به جا میگذارند.
گفتیی کلک خواجه در دیوان
ملک را میدهد قرار و نظام
هوش مصنوعی: تو گفتی که تدبیر و سازماندهی کارها و امور در دیوان سلطنت به دست خواجه است.
خواجهٔ خواجگان هفت اقلیم
ناصر دین حق رضی انام
هوش مصنوعی: آقای بزرگ و والامقام در سراسر دنیا، پشتیبان و حامی دین حق و مورد رضایت همه انسانها.
بوالمظفر که رایت ظفرش
آیتی شد به نصرت اسلام
هوش مصنوعی: بوالمظفر، که پرچم پیروزیاش نشانهای از پشتیبانی اسلام گردید.
آنکه با حکم او قضا و قدر
خط باطل کشیده بر احکام
هوش مصنوعی: کسی که با اراده و فرمان او، سرنوشت و تقدیر، دست خود را در نوشتن قوانین و احکام ناتوان کرده است.
وانکه از بهر او شهور و سنین
داغ طاعت نهند بر ایام
هوش مصنوعی: کسی که برای او سالها و ماهها را در راه اطاعت و بندگی سپری میکند.
خواهد از رای روشنش هر روز
جرم خورشید روشنایی وام
هوش مصنوعی: او هر روز با نظر روشنی که دارد، از خورشید روشنایی میگیرد و به این ترتیب بر گناهانش میافزاید.
گیرد از کلک و دفترش هردم
قلم و دفتر عطارد نام
هوش مصنوعی: قلم و دفتری که از خلاقیت و هنر او نشأت میگیرد، به زیبایی همچون سیاره عطارد است.
زیبدش مهر چرخ مهر نگین
شایدش طرف چرخ طرفستام
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که زیبایی و روشنی چرخ فلک مانند برلیان یا نگینی درخشان است و شاید در نظر گرفتن گوشهای از این چرخ به انسان اجازه میدهد تا از زیباییهای آن بهرهمند شود.
صلح کرد از توسط عدلش
باز با کبک و گرگ با اغنام
هوش مصنوعی: با عدالت خود، صلحی برقرار کرد که هم کبک در کنار گرگ و هم گوسفندها در کنار یکدیگر زندگی کنند.
بخل را مائدهٔ سخاوت او
معدهٔ آز پر کند ز طعام
هوش مصنوعی: خُباس در دل انسان جایی برای generosity نیست و اگر کسی ولع داشته باشد، فقط به فکر پر کردن شکمش از غذاهای خوشمزه خواهد بود.
زهره در سایهٔ عنایت او
تیغ مریخ برکشد ز نیام
هوش مصنوعی: زهره تحت حمایت او قرار دارد و به همین دلیل، قدرت تخریبی مریخ به طور غیرمستقیم نمایان میشود.
ای به وقت کفایت و دانش
پختهٔ چرخ پیش علم تو خام
هوش مصنوعی: ای کسی که در زمان مناسب و با دانش پخته هستی، علوم و دانستههایت از چرخ زمان بیشتر و بالاتر است.
وی به گاه صلابت و کوشش
توسن دهر زیر ران تو رام
هوش مصنوعی: در زمانهایی که تو به سختی و تلاش مشغول هستی، زندگی و چالشها به راحتی زیر کنترل تو در میآیند.
شاکر نعمتت وضیع و شریف
زایر درگهت خواص و عوام
هوش مصنوعی: خداوند، من شکرگزار نعمتهای تو هستم، چه آنها که در جایگاه پایینتری قرار دارند و چه آنها که در مقامهای بلند. همه به درگاه تو میآیند، چه خاصان و چه عموم مردم.
عدل تو آیتی است از رحمت
جود تو عالمست از انعام
هوش مصنوعی: عدالت تو نشانهای از رحمت و generosity توست و جهان پر از نعمتهای توست.
پیش دستت به جای قطر مطر
از خجالت عرق چکد ز غمام
هوش مصنوعی: در برابر دست تو، به جای قطرههای باران، از شرم عرق میچکد از ابر.
به شرف برگذشتی از افلاک
به هنر درگذشتی از افهام
هوش مصنوعی: تو با شرافت از آسمانها فراتر رفتی و با هنر خود از فهمهای عادی عبور کردی.
گر بگویی کفایت تو کشد
بر سر توسن زمانه لگام
هوش مصنوعی: اگر بگویی که توانایی تو کافی است، زمانه خودش کنترل تو را به دست میگیرد.
ور بخواهی سیاست تو کند
دیدهٔ باشه آشیان حمام
هوش مصنوعی: اگر بخواهی، چشم تو میتواند به مانند پرندهای که در آشیانهاش نشسته، سیاست و تدبیر کند.
در حساب تو مضمرست اجل
گوییا هست او چو جرم حسام
هوش مصنوعی: در شمارش عمر تو، مرگ نهفته است، گویی که او همچون جرم یا سنگی سخت است.
در رضای تو لازمست صواب
گوییا هست حرف و صوت کلام
هوش مصنوعی: برای جلب رضایت تو، باید سخن درست و شایستهای بگویم، زیرا کلام و صدا نیز اهمیت دارد.
رود از سهم در مظالم تو
راز خصم تو با عرق ز مسام
هوش مصنوعی: رود در برابر ناعدالتیهای تو شکایت میکند و دشمن تو را با عرق خود به چالش میکشد.
گیرد از امن در حوالی تو
مرغ و ماهی چو در حرم احرام
هوش مصنوعی: در نزدیکی تو، پرنده و ماهی در محیطی امن و آرام قرار میگیرند، مانند کسی که در حرم امن خود در حال عبادت است.
نکند با عمارت عدلت
آن خرابی که پیش کرد مدام
هوش مصنوعی: آیا ممکن است با ساختار عدل و انصاف تو، آن ویرانیای که همیشه در حال وقوع است، دوباره تکرار شود؟
بر دوام تو عدل تست دلیل
عدل باشد بلی دلیل دوام
هوش مصنوعی: دوامی که تو داشتهای، نشانهای از عدالت است و در واقع، این ماندگاری خود برهان دیگری برای عدالت توست.
نور رایت نجوم گردون را
از حوادث همی دهد اعلام
هوش مصنوعی: نور ستارهگان آسمان به واسطه رویدادها خبر میدهد.
فیض عقلت نفوس انجم را
بر سعادت همی کند الهام
هوش مصنوعی: استعداد و عقل تو به روح ستارهها الهام میبخشد و آنان را به سوی سعادت هدایت میکند.
از پی خدمت تو بندد طبع
نقش تصویر نطفه در ارحام
هوش مصنوعی: برای خدمت به تو، ذهن انسانی نقشی از شکل اولیه زندگی را در رحمها ایجاد میکند.
وز پی مدحت تو زاید عقل
گوهر نظم و نثر در اوهام
هوش مصنوعی: به دنبال ستایش تو، عقل به خلاقیت میرسد و در خیال، نظم و نثر را میآفریند.
نیست ممکن ورای همت تو
که کند هیچ آفریده مقام
هوش مصنوعی: هیچ موجودی نمیتواند به جایگاه و مقام تو دست یابد، زیرا فراتر از تلاش و همت تو نیست.
خود برازوی وجود ممکن نیست
بس مقامی نه در وجود کدام
هوش مصنوعی: هیچ موجودی نمیتواند به تنهایی تمام ویژگیها و کمالات را داشته باشد، چون هر موجودی در مقام و مرتبهای خاص قرار دارد و نقصهایی نیز در وجودش وجود دارد.
تشنگان شراب لطفت را
یاس تلخی نیارد اندر کام
هوش مصنوعی: تشنگان شراب محبت تو نمیتوانند تلخی یاس را در دهان خود تحمل کنند.
کشتگان سنان قهر ترا
حشر ناممکن است روز قیام
هوش مصنوعی: در روز قیامت، جمع شدن افرادی که با تیرهای سنان در قهر و نبرد جان باختند، ممکن نخواهد بود.
ای ز طبع تو طبعها خرم
وی ز عیش تو عیشها پدرام
هوش مصنوعی: تو به خاطر نیکویی و خصلتهای خوبت، دلها را شاد میکنی و به خاطر زندگی پرنشاطت، دیگران را به خوشی دعوت میکنی.
بنده سالیست تا درین خدمت
گه به هنگام و گاه بیهنگام
هوش مصنوعی: من مدت زیادی است که به این خدمت مشغولم، گاهی در زمانهای مشخص و گاهی در زمانهای نامناسب.
دهد از جنس دیگرت زحمت
آرد از نوع دیگرت ابرام
هوش مصنوعی: از جنس تو زحمت میدهد و از نوع تو با تلاش و استقامت به مبارزه میپردازد.
آن همی بیند از تهاون خویش
که بدان هست مستحق ملام
هوش مصنوعی: او میبیند که به خاطر سهلانگاری خود، سزاوار سرزنش است.
وان نمیبیند از مکارم تو
که به شرحش توان نمود قیام
هوش مصنوعی: او نمیتواند خصلتهای نیکوی تو را به درستی توصیف کند، چون برای بیان آنها نیاز به تلاش بسیار زیاد است.
شد مکرم ز غایت کرمت
کرم الحق چنین کنند کرام
هوش مصنوعی: به لطف و بزرگواری تو، نیکوکاران به این شکل عمل میکنند که خیر و خوبی را در حق دیگران نثار میکنند.
تا به اجسام قایمند اعراض
تا به اعراض باقیند اجسام
هوش مصنوعی: تا زمانی که اجسام به ویژگیهای خود (از جمله تغییرات و کیفیتها) متکی هستند، ویژگیها (اعراض) نیز بر روی آنها قابل مشاهده و تأثیرگذارند. به عبارت دیگر، اجسام وجود خود را از اعراض میگیرند و به همین دلیل اعراض همچنان بر آنها حاکم باقی میمانند.
بیتو اجسام را مباد بقا
بیتو اعراض را مباد قوام
هوش مصنوعی: بدون تو، هیچ چیزی نمیتواند پایدار بماند و بدون وجود تو، هیچ حالتی نمیتواند ادامه یابد.
ساحت آسمانت باد زمین
خواجهٔ اخترانت باد غلام
هوش مصنوعی: ای آسمانت بادی و زمینت مانند خواجههای ستارهها باشد، و تو همواره لطف و محبت را احساس کنی.
چرخ بر درگه تو از اوباش
بخت در حضرت تو از خدام
هوش مصنوعی: چرخ، یعنی سرنوشت، در درگاه تو به خدمت بختهای بیارزش آمده است و در پیشگاه تو فقط خادمان واقعی حضور دارند.
بر سرت سایهٔ ملوک و ملک
بر کفت ساغر مدام مدام
هوش مصنوعی: در بالای سرت، سایهٔ پادشاهی و قدرت است و در دستانت همواره جامی پر از شراب وجود دارد.
ماه عیدت به فرخی شده نو
وز تو خشنود رفته ماه صیام
هوش مصنوعی: ماه عید تو با خوشحالی نو شده و ماه رمضان با رضایت از تو گذشته است.