برگردان به زبان ساده
چو از دوران این نیلی دوایر
زمانه داد ترکیب عناصر
هوش مصنوعی: وقتی که از دوران این آبی، دورانی که عناصر به هم پیوستهاند، عبور میکنیم.
زمین شد چون سپهر از بس بدایع
خزان شد چون بهار از بس نوادر
هوش مصنوعی: زمین به طور حیرت انگیزی تغییر کرد و مانند آسمان شد، و خزان به دلیل فراوانی اتفاقات تازه، شبیه به بهار شده است.
درخت مفلس از گنج طبیعت
توانگر شد به انواع جواهر
هوش مصنوعی: درختی که از نظر مالی ضعیف و بیپول است، با برخورداری از نعمتهای طبیعی به ثروت و زیباییهایی گوناگون دست پیدا کرده است.
چنان شد باغ کز نظارهٔ او
همی خیره بماند چشم ناظر
هوش مصنوعی: باغ به قدری زیبا و دلانگیز شده بود که چشمان ناظر، مجذوب زیباییاش گشته و نمیتوانستند از تماشای آن دست بردارند.
زنور دانهٔ نار کفیده
ببیند در دل آبی همی سر
هوش مصنوعی: دانه نار، ذرتی است که در دل خود آبی دارد. یعنی ممکن است که چیزی که در ظاهر خوب و جذاب به نظر میرسد، در واقع درونش چیز دیگری وجود داشته باشد. این تصویر نشان میدهد که گاهی اوقات، باطن یک چیز با آنچه در بیرون دیده میشود متفاوت است و همچنین اشاره به نیاز به نگاهی عمیقتر به مقولات دارد.
تو گویی برگ سیب و سیب الوان
سپهرست و برو اجرام زاهر
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که میگویید، گویا برگ سیب و میوههای رنگارنگ آسمان هستند و اجرام آسمانی درخشان هستند.
ز شکل بربط و از دستهٔ او
اگر فکرت کند مرد مفکر
هوش مصنوعی: اگر مردی فکر کند و اندیشهاش را به کار گیرد، به این نتیجه میرسد که از شکل بیرونی و ظاهری بربط و نیز از ویژگیهای دستهاش میتوان اهمیت بیشتری به کلّ مفهوم آن بخشید.
همان هیات که از امرود و شاخش
به خاطر اندرست آید به خاطر
هوش مصنوعی: شکلی که از میوه و شاخهاش به یاد میآید، یادآور خاطرهای است که در ذهن باقی میماند.
اگرنه برج ثور و شاخ انگور
دو موجودند از یک مایه صادر
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به عمق یک چیز پی ببری، بدان که حتی دو موجود ظاهراً متفاوت، ممکن است از یک منبع و اصل مشترک سرچشمه گرفته باشند.
چرا پس خوشهٔ انگور و پروین
یکی صورت پذیرفت از مصور
هوش مصنوعی: چرا خوشهٔ انگور و صورت صورت فلکی پروین به یک شکل و شمایل ترسیم شدهاند؟
وگرنه شاخها را جام نرگس
به باغ اندر شرابی داد مسکر
هوش مصنوعی: اگر به خوبی به باغ نگاه کنی، میبینی که شاخ و برگ درختان به وسیلهی نرگسها، نوشیدنیای پرمستی دریافت کردهاند.
چرا چونان که مستان شبانه
توان و سرنگونسارند و فاتر
هوش مصنوعی: چرا شبیه به مستها، سرحال و شاداب نیستند و افسرده و غمگیناند؟
چمن را شاخ چندان زر فرستاد
ز دارالضرب وی پنهان و ظاهر
هوش مصنوعی: چمن به اندازهای طلا از محل ضرب خود فرستاد که هم در خفا و هم در آشکارا دیده میشود.
که هر ساعت چمن گوید که هر شاخ
کف خواجه است با این بخشش و بر
هوش مصنوعی: هر لحظه چمن میگوید که هر شاخه، نشانهای از نعمت و generosity صاحبش است و به خاطر این بخشش و مهربانی، درختان و گیاهان سرشار از زیبایی هستند.
ظهیر دین یزدان بوالمناقب
نصیر ملت اسلام ناصر
هوش مصنوعی: شخصی در کنار دین خدا قرار دارد و دارای فضائل بسیار است؛ او پشتیبان و حامی ملت مسلمانان میباشد.
کمال فضل و او با فضل کامل
وفور علم و او با علم وافر
هوش مصنوعی: کمال و فضیلت او بسیار بزرگ است و دانشش نیز در بالاترین حد خود قرار دارد.
به تقدیم قضا رایش مقدم
به تقدیر قدر حکمش مدبر
هوش مصنوعی: به خواست و اراده الهی، نظر به قضا و قدر او بر تقدیر و سرنوشت ما غالب است.
بود در پیش حلمش خاک عاجل
بود در جنب حکمش برق صابر
هوش مصنوعی: در برابر ویژگی بردباری او، امور زودگذر مانند خاک به نظر میرسند و در کنار گفتههای او، آرامش مانند برقی در دسترس است.
به کلکش در فتوت را خزاین
به طبعش در مروت را ذخایر
هوش مصنوعی: نیرنگ و فریب او را در جوانمردی میبینی، در حالی که خوبخواهی و مهربانیاش گنجینهای است.
امور شرع را عدلش مربی
رموز غیب را حلمش مفسر
هوش مصنوعی: اصل و اساس امور دینی بر پایه عدالت است و درک رمز و رازهای پنهان نیازمند صبر و بردباری است.
ندارد هیچ حاصل عقل کلی
که نه در ذهن او آن هست حاضر
هوش مصنوعی: عقل کلی هیچ نتیجهای ندارد مگر این که آن نتیجه در ذهن وجود داشته باشد.
خطابش منهی آمال عاقب
عتابش داعی آجال قاهر
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی اشاره به چالشهای زندگی و تأثیرات آن بر انسانها دارد. در اینجا به ناتوانی در رسیدن به آرزوها و عواقب سختیها اشاره شده است. در واقع، گوینده به شرایطی میپردازد که باعث میشود فرد از رسیدن به آمال و آرزوهایش ناامید شود و در عین حال، به تأثیرات زمان و سرنوشت نیز اشاره میکند که بر زندگی افراد تسلط دارد. در نهایت، میتوان گفت که این بیان تنش میان آرزوها و واقعیتهای زندگی را به تصویر میکشد.
ز سهمش گوئیا اقرار حشوست
به دیوانش اندرون انکار منکر
هوش مصنوعی: به نظر میرسد به تکرار و بیمعنایی در اظهارات اشاره دارد و همچنین بیان میکند که در نوشتار فردی، برخی حقایق نادیده گرفته شدهاند یا بهدرستی پذیرفته نمیشوند.
دهد پیشش گواهی در مظالم
رگ و پی بر فجور مرد فاجر
هوش مصنوعی: در برابر او، رگ و پی انسان فاسد به ظلم و فساد شهادت میدهند.
قضا تاویل سهم او ندارد
حریف خویش بشناسد مقامر
هوش مصنوعی: تا هنگامی که سرنوشت تعیینکننده نیست، رقیب باید مقام و جایگاه خود را بشناسد.
بر از گردون تاسع کرد مفروض
ز قدر او خرد گردون عاشر
هوش مصنوعی: از آسمان، نُه به دلیل سرنوشت و جایگاهش، خرد او را به عنوان دهمین آسمان قرار داده است.
قدر تقدیر قدر او نداند
مقدر کی بود هرگز مقدر
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند ارزش و مقام تقدیر را بشناسد، زیرا هیچگاه معلوم نخواهد شد که چه کسی آن را رقم زده است.
ایا آرام خاکت در نواهی
و یا تعجیل بادت در اوامر
هوش مصنوعی: آیا آرامش تو در دوردستهاست یا اینکه سرعت عملکرد تو در دستورات است؟
بیان از وصف انعام تو عاجز
زبان از شکر اکرام تو قاصر
هوش مصنوعی: زبان از توصیف نعمتها و خوبیهای تو ناتوان است و نمیتواند به درستی سپاسگزار شرایط و کرامتهای تو باشد.
ره درگاه تو گویی مجره است
ز سیم سایلت وز زر زایر
هوش مصنوعی: راهی که به درگاه تو میرسد، مانند جوی آب است که از نقره و طلا پیچیده و درخشان است.
گر از جود تو گیتی دانه سازد
به دام او درآید نسر طایر
هوش مصنوعی: اگر دنیا به خاطر سخاوت تو دانهای بگذارد، پرندههای نیکوکار به دام آن خواهند افتاد.
ور از لطف تو تن مایه پذیرد
چو روحش درنیابد حس باصر
هوش مصنوعی: اگر وجودش از لطف و محبت تو برخوردار شود، حتی اگر حس بیناییاش را نداشته باشد، روحش همچنان زنده و پررنگ خواهد بود.
نیارد چون تو گردون مدور
نزاید چون تو ایام مسافر
هوش مصنوعی: هیچکس مانند تو نمیتواند دنیای گردان را به وجود آورد و هیچ روزگاری مانند تو وجود ندارد که مسافران را به خود بگیرد.
به فرمان بردن اندر شرع مامور
به فرمان دادن اندر حکم آمر
هوش مصنوعی: در قوانین شرع، کسی که مأمور است باید از دستورات تبعیت کند، و کسی که در مقام حکمرانی است، وظیفه دارد فرمان دهد.
عمارت یافت از عدلت زمانه
زمانه هست معمور و تو عامر
هوش مصنوعی: عدالت تو سبب رونق و آبادانی این زمانه شده است و این دوران به خاطر وجود تو آباد و سرزنده است.
فرو خورد آب عدلت آتش ظلم
چنان چون مار موسی سحر ساحر
هوش مصنوعی: آب عدل مانند آتشی که ظلم را میخورد، اینچنین است که مانند مار موسی سحر ساحر را بلعیده و از بین میبرد.
اگر مسعود ناصر تربیت داد
عیاضی را به خلعتهای فاخر
هوش مصنوعی: اگر مسعود ناصر عیاضی را با لباسهای فاخر و زیبا تربیت کرده است.
مرا آن داد جاهت کان ندادست
عیاضی را دو صد مسعود ناصر
هوش مصنوعی: من مقامی به دست آوردهام که عیاضی نتوانسته به آن دست یابد، حتی اگر دو صد شخصیت بزرگ و نیکوکار همچون مسعود ناصر نیز باشند.
وگر چند اندرین مدت ندیدست
کسم در خدمتت الا بنادر
هوش مصنوعی: اگرچه در این مدت کسی را در خدمت تو ندیدهام، جز کسانی که در بندر هستند.
به یاد آن حقوق مکرماتت
زبانها دارم از خلق تو شاکر
هوش مصنوعی: به خاطر بزرگمنشیها و کرامتهایت، زبانهایم همیشه شاکر و قدردان تو هستند.
وگر عمرم بر آن مقصور دارم
به آخر هم نمیرم جز مقصر
هوش مصنوعی: اگر زندگیام را در راهی خاص صرف کنم، در پایان نیز جز بر اثر کوتاهی نخواهم مرد.
به شعر آنرا مقابل کی توان کرد
ولیکن شعر نیکوتر ز شاعر
هوش مصنوعی: در شعر نمیتوان با کسی مقابله کرد، اما شعرهایی میتوان سرود که از خود شاعر بهتر باشد.
چو خاموشی بود کفران نعمت
در این معنی چه خاموش و چه کافر
هوش مصنوعی: زمانی که سکوت کردن در برابر نعمتها دلیلی بر ناسپاسی باشد، در این حالت آیا کسی که سکوت میکند، واقعاً بیاعتنا و ناسپاس است؟
همیشه تا بود ارکان مؤثر
همیشه تا بودگردون مؤثر
هوش مصنوعی: همیشه تا زمانی که عوامل مؤثر وجود دارند، آسمان و شرایط نیز تأثیرگذار خواهند بود.
چو ارکانت مبادا هیچ نقصان
چو گردونت مبادا هیچ آخر
هوش مصنوعی: اگر اجزای وجودت دچار نقص نشوند، مانند آسمان، هیچ پایان و کسری نباشد.
ز چرخت باد عمری در تزاید
ز بختت باد عزمی بر تواتر
هوش مصنوعی: از خوششانسی تو، همواره برکت و رحمت به سوی تو میوزد و ارادهات به پیوستگی در حال افزایش است.
بر احکام قضا حکم تو قاضی
بر اسرار قدر علم تو قادر
هوش مصنوعی: تو بر اساس قوانین الهی حکم میکنی و داناییات به تو این توانایی را میدهد که رازهای مقدر را بشناسی و بر آنها حاکم شوی.
سعادت همنشینت در مجالس
هدایت هم حریفت بر منابر
هوش مصنوعی: سعادت و خوشبختی تو در جمعهای راهنمایی و هدایت به دست میآید و همچنین رقیب تو در سخنرانیها و منابر نیز حضور دارد.
ترا در شرع امری باد جاری
مرا در شعر طبعی باد ماهر
هوش مصنوعی: در قوانین دین، تو به عنوان یک دستور و راهنما مطرح هستی، اما در شعر، من همچون یک هنرمند با استعداد و ماهر عمل میکنم.
چو عیدی بگذرد تا عید دیگر
به عید دیگرت هر شب مبشر
هوش مصنوعی: وقتی عید تمام میشود و جشنی دیگر در پیش است، هر شب نوید یک عید جدید را بدهید.