برگردان به زبان ساده
ای ز یزدان تا ابد ملک سلیمان یافته
هرچه جسته جز نظیر از فضل یزدان یافته
هوش مصنوعی: ای کسی که به یاری خدا تا ابد پادشاهی سلیمان را به دست آوردهای، هرچه جستجو کردهای، جز برابری از رحمت خدا نیافتهای.
ای ز رشک رونق بزمت سلیمان را خدای
از تضرع کردن هبلی پشیمان یافته
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر زیبایی و رونق مراسم سلیمان حسادت میکنی، بدان که خداوند از درخواست و تضرع او پشیمان نشده و به او پاسخ مثبت داده است.
منبر از یادت جناب خطبه عالی داشته
دولت از نامت دهان سکه خندان یافته
هوش مصنوعی: تو به یاد مردم، در خطبهها و سخنرانیهای خود تأثیرگذاری بزرگی داری و از نام نیکویت، جامعه رونق و شکوفایی یافته است؛ به طوری که حرفهای خوب تو به مانند سکهای خندان در زبانها جاری شده است.
هرچه دعوی کرده از رتبت امیرالمؤمنین
روزگار از پایهٔ تخت تو برهان یافته
هوش مصنوعی: هر چیزی که درباره مقام والای امیرالمؤمنین گفته شده، امروز به وضوح از جایگاه تو و تخت سلطنتت ثابت شده است.
اختران را شوکتت بر سمت طاعت رانده
آسمان را همتت در تحت فرمان یافته
هوش مصنوعی: ستارگان به عظمت تو فرمانبردار شدهاند و آسمان نیز به خاطر ارادهات در زیر تسلط تو قرار گرفته است.
بارها از شرم رایت آسمان خورشید را
زیر سیلاب عرق در موج طوفان یافته
هوش مصنوعی: بارها به خاطر زیبایی و عظمت آسمان، خورشید را زیر قطرات عرق و در میان خروش طوفان دیدهایم.
پیش چوگان مرادت گوی گردون را قضا
بیتصرف سالها چون گوی میدان یافته
هوش مصنوعی: قبل از اینکه به هدف خود برسی، تقدیر و سرنوشت سالها بهطور طبیعی و بدون هیچ تغییری مانند گوی در میدان بازی میچرخد.
کرده موزن حل و عقد آفرینش را قدر
تا ز عدل شاملت معیار و میزان یافته
هوش مصنوعی: خداوند با حکمت و تدبیر تمام آفرینش را ایجاد کرده تا بر اساس عدالت، معیار و اندازهای برای همه چیز تعیین کند.
منهیان ربع مسکون زاب روی عدل تو
فتنه را پنجاه ساله نان در انبان یافته
هوش مصنوعی: در سرزمینهای مسکونی، به برکت عدل و انصاف تو، فتنهها و آشوبها مدتی طولانی است که از بین رفته و به آرامش رسیدهاند.
در میان دولتی با حلق ملکی گشته سخت
هر کمندی کز کف عزم تو دوران یافته
هوش مصنوعی: در یک حکومت بزرگ، هر گونه تلاشی که از اراده تو نشأت گرفته، به سختی به دست آمده و به دورانی تبدیل شده است.
بارها آحاد فراشانت شیر چرخ را
در پناه شیر شادروان ایوان یافته
هوش مصنوعی: بارها، افراد خدمتگزار تو در سایهی شیر رکندار ایوان، به شیرگردان (دوست و حامی) تو روی آوردهاند.
حادثه در نرد درد و فتنه در شطرنج رنج
بدسگالت را حریف آب دندان یافته
هوش مصنوعی: در بازی نرد، اتفاقات و مشکلات به شکل درد و پریشانی خود را نشان میدهند و در شطرنج، چالشها به صورت رنج و زحمت آشکار میشوند. در این میان، حریف تو از این رنج و درد، لذتی مییابد که همانند آب دندان است.
زلفوارش سر ز تن ببریده جلاد اجل
بر دل هرک از خلافت خال عصیان یافته
هوش مصنوعی: مثل زلف او که به راحتی از سر جدا میشود، مرگ بر دل هر کس که دارای نشانههای عصیان باشد، حکمرانی میکند.
از مصافت قایل تکبیر حیران مانده باز
وز نفاذت نامهٔ تقدیر عنوان یافته
هوش مصنوعی: از دوری و فاصله، در حیرت و شگفتی هستم و از قدرت تو، نامهٔ سرنوشت و تقدیرم به وضوح مشخص شده است.
هم ز بیم لمعهٔ تیغ تو جاسوس ظفر
مرگ را در چشمهٔ تیغ تو پنهان یافته
هوش مصنوعی: از ترس درخشش تیغ تو، جاسوس پیروزی مرگ در لابهلای تیغ تو پنهان شده است.
جرم خاک از بس و حل کز خون خصمت ساخته
ابلق ایام را افتان و خیزان یافته
هوش مصنوعی: خطای زمین به خاطر خونی است که از دشمن تو ریخته شده و روزها در حال نوسان و تغییر هستند.
زان اثرها کز سنانت یاد دارد روزگار
یک نشان معجز از موسی عمران یافته
هوش مصنوعی: از نشانههایی که زمان به یاد تو دارد، یک معجزه از موسی پسر عمران را پیدا کرده است.
ناقهٔ صالح، عصای موسی و روح پدر
هرسه را در بطن مادر دیده بیجان یافته
هوش مصنوعی: دانسته شده که در درون مادر، نشانهها و ویژگیهایی از ناقه صالح، عصای موسی و روح پدر وجود دارد، ولی هنوز این نشانهها جان نگرفتهاند.
سالها بر خوان رزم از میزبان تیغ تو
وحش و طیر و دام ودد را چرخ مهمان یافته
هوش مصنوعی: سالها در کنار میزبان در نبرد، تو با تیغ خود، شکارچی وحش، پرنده، دام و موجودات وحشی را به مهمانی خود دعوت کردهای.
هرکجا طی کرده یک پی نعل اسبت خاک رزم
اژدهای رایت از باد ظفر جان یافته
هوش مصنوعی: هر کجا که پای اسبت رفته، خاکی که در آنجا قرار گرفته به دلیل پیروزی و فتوحات تو جان تازهای گرفته است.
آفتاب از سمت رزمت چون به مغرب آمده
چهره چون قوس قزح پر اشک الوان یافته
هوش مصنوعی: خورشید که از سمت شرقی پایین میآید و به سمت غرب میرود، چهرهاش به رنگهای مختلف و شاداب مانند رنگهای رنگین کمان میدرخشد و حالت اشکبار و زیبایی به خود گرفته است.
وز گشادت روز دیگر چون به خود پرداخته
دیده چون رخسار مه پر زخم پیکان یافته
هوش مصنوعی: در روز بعد وقتی که به خود آمدی، چهرهات همانند ماهی که زخمهای پیکان را بر چهرهاش دارد، دچار آسیب و نارضایتی خواهد شد.
وز بخار خون خصمانت هوای معرکه
بیمزاج انجم استعداد باران یافته
هوش مصنوعی: بخارات ناشی از خونریزی و دشمنی، هوای جنگ را که بیطعم و عطر است، آماده شده برای باران میکند.
پس به مدتها ز خاک رزمگاهت روزگار
رستنی را صورت و ترکیب مرجان یافته
هوش مصنوعی: زمانی طولانی از میدان جنگ تو گذشته است و حالا روزگار به تو شکلی زیبا و ارزشمند مانند مرجان بخشیده است.
خسروا من بنده در اثناء این خدمت که هست
گوش و هوش از گوهرش سرمایهٔ کان یافته
هوش مصنوعی: ای خسروا! من، یک بنده، در این خدمت درمیابم که گوش و هوش من از این گوهر، سرمایهای چون معدن یافتهاند.
قصد آن کردم که ذوالقرنین ثانی گویمت
هر غلامت از تو در هر مکرمت آن یافته
هوش مصنوعی: تصمیم گرفتم که تو را مانند ذوالقرنین دوم خطاب کنم، زیرا هر یک از خدمتکارانت از تو در هر خوبی و نیکی بهرهمند شدهاند.
شاد باش ای مصطفی سیرت خداوند این منم
کز قبول حضرتت اقبال حسان یافته
هوش مصنوعی: خوش باش ای مصطفی، که من اینجا هستم، شخصی که به واسطه پذیرش و لطف تو به مقام حسن و زیبایی رسیدهام.
تا توان گفتن همی با خسرو سیارگان
کای زکیوان پاسبان وز ماه دربان یافته
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به گفتوگو با فرمانروایان و نگهبانان آسمانها اشاره میکند و ظرفیتی را برای ابراز اندیشهها و احساسات خود نشان میدهد. او از زیبایی و شکوه آسمان و ماه یاد میکند و این ارتباط را به نوعی نمادین با قدرت و مقام میسازد. این بیان در واقع نشاندهندهی آرزوی شاعر برای ارتباط با موجودات بزرگ و برجسته است.
بادت اندر خسروی سیاره از فوج حشم
ای مه منجوق چترت قدر کیوان یافته
هوش مصنوعی: ای باد صبحگاهی، تو در سلطنت سیارات در میان گروهی از سربازان میوزی. ای ماه که مانند دانههای مروارید در چترت حلقهزدهای، قدر و مقام تو مثل کیوان (زحل) به دست آمده است.
هرچه پنهان قضا حزم تو پیدا داشته
هرچه دشوار قدر عزم تو آسان یافته
هوش مصنوعی: هرچیزی که سرنوشت پنهان کرده، با تدبیر و هوش تو نمایان شده و هر مشکل و دشواری که به نظر میرسد سخت باشد، با ارادهات به سادگی حل شده است.