برگردان به زبان ساده
ای چو عقل اول از آلایش نقصان بری
چون سپهرت بر جهان از بدو فطرت برتری
هوش مصنوعی: ای مانند عقل اولیه که از هر نوع نقص و آلودگی پاکی، تو همچون آسمان که از ابتدا برتری و بر جهان سایه افکندهای.
مسند تست آن کزو عالی نسب شد کبریا
پایهٔ تست آن کزو ثابت قدم شد مهتری
هوش مصنوعی: شما بر اساس نسب بلندی که دارید، به مقام والایی رسیدهاید و آن کسی که به استقامت و ثبات رسیده، صاحب منصب شده است.
سایه و خورشید نتوانند پیمودن تمام
گر ز جاه خویش در عالم بساطی گستری
هوش مصنوعی: سایه و خورشید نمیتوانند به تمام نقاط دنیا برسند، حتی اگر مقام و مرتبهات در این دنیا بسیار بزرگ باشد.
تا تو باشی مشتری را صدر و مسند کی رسد
گر دوات زر شود خورشید پیش مشتری
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هنگامی که تو حضور داری و مشتری نزد تو است، دیگر جایی برای دیگران نیست. حتی اگر دواتی زرین باشد و نوری همچون خورشید داشته باشد، باز هم وقتی که تو در میان هستی، ارزش چندانی نخواهد داشت. به عبارتی، حضور و جایگاه تو بسیار مهمتر و باارزشتر از هر چیز دیگری است.
تو در آن جمع بدین منصب رسیدستی کزو
ماه با پیکی برون شد زهره با خنیاگری
هوش مصنوعی: تو در آن جمع به چنین مقام و مرتبهای دست یافتهای که از آنجا ماه با پیامآوری بیرون آمده و زهره با آوازخوانی دیده میشود.
باز پس ماند ز همراهیت اگر آصف بود
کاروانی کی رسد هرگز به گرد لشکری
هوش مصنوعی: اگر آصف از کاروانی عقب بماند، هرگز نمیتواند به لشکری برسد.
آصف ار آن ملک را ضبط آنچنان کردی به رای
گم کجا کردی سلیمان مدتی انگشتری
هوش مصنوعی: اگر آصف، ملک را بهطور شگفتانگیزی به دست آورده باشد، دیگر نمیدانم سلیمان چگونه به مدت طولانی انگشتری را در آنجا نگهداری کرد.
فرق باشد خاصه اندر جلوهگاه اعتبار
آخر از نقش الهی تا به نقش آزری
هوش مصنوعی: در نگاهی عمیق، تفاوتهایی وجود دارد، بهویژه در مکانهایی که اعتبار و شهرت خود را به نمایش میگذارند؛ از نقش خداوندی گرفته تا نقش انسانی.
آن شنیدستی که روزی کلکت از روی عتاب
آنکه بیتمکین او ناید ز افسر افسری
هوش مصنوعی: روزی به تو گفتهاند که اگر کسی با نافرمانی و بیاحترامی به رفتار کند، دیگران به او توجه نمیکنند و از مقام و جایگاه او کاسته میشود.
گفت نیلوفر چو کلک از آب سر بیرون کشد
کیست او تا پیش کلک اندر سرش افتد سری
هوش مصنوعی: وقتی نیلوفر آبی مانند پرندهای از آب بلند میشود، باید بدانیم که این چه کسی است که در سایهاش سرش را بلند میکند و به او توجه میکند.
آفتاب از بیم آن کین جرم را نسبت بدوست
همچو کلکت زرد شد بر گنبد نیلوفری
هوش مصنوعی: خورشید به خاطر ترس از جرم آن، به زردی کلک زرد بر گنبد نیلوفری رنگین شده است.
گر نفاذ دیو بندت باس آهن بشکند
درع داودی کند در دستها زین پس پری
هوش مصنوعی: اگر قدرت شیطان تو را به بند بکشد، آهن هم قادر به شکستن نخواهد بود و چیزی مانند زره داود در دستانت خواهد بود و از این پس تو را پری میسازد.
ای به جایی در خداوندی کز آنسو جای نیست
میتوانی چون همی از آفرینش بگذری
هوش مصنوعی: تو به جایگاهی در خداوندی رسیدهای که هیچ مکانی نیست، و میتوانی وقتی از آفرینش گذشتی، به آنجا وارد شوی.
بر بساط بارگاهت جای میجست آفتاب
چرخ گفتش خویش را چند بر جایی بری
هوش مصنوعی: در کاخ و بارگاه تو، آفتاب در جستجوی جایگاه خود بود و به او گفتند که چرا در جایی مشخص باقی نمیمانی.
باد را هردم بساطت گوید ای بیهودهرو
عرش داری زیر پاهان تا به غفلت نسپری
هوش مصنوعی: باد هر لحظه به تو میگوید که ای بیفایده در مسیر نرو، زیرا تو عرش را زیر پا داری و باید مراقب باشی تا در بیتوجهی نمانی.
در چنین حضرت که از فرط تحیر گم شود
سمت وزن و قافیت بر بونواس و بحتری
هوش مصنوعی: در این مکان که به خاطر شگفتی و حیرت، کسی نمیتواند به درستی وزن و قافیه را رعایت کند، شاعران بزرگ مانند بونواس و بحتری نیز دچار سردرگمی میشوند.
از قصور مایه یا از قلت سرمایه دان
گر تحاشی میکند از خدمت تو انوری
هوش مصنوعی: شاید علت این که کسی از کمک کردن به تو پرهیز میکند، به کمبود مهارت یا ضعف سرمایهاش برمیگردد.
تو خود انصافش بده در بارگاه آفتاب
هیچکس خفاش را گوید چرا میننگری
هوش مصنوعی: تو خود قضاوت کن، در برابر آفتاب هیچکس از خفاش نمیپرسد چرا به نور نگاه نمیکند.
گر خلافی رفتش اندر وعده روزی درگذار
مشمر از عصیان و خود دانم ز خدمت بشمری
هوش مصنوعی: اگر روزی وعدهای شکسته شود، این را به حساب نافرمانی نگذار و خودت میدانی که از خدمتگذاری به تو پشیمان نیستم.
ور ز روی بندگی ترتیب نظمی میکند
تا ازو روزی چنان کز بندگان یاد آوری
هوش مصنوعی: اگر بر اساس بندگی و خدمت به خداوند، نظم و ترتیبی برقرار کند، در این صورت روزی به او داده میشود که بندگان دیگر نیز به یاد او بیفتند.
عقل فتوی میدهد کین یک تجاوز جایزست
ورنه حسان کیست خود در معرض پیغمبری
هوش مصنوعی: عقل میگوید که به این تجاوز اجازه داده شده است، وگرنه حسان، کیست که خود را در مقام پیامبری قرار دهد؟
راستی به، طوطیان خطهٔ اسلام را
با وجودت خامشی دانی چه باشد کافری
هوش مصنوعی: راستی، باید بگویم که طوطیهای سرزمین اسلام با حضور تو، چگونه میتوانند ساکت بمانند و این سکوت را بر کفر تحمیل کنند.
نیست مطلوبش مواجب زانکه در هر نوبتی
بیتقاضا خود خداوندا نه آن غم میخوری
هوش مصنوعی: خواستنی در نزد او، پاداش و مزد نیست، چون در هر فرصتی بدون خواسته، خود او به طلب ما میآید. ای خداوند، تو هم درباره آن غم نخور.
اندرین نوبت خرد تهدید میکردش که هان
جای می بین حاصلت زیفست و ناقد جوهری
هوش مصنوعی: در این زمان، خرد به او هشدار میدهد که مواظب باشد، زیرا آنچه به دست آوردهاست، ناپایدار و کمارزش است و نمیتواند به خوبی او را ارزیابی کند.
عشق گفت ای انوری دانی چه منیوش این سخن
شاعری سودا مپز رو ساحری کن ساحری
هوش مصنوعی: عشق به انوری میگوید: آیا میدانی من چه هستم؟ این سخن شاعرانه را رها کن و به جادوگری بپرداز.
لیکن ار انصاف خواهی هیچ حاجت نیستت
تا طریق فرخی گویی و طرز عنصری
هوش مصنوعی: اما اگر به انصاف بخواهی، نیازی نیست تا روش فرخی را بیان کنی و قالب عنصری را دنبال کنی.
چون بگفتی صدر دنیا صاحب عادل عمر
مدح کلی گفته شد دیگر چه معنی پروری
هوش مصنوعی: وقتی گفتی که در دنیا، چهرهام فخر و برتری دارد، دیگر چه نیازی به توصیف و ستایش ناقص باقی میماند؟
سایهٔ او بس ترا بر سر که اندر ضمن او
نوربخش اختران ننهاد جز نیکاختری
هوش مصنوعی: سایهاش چنان بزرگ و گسترده است که هیچ ستارهای درخشانتر از او در این فضا وجود ندارد و فقط کسی با خصوصیات نیکو میتواند در کنار او باشد.
چاکر او باش آیا گر مسلم گرددت
بس خداوندی که بر اقران کنی زان چاکری
هوش مصنوعی: اگر به خدمت او درآیی و به حقیقت مسلمان شوی، همان خدایی که تو را بر دیگران برتری میبخشد، ناشی از همین خدمت و چاکری توست.
تا بود در کارگاه عالم کون و فساد
چار ارکان را بهم گه صلح و گاهی داوری
هوش مصنوعی: زمانی که در دنیای وجود و نابودی، چهار عنصر به هم میپیوندند، گاهی آرامشی برقرار میشود و گاهی نیاز به قضاوت و تصمیمگیری پیش میآید.
بسته بادا بر چهار ارکان به مسمار دوام
دور عمرت زانکه عالم را تو رکن دیگری
هوش مصنوعی: برای اینکه زندگیات همیشه پایدار بماند، باید چهار پایهاش محکم و استوار باشد. زیرا وجود تو در این دنیا بهنوعی از ارکان و اساسهای دیگر مهمتر است.
پایهٔ گردون مسلم دور گردون زیردست
سایهٔ سلطان مربی حفظ یزدان بر سری
هوش مصنوعی: آسمان به دور خود میچرخد و زیر سایهٔ سلطان قرار دارد، که به مانند مربی، حافظ و نگهبان خداوند است.
از جهان برخور بدان منگر که در خورد تو نیست
نیست او در خورد تو لیکن تو او را درخوری
هوش مصنوعی: به دنیا به گونهای نگاه نکن که به تو چیزی نمیدهد. او چیز خاصی برای تو ندارد، اما تو خودت میتوانی او را در وجودت جا بدهی و از او بهرهمند شوی.