برگردان به زبان ساده
سپهر رفعت و کوه وقار و بحر سخا
علاء دین که سپهریست از سنا و علا
هوش مصنوعی: آسمان بلندی و کوه استواری و دریای سخاوت، علاء الدین است که همانند آسمانی روشن با نور و بلندیهای بزرگ میدرخشد.
خلاصهٔ همه اولاد خاندان نظام
خلاصهٔ به حقیقت خلاصهٔ به سزا
هوش مصنوعی: تمام فرزندان خاندان نظام، در نهایت به معنای عمیق و شایستهای از خودشان میرسند.
نظام داد مقامات ملک را به سخن
چنانکه کار مقیمان خاک را به سخا
هوش مصنوعی: خداوند برای هر چیز قانونی و نظامی مشخص قرار داده است، همانطور که برای زندگی مردم روی زمین، generosity و بخشش اهمیت دارد.
خدایگان وزیران که در مراتب قدر
برش سپهر بود چون بر سپهر سها
هوش مصنوعی: خدایگانی که وزیران هستند، در جایگاه خود مانند ستاره سها در آسمان میدرخشند و از مقام و ارزش زیادی برخوردارند.
شکسته طاعت او قامت صبی و مسن
ببسته قدرت او گردن صباح و مسا
هوش مصنوعی: محبت و اطاعت از او باعث شده است که حتی جوانان و پیران تحت تاثیر او قرار بگیرند و قدرت او باعث شده تا بهترین روزها و شبها تحت کنترل او باشند.
سخن ز سر قدر برکشد به جذب ضمیر
درو نه رنگ صواب آمده نه بوی خطا
هوش مصنوعی: اگر سخن از عمق معرفت و ارزش بالای خود بگوید، در دل شنونده جذبی ایجاد میکند. در اینجا نه نشانی از درست بودن وجود دارد و نه بویی از اشتباه.
ز باد صولت او خاک خواهد استعفا
ز تف هیبت او آب گیرد استسقا
هوش مصنوعی: از باد قدرت او، خاک به دنبال کنارهگیری است و از شدت تاثیری که بر جا میگذارد، آب برای نوشیدن طلب میکند.
نهد رضا و خلافش اساس کون و فساد
دهد عتاب و نوازش نشان خوف و رجا
هوش مصنوعی: هر چه که در دنیا اتفاق میافتد، یا رضایت خداوند است و یا مخالف خواست او. این دو حالت میتواند باعث ایجاد محبت و تنبیه شود و همزمان ترس و امید را در دل انسان به وجود آورد.
اگر نه واسطهٔ عقد عالم او بودی
چه بود فایده در عقد آدم و حوا
هوش مصنوعی: اگر نبود آن کسی که عالم به مسائل و شرایط عقد است، عقد آدم و حوا چه فایدهای داشت؟
زه ای رکاب ثبات ترا درنگ زمین
زه ای عنان سخای ترا شتاب صبا
هوش مصنوعی: ای رکاب ثبات تو، زمین را به آرامی در دست دار، و ای افسار سخاوت تو، باد صبا را به شتاب در آور.
به درگه تو فلک را گذر به پای ادب
به جانب تو قضا را نظر به عین رضا
هوش مصنوعی: در درگاه تو، آسمان را با فروتنی میسپرند و به سوی تو، سرنوشت را با چشم رضا مینگرند.
به زیر سایهٔ عدل تو فتنها پنهان
به پیش دیدهٔ وهم تو رازها پیدا
هوش مصنوعی: در زیر سایهٔ انصاف تو، کسانی که در فتنهها هستند، پنهان میشوند و رازهایشان بهراحتی در برابر تخیلات تو نمایان میشود.
نواهی تو ببندد همی گذار قدر
اوامر تو بتابد همی عنان قضا
هوش مصنوعی: فرمانهای تو میتواند سرنوشت را متوقف کند و تاثیرات اراده تو بر قضا و تقدیر نمایان میشود.
تو اصل دادن و دادی چو حرف اصل کلام
تو اصل دانش و دینی چو صوت اصل صدا
هوش مصنوعی: تو هستی بخش اصل وجود و حقیقت، همانطور که کلام اصلی تو، جوهر دانش و دین تو نیز مانند صدای واقعی و اصلی است.
ز رشک طبع تو دارد مزاج دریا تب
گمان مبر که ز موج است لرزه بر دریا
هوش مصنوعی: به خاطر غیرت و طبع تو، دریا هم دچار تب و تلاطم است. این فکر را نکن که این لرزشها به خاطر امواج دریا است.
صدف که دم نزند دانی از چه خاصیت است
ز شرم نطق تو وز رشک لؤلؤی لالا
هوش مصنوعی: صدف زمانی که سخن نمیگوید، آیا میدانی که این به چه دلیل است؟ این نشان از شرم و حیا از نطق تو و حسادت به زیبایی لؤلؤی سفید دارد.
ز نور رای تو روشن شده است رای سپهر
وگرنه کی رودی آفتاب جز به عصا
هوش مصنوعی: از نور عقل و اندیشهات، روشنایی آسمان بهدست آمده است، وگرنه چطور ممکن است تابش آفتاب بدون وجود راهنما و هدایتگر باشد؟
تو آن کسی که ز باران فتح باب کفت
مزاج سنگ شود مستعد نشو و نما
هوش مصنوعی: تو آن شخصی هستی که به طور طبیعی تحت تأثیر دگرگونیها قرار نمیگیری و در برابر حوادث سخت و چالشها مقاومت میکنی.
تویی که گر سخطت ابر ژاله بار شود
اجل برون نتواند شدن ز موج فنا
هوش مصنوعی: تو هستی که اگر خشم تو ببارد، حیات مانند ابر بارانزا گسسته خواهد شد و هیچچیز نمیتواند از امواج فنا و نابودی فرار کند.
به صد قران بنزاید یکی نتیجه چو تو
ز امتزاج چهار امهات و هفت آبا
هوش مصنوعی: به صد سکه طلا هم نمیتوان مانند تو نتیجهای به دست آورد، چرا که تو fruto حاصل از ترکیب چهار مادر و هفت اجداد هستی.
به سعد و نحس فلک زان رضا دهند که او
به خدمت تو کمر بسته دارد از جوزا
هوش مصنوعی: سخن از تقدیر و سرنوشت است که با خوشبختی و بدبختی به تو پاسخ میدهد، زیرا او با اراده و تلاش آماده خدمت به توست.
تبارکالله از آن آبسیر آتشفعل
که با رکاب تو خاکست و با عنانت هوا
هوش مصنوعی: خداوند را سپاس که آن آبی که خاصیتهای آتشین دارد، به خاطر تو خاک را به چرخه حیات کشانده و هوا را زنده میکند.
به شکل آب رود چون فرو شود به نشیب
به سیر باد رود چون برآید از بالا
هوش مصنوعی: وقتی که آب رودخانه به قسمتهای پایینتر میرسد، به آرامی و با نرمی حرکت میکند. اما زمانی که از دما و فشار بالا جدا میشود، به سرعت بالا میآید و به سمت بالا حرکت میکند.
زمردین سمش اندر وغا به قوت جذب
ز دیده مهرهٔ افعی برون کشد ز قفا
هوش مصنوعی: اسب زمردی رنگش در میدان جنگ به قدری قوی و پرتوان است که میتواند با نیروی خود، مهرهٔ افعی را از پشتش بیرون بکشد.
مگر به سایهٔ او برنشاندش تقدیر
وگرنه کی به غبارش رسد سوار ذکا
هوش مصنوعی: آیا ممکن است سرنوشت او را به سایهٔ کسی برساند وگرنه چگونه ممکن است سوار هوشمندی به او برسد؟
به دخل و خرج عیاری که نعلش انگیزد
کند ز صحرا کوه و کند ز که صحرا
هوش مصنوعی: شخصی که در کار خویش مهارت دارد و به خوبی مدیریت میکند، میتواند از مشکلات و چالشها عبور کند و از هر شرایطی بهرهبرداری کند؛ حتی اگر شرایط سخت و دشواری پیش رو باشد.
زمانه سیری کامروزش ار برانگیزی
به عالمی بردت کاندرو بود فردا
هوش مصنوعی: اگر امروز روزگار خوشی به تو بدهد و شاد کنی، میتوانی دنیای جدیدی بسازی که فردا برایت بهتر باشد.
بزرگوارا من بنده گرچه مدتهاست
که بازماندم از اقبال خدمت تو جدا
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، من اگرچه مدتی است که از تو دور ماندهام و توفیق خدمت به تو را ندارم، هنوز هم بنده و زیر دستان توام.
جدا نبود زمانی زبان من ز ثنات
چه باخواص و عوام و چه در خلا و ملا
هوش مصنوعی: زبان من همیشه به ستایش مشغول بوده، چه در جمع خواص و عامه مردم و چه در سکوت و تنهایی.
به نعت هرکه سخن راندهام فزون آمد
همم مدیح ز اندازه هم طمع ز عطا
هوش مصنوعی: هر وقت به توصیف کسی سخن گفتهام، تمجید و ستایش من از آنچه لایق بوده، بیشتر شده و همواره از بخششهای او به خودم امید داشتهام.
مگر به مدح تو کز غایت کمال و بهات
چنانک خواست دلم خاطرم نکرد وفا
هوش مصنوعی: من فقط به خاطر وصف زیباییها و کمالاتت سخن میگویم و دل من که به شدت خواهان توست، هیچ وفایی به من نکرده است.
سخن ببست مرا اندرین قصیده ز عجز
همی چه گویم بس نیست این قصیده گوا
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساس ناتوانی و کمبود کلمات خود در بیان احساسات و افکارش اشاره میکند. او میگوید که در این شعر به قدری غرق در اندیشهها و احساساتش است که نمیداند چگونه باید صحبت کند و بیانش کافی نیست. این شعر نشاندهنده تردید و دشواری در انتقال معنا و ارتباط با دیگران است.
اگر به مدح و ثنا هرکسی ستوده شود
تو آن کسی که ستوده به تست مدح و ثنا
هوش مصنوعی: اگر کسی در ستایش و تمجید دیگران قرار گیرد، تو باید بدانی که آن ستایش در حقیقت به خود تو بازمیگردد و تو همان کسی هستی که مورد ستایش واقع میشوی.
به ناسزا چه برم بیش ازین مدایح خویش
سزای مدح تویی وتراست مدح سزا
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که سخن گفتن درباره خوبیها و ارزشهای تو از توصیفهای بدی که به دیگران نسبت میدهم، بسیار بهتر است. به عبارت دیگر، تمجید و ستایش از تو لایقتر است و چیزی جز تحسین تو نمیتواند جوابگوی شایستگیهایت باشد.
به شبه و شکل تو گر دیگران برون آیند
زمانه نیک شناسد زمرد از مینا
هوش مصنوعی: اگر دیگران در ظاهر و شکل تو به چشم بیایند، زمانه به خوبی درمییابد که زمرد، ارزش و زیبایی بیشتری نسبت به مینا دارد.
خدای داند کز خجلت تو با دل ریش
که تا به مقطع شعر آمدستم از مبدا
هوش مصنوعی: خدا میداند که به خاطر شرم تو، دل من جریحهدار شده است و تا زمانی که به اینجا در شعر رسیدم، از اصل و آغاز کار احساس ناراحتی و خجالت میکنم.
همی چه گفتم گفتم که زیره و کرمان
همی چه گفتم گفتم که بصره و خرما
هوش مصنوعی: من از چیزهایی که گفتهام، همواره یادآوری کردهام که زیره و کرمان چه ارتباطی با هم دارند، و همچنین بصره و خرما نیز به همین ترتیب.
همیشه تا که بود در بقای عالم کون
امید عاقبت اندر حساب بیم و بلا
هوش مصنوعی: همیشه تا زمانی که عالم هستی برقرار باشد، باید به امید روزهای خوب و پایان خوش در میان نگرانیها و مشکلات زندگی فکر کرد.
حساب عمر تو در عافیت چنان بادا
که چون ابد ز کمیت برون شود احصا
هوش مصنوعی: عمر تو در آرامش و سلامتی باید به گونهای باشد که وقتی به پایان میرسد، فراتر از تعداد سالها و کمّیت زندگیات باشد و نتوان آن را به راحتی شمرد.
به هرچه گویی قول تو بر زمانه روان
به هرچه خواهی حکم تو بر ستاره روا
هوش مصنوعی: هر چیزی که بگویی، سخنت در زمان پیوسته خواهد بود و هر تصمیمی که بگیری، بر سرنوشت و فلک مینشیند.
بر استقامت حال تو بر بسیط زمین
بر آسمان کف کف الخضیب کرده دعا
هوش مصنوعی: حال تو بر زمین و آسمان مستحکم و پایدار شده و دعای تو مانند آب روان در همه جا جاری است.