رباعیات
ابوالحسن فراهانی
»
دیوان اشعار
»
رباعیات
شمارهٔ ۱ : ای خضر بیابان کلام حکما
شمارهٔ ۲ : زلف و رخ یار مبتلا داشت مرا
شمارهٔ ۳ : جانا از رشک می سپارم جان را
شمارهٔ ۴ : با دیده بی خون که نه بینم آن را
شمارهٔ ۵ : چشم تو که با جهان عتاب است او را
شمارهٔ ۶ : ای مردم چشمم چه وبال است تو را
شمارهٔ ۷ : از عمر من آن چه کاهد ای حور نسب
شمارهٔ ۸ : دور از رخت ای سرو قد شکر لب
شمارهٔ ۹ : از آتش چهره چون برانداخت نقاب
شمارهٔ ۱۰ : این باران ست و برق ظاهر ز سحاب
شمارهٔ ۱۱ : چشم زین پیش ای بت خورشید جناب
شمارهٔ ۱۲ : ای شاهد جود از تو در زیر نقاب
شمارهٔ ۱۳ : شعری که ازو گرفت نه گردون زیب
شمارهٔ ۱۴ : ای شعر تو چون حسن سراپا همه زیب
شمارهٔ ۱۵ : عیب ست بد اب پاک شوینده عیب
شمارهٔ ۱۶ : تا روشن شد دیده ام از رقعه دوست
شمارهٔ ۱۷ : فردا که حیات تازه گیرند اموات
شمارهٔ ۱۸ : مشک است به گرد نقطه پرگارت
شمارهٔ ۱۹ : گویند کسان جمله چه هشیار و چه مست
شمارهٔ ۲۰ : چون شیشه شکسته شد بهرحال که هست
شمارهٔ ۲۱ : هرچند که گویند به من پیوست
شمارهٔ ۲۲ : جز علم و عمل که همدم روز جزاست
شمارهٔ ۲۳ : حوری که به زعم او چو او نایاب است
شمارهٔ ۲۴ : آن غنچه که عالمی ازو در تاب است
شمارهٔ ۲۵ : در جلوه چو سرو قدت ای یار کجاست
شمارهٔ ۲۶ : با من که ز ناله ام فلک برحذر است
شمارهٔ ۲۷ : گفتم سفری کنم اگر تقدیرست
شمارهٔ ۲۸ : صد رخنه به دل هر دمم از صد نیش است
شمارهٔ ۲۹ : دل سیر شد از تو خوب رویی می خواست
شمارهٔ ۳۰ : امشب که رخش خانه فروز من و تست
شمارهٔ ۳۱ : دانی که چرا نمی توان دید ای دوست
شمارهٔ ۳۲ : گفتی چشمم از چه خضبال است ای دوست
شمارهٔ ۳۳ : هرچند که من ناکس و دونم ای دوست
شمارهٔ ۳۴ : از دلبر من حدیث گرمی سخنی ست
شمارهٔ ۳۵ : ما را در دل جز آن گل رعنا نیست
شمارهٔ ۳۶ : حاصل از ریش وصیه جزء پشمت نیست
شمارهٔ ۳۷ : ای آن که به جز غم تو دل خواهم نیست
شمارهٔ ۳۸ : آن شوخ که عشق سهل کاری پنداشت
شمارهٔ ۳۹ : چون عشق دل رمیده از ما بگرفت
شمارهٔ ۴۰ : ای میر که دامن دلت غم نگرفت
شمارهٔ ۴۱ : افسوس که از کنار من یاری رفت
شمارهٔ ۴۲ : دل رویش را رشک نگارستان گفت
شمارهٔ ۴۳ : آن میر که خویش را کلامی می گفت
شمارهٔ ۴۴ : دانی زچه شد و قف تعرض جانت
شمارهٔ ۴۵ : هرچند پسر مرتبه عالی افتاد
شمارهٔ ۴۶ : در عالم تنگ عرصه سفله نهاد
شمارهٔ ۴۷ : بی روی تو جان محنت اندوز مباد
شمارهٔ ۴۸ : تنها نه به خون این دل مفتون خسبد
شمارهٔ ۴۹ : از دیده ی من چو دل برون می افتد
شمارهٔ ۵۰ : آن شوخ که دل ز مهر و مه میدزدد
شمارهٔ ۵۱ : شوخی که کنون دوری من نپسندد
شمارهٔ ۵۲ : گر زان که فلک اهل دلی نگذارد
شمارهٔ ۵۳ : هرچند دلم غم تو خون میبارد
شمارهٔ ۵۴ : بیچاره دلم راه به کاری نبرد
شمارهٔ ۵۵ : روزم به غم و شبم به شب میگذرد
شمارهٔ ۵۶ : افسوس که بخت بد کم اقبالی کرد
شمارهٔ ۵۷ : در سینه ز جوش خون دل دردا مرد
شمارهٔ ۵۸ : آن چشم که خون خلق در خواب خورد
شمارهٔ ۵۹ : ای آن که غمت بدهر شور اندازد
شمارهٔ ۶۰ : چون بر رخت آن زلف پریشان لرزد
شمارهٔ ۶۱ : شوخی که مرا درگه و بیگه سوزد
شمارهٔ ۶۲ : آن تازه نهال چند سرکش باشد
شمارهٔ ۶۳ : چون کار تو دل شکستن من باشد
شمارهٔ ۶۴ : تا کی رخم از گلاب گلگون باشد
شمارهٔ ۶۵ : آن چشم که فتنه دل و دین باشد
شمارهٔ ۶۶ : آن را که به ایزد سر و کاری باشد
شمارهٔ ۶۷ : هر روز دلم را اسیر خالی باشد
شمارهٔ ۶۸ : عاشق شب وصل یار هم درد کشد
شمارهٔ ۶۹ : تا یار سیه بیهوش چو بخت من شد
شمارهٔ ۷۰ : شوخی که دلش داغ دل گلشن شد
شمارهٔ ۷۱ : هرچند که عمر مایه ناز آمد
شمارهٔ ۷۲ : شوخی که جفا به از وفا میداند
شمارهٔ ۷۳ : دونی دو که مردهای بنگ و برشند
شمارهٔ ۷۴ : مرغ دل من هم به رو هم بال افکند
شمارهٔ ۷۵ : تا جان تو عزم رفتن از تن نکند
شمارهٔ ۷۶ : عاشق باید که از طلب ننشیند
شمارهٔ ۷۷ : جمعی که ثنات رایگان میگویند
شمارهٔ ۷۸ : گر تیرگی روز من غم فرسود
شمارهٔ ۷۹ : ای آن که تو را میل به گلزار بود
شمارهٔ ۸۰ : ای آن که تو را مدار بر زور بود
شمارهٔ ۸۱ : آن بی حاصل که وصل بگذاشته بود
شمارهٔ ۸۲ : دی بابت هرزه گرد بی حاصل خود
شمارهٔ ۸۳ : نقش رخ او ز چشم بینا نرود
شمارهٔ ۸۴ : از گریه اگر چه یار همدم نشود
شمارهٔ ۸۵ : ای چشمم از انتظار روی تو سفید
شمارهٔ ۸۶ : اول طلب بخت بلندی باید
شمارهٔ ۸۷ : از دیده زهاد اگر زود آید
شمارهٔ ۸۸ : در علم و عمل هرکه مکمل گردید
شمارهٔ ۸۹ : عمریست که دل حدیث وصلت گوید
شمارهٔ ۹۰ : ای راحت دیده و دل ای نور بصر
شمارهٔ ۹۱ : در دام تو هر دم کشم آزار دگر
شمارهٔ ۹۲ : اینک مشهد ای دل از غفلت کور
شمارهٔ ۹۳ : تا نزد یکی بیار زو دوری دور
شمارهٔ ۹۴ : از چشم تو مرد و زن نفورند نفور
شمارهٔ ۹۵ : ای خواجه به سوی حق ز دنیای مجاز
شمارهٔ ۹۶ : یک ذره ز خاک پای آن ماه طراز
شمارهٔ ۹۷ : ای آن که به حسن و حسن صوتی ممتاز
شمارهٔ ۹۸ : دور از رخ دلگشایت ای مایه ناز
شمارهٔ ۹۹ : بی گریه به سر نمی برم نیم نفس
شمارهٔ ۱۰۰ : آن دل که هوس داشت اسیر همه کس
شمارهٔ ۱۰۱ : شهانه دلم ساخت مفتون زلفش
شمارهٔ ۱۰۲ : آن خواجه که کم باد ز عالم نامش
شمارهٔ ۱۰۳ : رفتن نتوان به کوی آن کافر کیش
شمارهٔ ۱۰۴ : چندان که دلم پیش تو می سوزد بیش
شمارهٔ ۱۰۵ : هند وی سر زلف تو ای کافر کیش
شمارهٔ ۱۰۶ : دانم کنم آرزو حیرانی خویش
شمارهٔ ۱۰۷ : ای برده هوا سوی سماکت به سمک
شمارهٔ ۱۰۸ : چون دور کنم رقیب رازان ناپاک
شمارهٔ ۱۰۹ : وصل تو به سیم و زر نکرد حاصل
شمارهٔ ۱۱۰ : دل وصل تو خواهد ز من ای مهر گسل
شمارهٔ ۱۱۱ : در طره چون شبش دل شعله مثال
شمارهٔ ۱۱۲ : هجوم نگذارد از کف ای مایه بخل
شمارهٔ ۱۱۳ : اشکم همه صرف شد در اندیشه ی دل
شمارهٔ ۱۱۴ : دی توبه به امر دوستی بشکستم
شمارهٔ ۱۱۵ : دایم ز تو من کرانه ای میجستم
شمارهٔ ۱۱۶ : گفتی که چرا بداخترت میگفتم
شمارهٔ ۱۱۷ : از بس که زالفت خسان خون خوردم
شمارهٔ ۱۱۸ : هر چند که سعی در رضایت کردم
شمارهٔ ۱۱۹ : چون مهر سفر به هفت کشور کردم
شمارهٔ ۱۲۰ : ای آن که روی به کوی بیداد گرم
شمارهٔ ۱۲۱ : روزی که ز روح بند تن بردارم
شمارهٔ ۱۲۲ : چون خواهم دل ز دلستان برگیرم
شمارهٔ ۱۲۳ : گر بینم یار وگر نبینم میرم
شمارهٔ ۱۲۴ : از دوری آفتاب عالم سوزم
شمارهٔ ۱۲۵ : حال دل از آن بهانه جو می پرسم
شمارهٔ ۱۲۶ : بر خاک کف پای تو چون رخ نالم
شمارهٔ ۱۲۷ : ای درد و غم تو راحت جان و تنم
شمارهٔ ۱۲۸ : چون کوه گران نمود اصفاهانم
شمارهٔ ۱۲۹ : گویم که دری زوصل اگر باز کنم
شمارهٔ ۱۳۰ : دی با کوری کش از خسان می بینم
شمارهٔ ۱۳۱ : ای کوی تو درد و غم فراوان بردیم
شمارهٔ ۱۳۲ : تا از سر کوی آن صنم دور شدیم
شمارهٔ ۱۳۳ : ما چشم ز جستجوی درمان پوشیم
شمارهٔ ۱۳۴ : در چیدم دوش از خلایق دامن
شمارهٔ ۱۳۵ : در دادن دل به زلفت ای عهد شکن
شمارهٔ ۱۳۶ : خورشید من آن جهان به رویش روشن
شمارهٔ ۱۳۷ : هرچند کیمیاست امروز سخن
شمارهٔ ۱۳۸ : تا چند به بزم غیر تنها رفتن
شمارهٔ ۱۳۹ : ای بخت سیاه بخت تدبیری کن
شمارهٔ ۱۴۰ : ای اشک بود بر رخت ای رشک ختن
شمارهٔ ۱۴۱ : بر بالش راحتی نیامد سر من
شمارهٔ ۱۴۲ : شوخی که گسسته بود پیمان از من
شمارهٔ ۱۴۳ : ای با مهرت سرشته آب و گل من
شمارهٔ ۱۴۴ : شیطان نامی که شد غمش قاتل من
شمارهٔ ۱۴۵ : در دل دو هزار مدّعا دارم من
شمارهٔ ۱۴۶ : ز آن طره که ینست آن که زو هست ایمن
شمارهٔ ۱۴۷ : از عالم سفله ای پسر هیچ مخواه
شمارهٔ ۱۴۸ : گر دل خواهی ای تن محنت پیشه
شمارهٔ ۱۴۹ : زین سلسله تابه حال این فرزانه
شمارهٔ ۱۵۰ : بی شمع جمالت ای به حسن افسانه
شمارهٔ ۱۵۱ : چون دل بستم به زلف آن غالیه مو
شمارهٔ ۱۵۲ : ای باد صبا واله و شیدا بر تو
شمارهٔ ۱۵۳ : ای خانه نه سپهر پرنور از تو
شمارهٔ ۱۵۴ : رحمت آید با همه مغروری تو
شمارهٔ ۱۵۵ : باشد به مثل گر حاتم طی
شمارهٔ ۱۵۶ : ای دل که ز چاک سینه بگریخته ای
شمارهٔ ۱۵۷ : از من برگشت یار من بی سببی
شمارهٔ ۱۵۸ : ای چشم مرا چشم گهربار از پی
شمارهٔ ۱۵۹ : رفتی رفتی از دل پر خون رفتی
شمارهٔ ۱۶۰ : در دایره اهل هوس جا کردی
شمارهٔ ۱۶۱ : ظاهر بینان که دم زنند از یاری
شمارهٔ ۱۶۲ : ای خواجه مکن فخر به مال دگری
شمارهٔ ۱۶۳ : روزی که برغم چرخ مهمان منی
شمارهٔ ۱۶۴ : از سینه خیال قد آن سروسهی
شمارهٔ ۱۶۵ : من کرده ام از هر مژده یی دریایی